خداییش خیلی نفهم ان
ببخشید ولی شعور ندارن با بچه کوچیک و بدون کمکی میخوان بیان مهمونی🥴
من مهمون سر زده اومد خواهر شوهرم کمکم بود خودم ک نمیتونستم
واسه من که بچم تا دوتا آدم میبینه بی قراره میکنه خیلللی سخته😅
ایشالا که همه چی خوب پیش بره واست و اذیت نشی
من امشب ۱۹ تا مهمون داشتم فرداشب هم ۱۸ نفر مهمون دارم😅ب معنای واقعی پاره شدم
باز خوبه مامانم هست کمک
ولی هنوز ۴۰ روز از زایمانم نگذشته بود دوشت شوهرم بیشعور زنگ زده بود باقی دوستامونو خونه ما دعوت کرده بود ما هم بیخبر😑😑انقد ناراحت شدم
بله پریروز مهمون داشتم بیست نفری میشدیم یکم سخته
چقدر سخت
منم تو حاملگی مهمونی زیاد دادم خودمو راحت کردم
الان شام خودمونم به زور میزارم
اره دادیم. و بازم قراره بیاد.
سخت که هست.
ولی بازم خودشونم یکم کم میکنن دیگ واسه ما
من ی شب تو ماه رمضان ۲۸نفر مهمون داشتم که هم سوپ درس کردم هم قرمه سبزی درحد ی ساعت کمکی داشتم دیگه تا موقع سفره پهن کردن کسی نبود اون موقع اومدن کمکم بااینکه خودم همیشه کسی کارداشته باشه میرم .
ی شب دیگه هم ۱۵نفربودن اون شبم تا موقع افطار کمکی نداشتم هم قیمه و سوپ درست کردم
تا بچه خوابه کاراتو انجام بده من سالادمو ریز کردم ساعت هفت و هشت صبح بعد ظهر شستم که تاشب خراب نشه کارای دیگموهم همینجور انجام میدادم من تازه خرید هم خودم میرفتم
برنج بزار بگو شوهرت کباب بخره
از امروزم سالاد و اینجور چیزاتو اماده کن سلفون بکش بزار یخچال حتی میوه بشور بچین تو میوه خوری
من دو روز مهمون داشتم همه چیو از قبل اماده کردم اذیت نشدم
من اولین مهمونی رو ۴۰ روزگی پسرم دادم
روز قبلش زمان خوابش سالاد و ژله و وسایل پذیرایی رو آماده کردم و خونه رو مرتب کردم
روز بعدش اول صبح که پسرم خواب بود غذاهام رو پختم
تجربه خوبی بود فکر نمیکردم بتونم از پسش بر بیام
گلم خودت قشنگ بگو کار کنن منم دیروز کل خانواده شوهرمو دعوت کردم من و مامانم تو اتاق دور بچه بودیم خودشون ظرفارو شستن خودم گفتم خواهر شوهرم جارو بکشه جمع کنن اصلا رودرواسی نکن
یه برنج کباب درست کن سر تهشوهم بیار بره
ب شوهرت بگو کمک کن وقتی فامیلات اینقد بی درکن خودت باید کمک کنی بده بچه رو بگیره توهم نمیخاد زیاد لی لی ب لالاشون بزاری ک بفهمن دفعه دیگه خودشونو دعوت نکنن والا😒
چقد پروعن اینا دیگ
از خودشون کمک بگیر، بگو یکیشون زودتر بیاد کمکت
رو نده بهشون 😄
منم سی نفر بودن گفتم خونه خودم نمیتونم بدم .مهمونی را انداختم خونه مادر شوهرم غذا هم خریدیم. اونجا خودشون مجبور شدن کار کنن
حتی خورشتم رو شب قبل گذاشتم
کاهو واینا هم شب قبل
فقط برنج رو صبح گذاشتم
من ۲۸نفر رو چندروز پیش دادم از شب قبل کل کارامو کردم تا بچم خوابید تا نزدیک اذان صبح
خیلی سخته ولی از پسش بر میام
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.