تجربه ازپوشک گرفتن
من حدودیکماه بازش گذاشته بودم اوایل که اگر خودم حواسم بودوتکرارمیکردم جیش داری یامیبردمش خب جیش نمیکردشلوارش ولی اگر حواسم نبود گاهی مبگفت گاهی جیش میکردشلوارش توی این مدت بیرون میرفتم مای بی بی میکردمش بعضی مامانا رو میشنوم وقتی بچه جیش میکنه کتک میزنن اینکار نه تنها باعث یادگیری بچه نمیشه بلکه اون ترس بوجوداومده باعث میشه که اینکار تکراربشه من این مدت که جیش میکرد هیچوقت دعواش نمیکردم چون قبل اینکه بچه خودش اراده کنه خودم خاستم یاد بگیره خلاصه یه مدتی اینجوری سپری شد شبها گاهی مای بی بی کردم گاهی نکردم بعضی شبها که اب زیاد میخورد پیش میومد جیش کنه تا بالاخره بعد از چندین روز موفق شدیم یه روز که خاستم مای بی کنم به هیچ عنوان اجازه نداد و برای اولین بار بدون مای بی بیرون رفتیم اینقد حواسم بهش بود که جیش نکنه و چندین بارم گفتم ماشین نگه داریم جیش کنی که مخالفت میکرد واخرسر گفت بچه بیرون میره جیش نمیکنه
خلاصه توی این پروسه باید صبور باشید تابچه به تکامل مغزی نرسه نمیشه به اجبار وادار به کاریش کرد دختر من خودش یهویی یاد گرفت الان دیگه کامل میگه شب ادراری هم نداره

۲ پاسخ

ببخشید گلم،من دخترم هنوز حرف نمیزنه،الان سوالم اینه،بچه باید کامل به حرف بیاد تا بتونم از پوشک بگیرم؟

من الان دقیقا تو همین مرحله هستم اصلا انگار من تایپ کردم با این تفاوت که برای من دو هفته هست شروع کردم هنوز نمیگه چند باری الکی گفته منم ذوق نشون دادم فک کنم داره یاد میگیره
ولی متاسفانه چند بار دعواش کردم

سوال های مرتبط

مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۳ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)