۸ پاسخ

چرا گریه میکنی ول کن بابا توهم بنداز بغل مادربزرگش نگهش داری خودت کمتراذیت شی

عزیزم کم تر بزار ببینتش زیاد ببینه وابسته میشه خودت مشغلولش کن یادش بره

بمیرممممم برات درکت میکنم بخدااااا اما من از وقتی که از سر کار اومدم بیرون و مستقل شدم خونه خودم برسام خیلی خوب شد خیلی خیلی بهتر شد کلا به من وابسته تره.
اما اینم بگماااا الان ک میرم اونجا گریه میکنه میگه مادرجونم منو ببره دستشویی لباسامو مادرجونم عوض کنه یا شب اگه اونجا بخوابم میگه رو پای مادرجونم بخوابم منم بیخیال عالم از خدا خواسته میدم کاراشو بکنه اون بنده خدا هم با عشق انجام میده 🤣

پسر منم یه مدت رفت و امدم زیاد بود خونه مادرشوهرم چون خواهرشوهرمم همش اونجاست پسرم عادت کرده به عمه اش و دختر عمه اش همش تو خونه میگه عمه آیا عمه آیا اسم دخترش هلیاست پسرم میگه آیا منم بدم میاد اونارو میبینه کلا مارو بیخیال میشه 😔
والا اینم شانس ماست

عزیزم دختر منم‌همینجوری بود اگ بدونی چه شبایی رو صبح کردم تازه مادرشوهر من یه عفریته بی همه چیزه که دندون تیز کرده اینجور موقعیتا بین من و بچم فاصله بندازه یا با من بدش کنه و به همه بگه دیدین چی شد و به من بخنده، رفتم مشاوره بهم گفت روزانه باید با بچه فعالیت مشترک انجام بدی مثلا موقع اشپزی بدی غذا رو هم بزنه حتما در طول هفته کتابخوانی داشته باشی و ببریش بیرون، باهاش بازی کنی من به مادرم و خواهرم میگفتم اگه دخترم یه لیوان آبم خواست بهش میگفتن از مامانت بگیر، چه روزایی که میرفتم خونه مامانم ازونجا میبردمش بازار شاید حتی یه تومن اسباب بازی و خوراکی برمیداشت مجبور بودم چیزی نگم، درنهایت یکم بهتر شده ولی هنوزم باید روش کار کنم ضمنا مشاوره گفت از سه سالگی میتونی خود بچه رو هم بیاری مشاوره، من این دردو کشیدم میدونم چی‌میگی…

دقیقا همین‌حس رو دخترم نسبت به بابابزرگش داره
و اینکه اونا باشن یه اتفاقی بیفته بغل من نمیاد میره بغل مادرو پدربزرگش
و من واقعا نارحتم از این موضوع

پسر منم وقتی خواهرم و خانوادشو میبینه به کل عوض میشه انگار بچه اوناس نه راضی میشه بیاد خونه نه از بغل اونا میاد پایین
منم نمیدونم چطور از سرش بندازم چون دائما با هم در رفت آمدیم بچه عادت میکنه

خب کمتر بزار ببینتش،دیر به دیر ببینه از سرش میافته

سوال های مرتبط

مامان جانان🧸🎀 مامان جانان🧸🎀 ۲ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
شیرخشک شیرخشک شیرخشک

خانوما چند روز پیش برای عیددیدنی رفتیم خونه خاله شوهرم دخترشونو دفعه اول بود میدیدم چون کرج زندگی میکنه تا حالا ندیده بودمش
اصلا نمیدونم چیشد ک انقد باهام صمیمی شد و گفت میخوام یه رازیو بگم که هیچکس حتی شوهرشم نمیدونه بعد ب من گفت 😐
موهاشو باز کرد دور تا دور سرش مو بود فقط وسطش کچل بود پشمام ریخت از اون روز تا حالا نمیتونم غذا بخورم حالم بد میشه نمیتونم بخوابم یه حالیم
میگفت خودش موهاشو میکنه با دست انقد موهاشو کنده که اینجوری کچل شده بچها کچل ک میگم ینی یکی دونه مو هم نبود سفید سفید
منو میگی اصا مونده بودم چی باید بگم تعجب کرده بودم دهنم باز 🤦🏻‍♀️گفتم خب چرا درد نداره مگ چرا خب
گفت نه اصلا درد نداره خودشم نمیدونس چرا منم گفتم کاش این رازو پیش خودت نگه میداشتی ب منم نمیگفتی ناراحت شد
بخدا تصویر موهاش از ذهنم بیرون نمیره کاش حدااقل یکاری دستم برمیومد براش انجام میدادم اخه ب من چ ک اینو ب من میگی
حالم بده 🥴
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم