ادامه تاپیک قبل:
دی ماه ۱۴۰۳
دوره ivf شروع شد چقدر تاثیر منفی داشتن داروها رو همش عصبی بودم همش گریه میکردم اصلا حال خودمو نمیفهمیدم مجبور شدم کارمو ول کنم چون مربی باشگاه بودم تحرکم زیاد بود کفتن برای ivf خوب نیست و با داروها هیکلم هی داشت بد و بدتر میشد اما چون اخرین راه بود امیدوار بودم
پانکچر کردم ۸تا تخمک داد که ۶تا جنین گریدA بهم داد کلی ذوق کردم دوتا شو همون هفته بهم منتقل کردن جنین فرش.
رفتم خونه مادرم استراحت مطلق شدم بعد ی هفته هی منتظر لک بینی بودم ببینم لانه گزینی میشه یا نه اما خبری نبود خیلی استرس داشتم که یهو داشتم از ساکم لباس برمیداشتم یهو دلم تیرررررر کشید و لک بینی پیدا کردم اولش گفتم لانه گزینیه اما بعد دیدم ادامه داره خودمو باختممممم ی هفته هنوز مونده بود تا برم ازمایش بدم اما خواهرم میگفت چون دوروز بود فقط حتما لانه گزینیه علایم حاملگی هم داشتم تا اینکه روز موعد رسید رفتم ازمایش دادم….
#پوشک #باردار ی

۳ پاسخ

هم سن همیم عزیزم برات ارزوی بهترینا رو دارم.خدا رو شکر که نینیتو سالم بغل گرفتی. هرچند سختی زیاد کشیدی ولی شیرینیش به همین روزاست

هعیییی
چقد میفهممت

منم همسن شمام،گلم من آنقدر استرس دارم که استرس باعث بهم ریختن هورمونام شده بنظرت با ترویید و پرولاکتین بالا میتونم باردار بشم؟ شما با آی وی آف باردار شدی؟

سوال های مرتبط

Maman jojo()ivf Maman jojo()ivf قصد بارداری
ادامه تاپیک قبلی:
مرداد ماه ۱۴۰۳
دکتر بعد اینکه ازمایشها و سونو هامو دید گفت یبار دیگه برات iui میکنیم اگر نشد میریم سراغ آی وی اف
انگار دوباره ی امیدی به دلم افتاد انگار نمیخواستم قبول کنم زیر بار ivf برم
دکتر گفت برو ابانماه بیا تا اونموقع مکملاتم بخور بیا برای ای یو ای
با خودم تصمیم گرفتم به هیچ کس نگم از همه ناراحت بودم انگار مخصوصا مامانم که چرا گفته بود دست نگهدار از همه فاصله گرفته بودم فقط میرم باشگاه سر کلاسام و میومدم اصلا حوصله هیچکسم نداشتم
ابانماه شد چندروز از پریودیم گذشته بود هی منتظر بودم پریود شم برم دارو بگیرم برای iui اما نمیشدم به دلم امید افتاد نکنه حامله ام روز نوبت دکترم بود رفتم گفتم ازمایش بتا بدم مطمئن شم ازمایش دادم اون دوساعت تا اماده شدنش ی حالی داشتم که یهو بیست دقیقه مونده بود جوابش بیاد دیدم افتادم به لک بینی 😭بازم حالم گرفته شد گفتم اشکال نداره میرم دکتر داروها رو بده ای یو ای رو انجام بدم رفتم سونو شدم گفت کیست داری این ماه نمیشه iui کرد برو ماه دیگه بیا😭😭😭همش ضد حالی پشت ضد حالی
ادامه دارد….

#پوشک # ivf
مامان پدرام😍😍 مامان پدرام😍😍 ۳ ماهگی
اومدم از علائم خودم بگم تو این چندماه اقدام، من پریودی منظم داشتم و همیشه روزای تخمک گذاری درد شکم داشتم و میدونستم تخمک آزاد میشه ماه اول و دوم که هیچی نبود سرموعد هم پریود شدم، ماه سوم از بعد تخمک گذاری کلی علائم داشتم (کمردرد، دل درد، درد و سوزش تخمدان و ناف و...) اما باسه روز تاخیر پریود شدم
ماه چهارم علائم کمتر بود و کلی هم به خودم رسیده بودم و دارو خورده بودم و سردیجات حذف کرده بودم بازم دوروز زودتر از موعد پریود شدم، ماه پنجم که میشه این ماه هيچی رو زیاد رعایت نکردم و دارویی هم نمی‌خوردم اما علائم خاصی نداشتم که بهش امید داشته باشم اما یه وقتایی یهو سمت راست و یا چپ تخمدان ها تیر می‌کشید، دیگه علائمی نداشتم تا 4 روز قبل پریود ترشحات لوسیونی داشتم گاهی تخمدان تیر می‌کشید و زیاد دقت نمیکردم اما دوروز قبل موعد سنگینی معده داشتم و زیاد پر میشد درد می‌گرفت و استخوان زیر سینه هام یدفعه تیر می‌کشید اما زیاد نبود که شک کنم اما با تاخیر یک روزه یعنی امروز بی بی چک زدم مثبت شد

خواستم بگم من نه درد نوک سینه داشتم نه درد سینه، تکرر ادرار ندارم و نه سردرد و بی‌حالی هیچکدوم نبود و از همه چیز برام مهمتر و عجیب تر میدونید چیه اینکه من بچه اولم لک لانه گزینی دیدم و علائم دیگه نداشتم ولی این بار حتی لک لانه گزینی هم ندیدم
تاپیک های قبلم سوال درموردش کرده بودم
❤️❤️❤️
Maman jojo()ivf Maman jojo()ivf قصد بارداری
ادامه تاپیک قبل:
رفتم ازمایش دادم مطمئن بودم مثبت هست و با کلی امید رفتم
جواب ازمایش اماده شد 😐😭😭😭منفی بود اصلا باورم نمیشد دیگه ivf اخرین راه بود چرا نباید جواب بگیرم😭😭😭گوشی رو خاموش کردم رفتم تو اتاق درو رو خودم بستم زار زار گریه کردم جواب هیچ کس رو نمیدادم زنگ زدم دکترم گفت داروها رو قطع کن تا پریود شی دوباره بیا
ی ده دوازده ساعتی گذشت ی ارامبخش خوردم خوابیدم حتی با همسرمم حرف نمیزدم یهو به خودم اومدم گفتم دختر شاید قسمتت نیست بیخیال شد شد نشد دنیا به اخر نرسیده که بچسب به زندگیت خیلی زود خودتو جمع کن
همون شب یهو تصمیم گرفتم دیگه بیخیالی سیر کنم به ارامشم برسم از اون دختر شر و شیطون این دختر منزوی و افسرده اصلا خوشم نمیومد از همه دوستام غافل شده بودم از مهمونیا از گردشام کوه رفتنام
همون شب خودمو ی پیتزا و سیب زمینی سرخ کرده مهمون کردم نشستم فیلم دیدم تصمیم گرفتم ivf رو ادامه بدم اما تا وقتی که جنینام تموم شد اگر نشد بیخیال شم

تو ادامه تاپیکها کامل میگم چه کارها کردم….
#پوشک #بارداری