با شوهری که سمت مادرشو میگیره چیکار باید کنم ؟
( تروخدا بیایید راهنمایی کنید خواهش میکنم 😔)

اصلا سیاست ندارم و بلد نیستم همسرم الان مدام سمت مادرشو میگیره اصلا دقت نمیکنه که داره با من حرف میزنه هرچی باشه میگه و از مادرش دفاع می‌کنه !
رفتار مادرشوهرم اذیتم می‌کنه یکبار برگشت گفت تو نمیزاری پسرم بیاد خونه ما / شوهرمو مدام بوس ... بغل ... نوازش ... ماساژ میده !!! / تو مهمونی ها پیش همسرم بااااید بشینه حتی به من راه نمیده!/ تو مهمونی ها من معمولا کمک می‌رسونم اما مادرشوهرم هی جلو دیگران بهم کار میگه ! میگه بیا ظرف هارو خشک کن !!! در صورتی که دختر خودش اونجا نشسته ! تازه خودنه خودش هم نبود خونه اقوام بود !!!!!!/ همش میخواد شوهرمو بکشه سمت خودش / عشقه اینو داره همسرم تنها بره حتی یکبار همسرم تنها رفت اونجا زنگ زد به من که بزار پسرم اینجا بخوابه توام برو خونه بابات بمون !!!😐💔


اصلا نمی‌دونم چیکار باید کنم ! هیچ سیاستی ندارم
همسرم میگه تو دهن مامانمو سرویس کردی 😐💔 ! در صورتی که اصلا به اون کار ندارم فقط به همسرم میگم رعایت کنه پیش اونا. همین


تروخدا تروخدا راهنمایی کنید بگید با همسرم بعد از این در رابطه با خانوادش و اونجا رفتن چجوری رفتار کنم که بفهمه واقعا مقصرن! این گاردش از رو من برداشته بشه

نی نی / بچه / پوشک / پوشک / شیر خشک/ شیرخشک/ بی بی چک / نینی / زایمان / سزارین / پستونک /

۲۱ پاسخ

جدا شو شوهرت بچه ننه س

به نظرم خیلی کول برخورد کن .
وقتی زنگ میزنه میگه بذار پسرم اینجا بمونه اااا چه خوب باشه مامان جون بمونه منم یه شب نفس راحت میکشم .اگه گفت برو خونه ی بابات بگو نه میخوام خونه ی خودم راحت باشم تنها باشم یکم .اون موقع به پسرش میگه پاشو برو خونت خانومت معلوم نیست میخواد تنهایی چیکار کنه.
وقتی میره میشینه پیش مامانش توام شروع کن با مردای فامیلتون صحبت کن با داماداشون با برادرش اون موقع میاد میشینه کنارت.
و اینو بدون که هرگز نباید پیش همچین شوهری از خانوادش بد بگی هرگز .
ولی مطمئن باش که اونا از تو بد میگن بذار بگن ولی تو اصلا این کارو نکن.
و اینکه اتفاقا خودت بهش پیشنهاد بده که بره خونه ی مامانش .مثلا بگو عزیزم من میخوام برم خرید غذا نداریم تو ام برو خونه ی مامان.
یا میخوام برم خونه ی بابام بمونم توام برو خونه ی مامانت.
فقط راجع به مهمونی که میرید بهش توضیح بده که تو به جز کمک کردن تو جمع کردن و پهن کردن سفره هیچ وظیفه ی دیگه ای تو خونه ی غریبه نداری و حتی اگه مادرشم صدا کرد که بیا کمک به خنده و شوخی بگو مامان جووون من مهمونم از مهمون که نباید کار کشید خوبیت نداره شما که باید اینو بهتر از من بدونید کاملا ریلکس و با خنده و شوخی .
همه ی حرفات و بزن فقط با خنده و شوخی
اصلا عصبانی نشو
اصلا گارد نگیر
خیلی راحت برخورد کن

عزیزم شوهرت با سیاست و حرف اینا درست نمیشه
حتی اکه بخوای منطقی باهاش صحبت کنی اخرش بهت میگه مقصر تویی و هزار تا انگ دیگه
شوهرت بچه ننه اس واقعا
مرد که نباید اینطوری باشه
اگه مرد بود سعی میکرد زابطه تو رو با مادرش دزست کنه نه اینکه بدترش کنه
توهم نمیتونی کاری کنی چون شوهرت نمیخواد
این بچه ننه رو بسپار به همون ننش و جدا شو
نری دو روز قهر کنی دوبارع برگردی که نه تنها اوضاع بهتر ننیشه بلکه بدترم میشه

این و دعانویس هم نمیتونه درست کنه 😐 ولی وقتی میگه برو خونه بابات بخواب بگو ازدواج کردم پیش همسرم باشم به هیچ عنوان نرو راه و برا اون باز میکنی پاشو برو خونه شون بگو منم اومدم اینجا پیش شما باشم با هم بخوابیم تو هم برو کنارش بخواب پررو باش با لبخند اصن میدون خالی نکن نمیدونم پدرشوهرت چطوریه ولی مادرشوهرت به نظرم عقده هایی که داشته از همسرش میخواد با پسرش جبران کنه شوهر معنویشه

نگو منم الان با مادر شوهرم دعوا کردم انقد بدم کیاد ازش ک نگو تمش به رابطه منو پسرش حسودی میکنه😏

اون هیچ وقت نمیفهمه
اصلا با همچین آدمی از اول نباید ازدواج کرد
مادرشوهرت چقدر بی شعوره که نمیزاره شما زندگی تونو بکنید

منم مادر شوهرم اول ها خیلی من حرف می‌گفت دخالت میکرد رو مخ بود تا من نبودم با شوهرم پشت من حرف می‌گفت الان شوهرم فهمیده چی به کیه الان پشت من داره اونا میسوزند چرا پشت من داره به من تهمت میزنی که زنت پرت کردن زنت دروغ زنت بیبی سیه چرت پرت واسه من مهم نیست شوهرم بخاطر این کن مادرش پست پسر دیکسون گرفت شوهرم بدش خورده الان فهمیده

دوسندارم اینو بگم ولی واسه این موردا فقط دعا جوابه. چیز بدیم نیس محبت ترو تو دلش بیشتر میکنه

تو که هم مادرت دخالت میکنه تو زندگیت هم مادرشوهرت

اینی ک من خوندم الان
با سیاست درست نمیشه
ساعت ۹ با اشغالا بزار دم در
زنگ بزن ننش بیاد بیاد ببرش بابا

وقتی این اینجوریه یا باید زبون داشته باشی یا هم بیخالش بشی خواهر یا زبون باز کن یا کلن بیخالش شو بی محلی کن برش این چیزا

حتما وقت مشاوره بگیر سعی کن رگ خواب شوهرتو ب دست بیاری و جذب خودت بکنیش و گرنه هیچ جوره ول کن مادرش نمیشه ،اینجور پسرهارو مادرشون اینجوری تربیت کرده از بچگی و هیچ جوره ب تنهایی نمیتونی درستش کنی

مشاوره كه كارش اينه بهترين راهنماست راضي كن همسرت رو باهم بريد پيش ي مشاور خوب به حرفاي ادم هاي عادي گوش نكن زندگي بازي نيست

عزیزم توهم اصلا بهشون محل نزار من این مشکل داشتم شوهرم همش مادرشو فرشته تصور میکرد منم همش گلایه اون بیشتر میرفت سمتشون از زمانی کع اصلا برام اهمیتی ندارن زندگیم بهشت شده
اصلا احوال مادرشو نمیپرسم چه برسه به کاراش دقت کنم
جلث شوهرمم همش هوای مادرشو دارم و هی به شوهرم میگم فلان کار کن برای مادرت الان زندگیم خوب شده و بیشتر سمت من اومده شوهرم

شوهرت باید مدیریت کنه این شرایط رو
و تو رو کنار خودش جا بدع و جلو مامانشو بگیره

وای شبیه مادرشوهرای داخل فیلم ها هست😐چ قشنگ داره نقششو بازی میکنه😂

بی توجهی ازهمه چی بهتره؛یه مدت توهم فقط به خانوادت اهمیت بده ؛بروبیا بزاربفهمه

زیاد رفت وامد نکن مهمونیا نرو ببین درست میشه

مادرشوهر منم دوس داره پسراشو بکشونه سمت خودش ولی دیگه در این حد نیست🫡
فقط میتونم بگم خدا صبرت بده😬

پدر و مادرت کنارت هستن؟ اگه هستن برو پیششون مشکلتو بگو اجازه نده مادرش تو زندگیتون انقد پررنگ باشه زن آدم جای خودشه مادرم جای خودشه اولویت شوهرت باید تو باشی اگه میتونی برو از پدر مادرت کمک بخوا اجازه نده اذیتت کنن زندگی به اندازه کافی برای هممون سخت هست لااقل باید کنار شوهرمون احساس آرامش و امنیت داشته باشیم اونم بخاد با مادرش باشه تو تنها میمونی تو اون زندگی
بازم هرجور خودت صلاح میدونی عزیزم ❤️

وای وای از این مادر شوهرت متاسفم براشون☹️

سوال های مرتبط