۴ پاسخ

چسپ کتابی زدم روش رژقرمز زدم گفتم اوف شده ترسید دیگه نخواست

من چسب زدم، دوشبم خونه مامانم میموندم شب اول هریک ساعت بلند میشد گریه میکرد ما بهش شکلات و خوراکی هایی که دوست داشت میدادیم، شبای بعدی عادت کرد میومد بغلم میکرد میخوابید

موقعی که میاد سمتت شیر میخواد همون لحظه تلخک بزن مزه کنه بدش میاد دختر من هنوزم که هنوزه سینمو میبینه میگه اخ

لالایی بزار برقارو خاموش کن بگو اوف شده خودش بخوابه

سوال های مرتبط