سوال های مرتبط

مامان 💟ARAM مامان 💟ARAM ۳ سالگی
«فردا صبح ساعت۸و ۳۲، سومین سالگرد "مامان شدن" من است؛ سالی که با نام "دل‌آرام" وارد زندگی‌ام شد.
یادم هست، روزهای اول چقدر سخت بود...«سه سال پیش، در میان اشک و نگرانی، "دل‌آرام" را در میان بغل‌های ناپایدارم حس می‌کردم. آن روزهای سخت بیمارستان،آن شب اولی که دیگه تو دلم نبودی و تو بغلمم نبودی و
آن هفته‌ی پر از غصه در بیمارستان، آن چشم‌های زرد و نگران، و آن اشک‌هایی که با ترس از دست دادن تو، روی گونه‌هایم می‌ریخت. با قلبی شکسته و در حالی که از ترسِ نبودنت، انگار تمام دنیا را از دست داده بودم، به خانه برگشتم.تلخ‌ترین خاطره‌ی زندگی‌ام بود، اما امروز، سلامت تو، شیرین‌ترین پاداش من است.
اما امروز، وقتی به چشم‌های سلامت و پر از شیطنتت نگاه می‌کنم، می‌فهمم تمام آن اشک‌ها، بهای این آرامشِ بی‌نهایت بود.
دل‌آرامِ من، تو فرشته‌ی آمده‌ای که از میان غصه‌ها، راهت را به سمت من باز کردی.
سه سالگیت تو را به پناهِ حضرت رقیه (سلام‌الله‌علیها)، نازدانه و مهربانِ امام حسین (ع) می‌سپارم. ای بزرگوار، دل‌آرامِ من را در پناه خود نگه دار به نام خدا و به پناه حضرت رقیه (س)، تو را به امام حسین (ع) می‌سپارم تا همیشه محافظ و پناهِ دل‌آرامِ من باشی.🤍
مامان 🩷بچه هام🩵 مامان 🩷بچه هام🩵 ۳ سالگی
سه سال پیش، خدا قشنگ‌ترین هدیه‌ی دنیا را توی آغوشم گذاشت... هدیه‌ای که از همان لحظه، تمام دنیایم شد.

دخترم... عزیزترینم... نفسِ مامان...

امروز سه ساله شدی و من هنوز هر وقت به چشمانت نگاه می‌کنم، همان حس روز اول را دارم؛ همان بغض شیرین، همان شکر بی‌پایان، همان عشقی که هیچ واژه‌ای نمی‌تواند توصیفش کند.

تو نمی‌دانی با آمدنت چه بلایی سر قلبم آوردی... من قبل از تو زندگی می‌کردم، اما بعد از تو تازه نفس کشیدن را یاد گرفتم. خنده‌هایت دلیل خندیدن من شد، اشک‌هایت تمام دنیایم را به هم ریخت و هر بار که صدای «مامان» گفتنت را شنیدم، انگار دوباره متولد شدم.

دخترم... اگر روزی از من بپرسند بزرگ‌ترین ترسم چیست، می‌گویم حتی فکر کردن به دنیایی که تو در آن نباشی. و اگر بپرسند بزرگ‌ترین آرزویم چیست، فقط می‌گویم: «خدا عمرم را بگیرد و به دخترم بدهد؛ فقط بگذار همیشه سالم باشد، بخندد و خوشبخت زندگی کند.»

تو تمام دارایی منی... تمام دلیل جنگیدن من با سختی‌های زندگی. وقتی خسته‌ام، وقتی دلم شکسته، وقتی از دنیا دلگیرم، فقط کافی است تو را بغل کنم؛ آن وقت همه چیز دوباره درست می‌شود.

تولدت مبارک، فرشته‌ی کوچک من...

ممنونم که سه سال است قلبم را بیرون از سینه‌ام به تماشا گذاشته‌ای. ممنونم که به من یاد دادی عشق یعنی تو...

دوستت دارم؟ نه... این جمله برای حسی که به تو دارم خیلی کوچک است. من با تمام وجودم، با تمام نفس‌هایم، با تمام تپش‌های قلبم عاشق توام.

تا آخرین نفس، تا آخرین تپش قلبم، همیشه پناهت می‌مانم.

تولدت مبارک، تمامِ زندگیِ مامان. 🤍🎂