تایپیکاتو خوندم ...
به مرور با توجه به شوهرت و بی توجهی به پسرداییت بهش ثابت کن
خب الان ک بچه تو راهی دارین سعی کن از طریق اون ابراز علاقه کنی بهش
اعتماد تو زندگی فقط با عمل مشخص میشه نه با حرف
من پسرعمم عاشقم بود من جوابم بهش منفی بود چون به چشم برادر میدیدمش
اول اون زن گرفت رفت به زنش گفت من دخترداییمو میخواستم ندادن بهم!زنش اولین مواجهه اومد به من کفت من ازت متنفرم منم بهش توضیح دادم ایشون مثل برادرمه!
همسرمم وقتی ازدواج کردیم از یکی شنید منم کلا نشون دادم ازش خوشم نمیاد
باید ببینی زندگی خودت مهمه یا هنوز فاز عشق و عاشقی داری!این داستانام اینجوری نیست مثل فیلما که شوهرت بپذیره
یهو میبینی با بچه رهات میکنه میره
حواست به زندگیت باشه
میبینی حساسه جاهایی که اونا هستن تا شده چندسال نرو!
من باوجود اینکه چیزی بینمون نبود ولی همسرم شنیده بود این خواستگارم بوده بدش میومد ازش
منم هیچ حساسیتی نشون نمیدادم
الان از اول ازدواجمون شاید کلا ۵ بار دیدیمشون
که من واقعا بی توجهم همسرمم دیده اینجوریه دیگه حساس نیست
ولی واقعا حق دارن منم باشم حساس میشم
سرت به زندگیت گرم باشه
ولش کن نخواد بفهمه نمیفهمه پیگیر نباش 🦦
مکه چکار کردی
شوهرمنم همینطوره راهکارپیدا کرردی یه منم بگو
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.