عذاب وجدان ندارم باشیرم دلدردمیگرفت نفخ استفراغ اصلانمیخوابیدولی ازوقتی شیرموقطع کردم شیرخشک میخوره هیچ کدوم رونداره آروم میخوابه
کولیک و رفلاکس شدید داشت دخترم و موقع شیر خوردن جیغ میکشید و مدام ول میکرد سینمو و واقعا سختم بود بااون وضعیت شیر دادن،بادیدن اذیتش از شیر دادن زده شدم و شیرخشکو کمکی شروع کردم و دیدم باشیر خشک وضعیتش بهتره دیگه کم کم شیر خودمو قطع کردم بابتش عذاب وجدان هم ندارم چون اینجوری هم برای من هم برای دخترم بهتر بود
بنظرم تعصب داشتن رو اینکه بچه حتما باید شیر مادر بخوره بیخوده
هرمادری باتوجه به شرایط خودش و بچه اش باید در مورد تغذیه بچه اش تصمیم بگیره
من کمکی میدادم ولی دیگه دیدم سینمو بد میگیره نمیدم بهش خودم خیلیی مایعات و چایی و غذا میخورم و قرص شیر افزا دیگه شیرم بسشه چی بشه یهو یه روز نداشته باشم یکی دو پیمونه با سرنگ میدم بهش دیگه شیشه نمیدم چون نمیتونستم واسه یه بار کمکی به خودم بقبولونم که دیگه ول کرد و فلان شیر خشکی شد
عزیزم یه سری چیزا دست خودت نیس منم کمکی شیر خشک میدم و هرکی منو میبینه اینکار میکنم بهم چیز میگه انگار شیر خشک چیه وقتی بچه انتخابش شیرخشک بوده دیگه عذاب وجدان نداشته باش هیچکس به اندازه خودت بچت براش مهم نیس پس بدون بهترینی براش
ن والا وقتی شیرمو میخورد و صبح تا شب شب تاصبح جیغ میکشید سیر نبود بالامیاورد وزن نمیگرفت بدترین عذاب عالم و میکشیدم اما الان خداروشکر ارومم اونم حال خیلی بهتری داره الهی شکر ک راهی وجوداشت...
من از تنبلی خودم شیر خشک دادم شیرم خیلی خوب بود ولی چون کسی نبود درست کمکم کنه و شبها واقعا دیگه نمیکشیدم بخوام همش بیداره بشم از اول شبها شیر خشک دادم بعد یک ماه و نیم بچم وسط شیر خوردن همش آروغ داشت و دائم گریه میکرد و من اذیت بودم این باعث شد که شیرخشک رو روزا هم اضافه کنم بعد یه مدت شیرم کم شد الانم فقط در روز دو بار شیر خودمو میخوره. در مورد عذاب وجدان بله دارم چون خودم کم کاری کردم و زود صبر و تحملم تموم شد وبی دکتر بهم گفت روی شیر مادر تعصب نداشته باش
وااا بچه به مادر سالم و پرانرژی نیاز داره ول کن این حرفارو
من شیر خشک میدم چون شیرم کم بود
عذاب وجدان بعضی وقتا دارم
من از شیردهی خوشم نمیومد و نمیاد... اذیت میشدم، یه مدت حس افسردگي داشتم میگرفتم.. شیرمم چرب بود و غلیظ... ولی خب نتونستم با این موضوع کنار بیام، سه ماه هم شیر خودمو دادم بهش ولی الان فقط دو سه وعده در شبانه روز بهشمیدم.. یکی از دلایلی هم که قرص نمیخورم که شیرم خشک شه چون پرسیدم دیدم گناهه، درواقع حق بچه س و بعدا طلبکار میشه
عزیزم دخترم از روز اول که به دنیا اومد اصلا سینمو نگرفت حتی بیمارستان بردن بخش نوزادان بستری کزدن که مکیدنش ضعیفه ولی دخترم اونجا شیر خشک کیخورد ولی سینه منو نمیگرفت ۲ روز موند بیمارستان من مرخص شدم هر ساعت امتحان کردم باز سینمو نگرفت اخر گفتم بچه من شیرخشک میخوره مرخص کنین با رضایت خودم مرخصش کردم باز خونه اصلا شیر خودمو نخورد شیرمم میومدا ولی نمیخورد منم ۱ ماه دوشیدم ریختم شیشه شیرش خورد ولی دیگه اذیت شدم ندادم شیرم خشک شد ولی عذاب وجدان ندارم جون من تلاشمو کردم اون نخورد دیگه
حقیقتش من از روز زایمان بخاطر فشار بارداری و قرص و اینا خیلی شیرم کم بود سه روز کامل من چن قطره میومد بچه مدام مدام گریه میکردخیلی دوست داشتم این شیزخودمو بخوره.یکی ام از بی پولی ترسیدم اگ پول نباش بعدچی.ولی بالاخره شوهرم گفت بچه خیلی گناه داره گرسنه هست براش شیرخشک گرفتیم تاالان ک خودم اصن شیزندارم دوروزه دیگه سینمو نمیخوره شیزخشک فقط عشقی ی لحظه میخوره ول میکنه ..
والا من نمیفهمم چرا عذاب وجدان دارین
وقتی خودت میگی همه کار کردی تمام راهارو رفتی خب دیگه بیخیال
خیلی زیاد عذاب وجدان دارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.