خودمون خواسیم ما هم وهیچ وقتم تا اخر عمرم پشیمون نمیشم قشنگ ترین و با ارزش ترین دارایی منو همسرم بچمونه🥹🥹
درخواست دادم
ما خب 4 سال دوست بودیم و 8 سال هم از ازدواجمون میگذشت. دیگه از نظر احساسی و عشقی خیلی بهمون خوش گذشته بود و فقط جای خالی بچه تو خونمون حس میشد. نمیدونم، یه جورایی انگاری کامل نبودیم. این شد که تصمیم گرفتیم اقدام کنیم. ولی فکر نمیکردم همون بار اول بشه. اولش شوک شدم گریه کردم ، اما بعدش به قول شما همش حس عشق و ذوق و شکرگزاریه! با اینکه اصلا باردارب راحتی ندارم و سرکلاژ هستم.
اما واقعا خوشحالم و همش میگم کاش حتی زودتر اینکارو میکردم.
آره راضی ام خیلی
قبلا منو همسرم یه بچه میخواستیم اما از موقعی روژا به دنیا اومده دوست دارم دو تا دیگه بیارم
البته جدیدا خیلی اذیتم میکنه
من که خیلی راضیم و هرروز براش ضعف میکنم
منم خداخواسته بود و یک ماه بعد عروسیم بود..اصصصصصلا نمیخواستیم و خیلی برامون زود بود..منم قرص خورده بودم حتی مشروبم خورده بودم وقتی نمیدونستم باردارم..لحظه ای که فهمیدم انقد استرس گرفتم و گریه کردم که جونی برام نمونده بود دیگه..ولی خدا واسم خواست و باتموم وجود ممنونشم..بهترین هدیهشو بهم داد..الان میفهمم چقدر زندگیمون بهش احتیاج داشت🥹😍💚💞🎀
من با برنامه ریزی بچه دار شدم. ولی الان که شرایط کشور رو میبینم میگم چرا یه بچه بی گناه رو آوردم توی خاورمیانه ؟ ولی از لحاظ حسی بهترین اتفاق زندگیم بوده
نه اصلا راضی نیستم.
خیلی علاقه به بچه دارم خیلی. بچه های دوستام و اطرافیان رو سیر آب از هر چی دنیای کودوکانه بود کرده بودم و همیشه من باهاشون بازی میکردم. سرگرم
برای خودم نه.
چون خیلی دست تنهام. حتی، کسی نیست که بهم بگه چی خوبه چی، بده برای بچه. چه از، زمان بارداری چه الان که دارم شب و روز خودم تر و خشک میکنم. انگار به اسارت در اومدم نه میتونم مثل قبل آزاد باشم. نه میتونم حداقل یک ساعت برای خودم باشم فقط یک ساعت.....
اگر براتون سواله که همسرم چی؟ کمک میده اما اونقدر بلد نیست تا توضیح بدی چیکار کن چیکار نکن ترجیح میدم خودم انجام بدم .
نارضایتی ام بخاطر سختی هایی هست که دارم تحمل میکنم. و لذت این روزهای شیرین رو ازم گرفته و میدونم چقدر دلم تنگ میشه براش.
ته دلم ولی برای سلامت اش برای بودنش برای اینکه خدا من رو لایق دونست خوشحالم.
ولی اونجوری که برای اطرافیان بودم برای پسرم نبودم.
در طول شبانه روز خواب من 3 ساعت شده و این از همون ماه 4 ام بارداری شروع شد تا الان که باید حواسم به بچه باشه.
این استراحت نداشتن توان ازم گرفته خستگی مفرط ذوق و شوق ام رو گرفته
نه خانواده خودم. نه خانواده همسر هیچ کدوم آدم جوون توش نیست. اگر هست دلسوز نیست.
مثلا یه روز گفتم میرم خونه ی مامانم خواهرم اونجاست میزارم پسرم رو میام خونه که لباس هاشو بشورم اتاق اش مرتب کنم. وقتی رفتم دنبالش از گرسنگی هلاک بود چون وقت نذاشتن بشینن به هر قلقی بهش غذا بدن. اینقدر گرسنه بود که قاشق ازش دور میشد گریه میکرد. میگفت ما بهش دادیم نخورد گفتیم حتما سیره...
اره خوبه با همه سختیاش لذت بخشه
من چون بارداری خوبی نداشتم و وقتی دخترم ب دنیا اومد تا چهار پنج ماه درگیر کولیکی رفلاکسو بی خوابی ها همه باعث میشه ب آدم فشار بیاد بعضی وقتا میگفتم کاش بچه نداشتم ولی الان اصلا نمیگم ب نظرم میاارزه با تمام سختی هاش
و خداروشکررر🥲💕
حس غريبى داره مادر شدن
دلسوزى
نگرانى
منم اوایل خیلی ترسیده بودم احساس میکردم هنوز امادگیشو ندارم ولی با اومدنش همه چی رو تغییر داد فهمیدم قبل یاس زندگی نمیکردم و بودنش خیلی قشنگه
خداروشکر 😍😍
اره منم راضیم🥹
ما خودمون میخواستیم و الان هم خداراشکر میکنیم که سالم و صحیح خدا بهمون دادتش😍
سخت میگذره گاهی ولی همه ی سختی هاش با یه لبخندش اسون میشه
منم مثل تو واقعا دارم تلاشم رو میکنم بهترین مامان باشم براش
آره راضی ام خدارو خیلی شکر میکنم
من خودمم می خواستم اما نمیشد یه چند ماهی کلا ول کردم که یکدفعه فهمیدم حامله ام😅🥰
الآنم باهم داریم بزرگ میشیم و الحمدلله
آره راضیم عاشقشم برگردم عقب بازم بچه دار میشدم
دختر میخواستیم و دختر هم شد
یکسال اقدام داشتیم تا بالاخره خدا مارو لایق این کوچولوی شیرین دونست
آره خیلی راضیم خداروشکر که خدا منولایق دونست هردوتاشوبهم داد
منم مثل تو نمی خواستم چون سنم هم کم بود اولش که فهمیدم خیلی گریه کردم ولی الان هزار بار خدارو به خاطر داشتن پسرم شکر میکنم
خداروشکر هزار مرتبه شکر بله راضیم
من بچه نمیخواستم ولی شوهرم دوس داشت دیگه
خدا بهمون یه دختر ناز داد😍
اره راضی ام
ولی منم خداخواسته شدن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.