۷ پاسخ

دوست عزیز قرار نیست با بدبختی و جنگ کنار بیایم و عادت کنیم
از اول انقدر تو سرمون زدن و مجبور شدیم باهاش کنار بیایم فکر میکنیم با اینم باید کنار بیایم
یه دوست دیگه میگفت چرا عادت نمیکنم
مگه میشه به جنگ عادت کرد
دعا کن خدای مهربون برای ما مردم مظلوم بهترین هارو رقم بزنه

تو خیلی ترسویی
من نمی‌ترسم فقط برا بچه هام میترسم همین

والا ما صدا میاد می‌خوابیم حتی حوصله نداریم از جامون پاشیم.
هر چی شد شد. مگه میتونم جلوشو بکیرم

آره خیلی خرابه

مطمئنم اینایی ک میگن ترس نداره هر چی شد هنوز از نزدیک ندیدن بمب بخورع جلوشون ای وای از روزی ک صدوقی و‌زذن چقد بچه ب بغل جیغ زدم چقد مردم جلوم افتادن رو‌زمین از موج انفجار
مامانم فقط میگف یا حسین یا حسین بابای بیچارم ک نزدیک تر بود ب حادثه افتاده بود زمین گوشبش گم‌شده بود کفشاش گم‌شده بود
خدا ب هممون‌رحم کنه ماهم میترسیم یکماه روستا‌‌بودیم ولی برگشتیم خونه چاره ای نیس ی روز دو زوز نیس😔😔

آره بخداتموم نمیشه همش میگم کی تموم میشه دیگه اون آدم سابق نمی‌شیم استرس بچه هامون خانواده مردمم

منم🫠

سوال های مرتبط