۱۷ پاسخ

من بچه ی دوم مجبور به سرکلاژ شدم . شاید قبل اون دوست داشتم دوباره باردار شم اما با وجود تمام شرایط وحشتناک سرکلاژ دیگه حتی فکر بارداری هم به سر من نمی‌گذره چه برسه باردار شم .
شاید بعضی ها براشون سخت نباشه ولی از نظر سرکلاژ و استرس های بعدش خیلی عذاب اوره مخصوصا استراحتی که داره 😓

من سرکلاژ نیستم ولی دیگه قصد بچه دار شدن ندارم خدا همینو برام حفظ کنه قبلا دوست داشتم چند تا بچه داشته باشم ولی الان همین یدونه برام بسه واقعا همچی سخت شده هم دوران بارداری که هرروز یه جور اذیت میشیم هم وضعیت مملکت

ن۶ بابا بیخیال
البته من بخاطر جفت خیلی پایین سرکلاژ شدم
همینو بیار ببین باهاش اوکیی یا نه بعد فکر بعدی باش

من اولی سرکلاژ نبودم دومی سرکلاژ شدم انشالله این گل دخترمم بغل کنم بسمه
دوتا دسته گل دارم خدا برام نگهشون داره همش دلم میخاد به هفته شما برسم خیلی دوران پر استرسی هست انشاللله بسلامتی زایمان کنیممم🙏🏻❤️

من بعد زایمان ترس اینو دارم🤣

بچه اولم سرکلاژ بودم ولی الان تو اقدامم،پشیمونم چرا زودتر اقدام نکرده بودم

من نمیخواستم دومی بیارم،الان قصدشو‌ نداشتم ولی خودش اومد😆چند هفته دیگم میاد بغلم،سرکلاژم،دیابت دارم،خونرسانیمم ضعیفه،کلا بارداریام سخته

من که هر چی بشه حتی اگر قرار باشه برای بچه بعدی هم سرکلاژ بشم بازم وقتی این نی نی قشنگم بشه ۲ سالش یا ۱سال ونیمش فوری برای بچه بعدی اقدام میکنم حتما
دوس ندارم بیشتر از ۳ سال یا نهایتا ۴ سال اختلاف داشته باشن بچه هام

اره من هر بارداریم سرکلاژ و استراحت مطلق بودم
خیلی سختی کشیدم ولی می ارزید خداروشکر

همین یدونرو سالمو سلامت بغل بگیرم بسمه دیگه تو این هشت ماه هرروزم یه استرس . باژم خداروشکر

من اولی سرکلاژ بودم دومی هم سرکلاژ شدم البته شرایطم کلی فرق کرده

به محض زایمان و تمام شدن عوارضش دوباره هوس بارداری میکنی😂
والا عذابی که من کشیدم تو بارداری اولم، مامانم که طرفدار بچه زیاد بود، میگفت تو دوباره حامله بشی من خودم میکشمت😅
خودمم میگفتم شکر بخورم
کل ۹ ماه همین بودمااا اصلا به دومی فکر نمیکردم
اما به محض زایمان وقتی بردنم توی بخش، هنوز مرخص نشده بودم، ازم پرسیدن باز بچه میاری؟ گفتم آره😐
و اینگونه شد که دوباره باردارم و همچنان سختی های بارداری رو دارم و منتظر روز زایمانم فقط😂🤣

منم سرکلاژم و اصلا دلم نمیخواد دوباره حامله بشم . خیلی این ۹ ماه سخت بود
فقط روزشماری میکردم که تموم بشه و هییییچ لذتی نبردم ، به جای بعد به دنیا اومدنش قبلش افسرده شدم🥲

منم خیلی دوست داشتم 3 یا 4 تا بچه داشتیم، حتی همسرم هنوزم میگه. ولی با وجود سختی ک برای باردار شدن کشیدم بعد دوتا سقط و دوران بارداری ک از هفته 6 استراحت بودم فکر نمی‌کنم جرات پیدا کنم باز این روزارو تکرار کنم برای خودم. خیلی برام سخت گذشت

انشالا این دنیا بیاد بسلامتی بیاد بغلم
یروزی پول دار شم دلم بچه خواست رحم اجاره کنم
خودم ک دیگه اصلا خدا می‌دونه خیلی سخته برام

خیلی دوست دارم وقتی دوسالش شد دوباره باردار بشم ولی حیف که مشکل ناباروری داریم احتمال زیاد باز هم باید برم ای یو ای... که شوهرم قبول نمیکنه

منم دیگه بچه نمیخوام دلم یه دختر یه پسر میخواست که خدا صلاح ندونست و با این بارداری سخت اصلا دلم بچه نمیخواد دیگه

سوال های مرتبط

مامان معجزه مامان معجزه هفته سی‌وپنجم بارداری