۶ پاسخ

عزیزم شرایط بچه های هممون الان همینه. پسر منم همش بغلمه. لثه هاش درد میکنه. همش خودشو فشار میده بهم. اضطراب جدایی داره. بابد جلوی چشمش باشم. منم مغزم داغون و خستم. ولی باید صبوری کنم چون خودم خواستم مادر باشم. باید صبوری کنم و این صبوری به بچم یاد بدم. هر عکس العمل و رفتار من توی بچم تاثیر میزاره. این روزام میگذره. چیزی که ازش میمونه بچمه که ثمره‌ی صبوری این روزامه و از تربیتیش کیف میکنم.

منم همینجوره الانم کلافه شدم برا دندونه

برمابرعکسه باباش هرجامیره گریه میکنه
جیغغغغ میزنه محکم پاهایه باباشو میگیره میگه فقد بغلم کن

بخاطر سن الانشونه پسرمم تایه مدت پیش بهتر بود الان فقط مامان ینی مهمون میاد خونمون میچسبه بهم صداش میکننم گریه میکنه میگه فقط پاشو بغلت باشم پادرد امونمو بریده منم خسته میشم ولی چاره چیه بخاطر اضطراب جداییه انگار از یسالو نیم به بعد فروکش میکنه دیگ این چندماهم باید طاقت بیاریم
منم گاهی عصبی میشم ولی بعد میبینم فقط خودمو اذیت میکنم اخرش باز بغلش میکنم

پسر منم ی مدته اینجوریه

عزیزم دختر من نزدیک به سه ماه اینجوری بود الان چند وقته بهتر شده
زمان می‌بره
صبور باش

سوال های مرتبط