۱۶ پاسخ

برو باهاش بعد ک مهمونی تموم شد دست پیش بگیر تو شرو کن اجازه نده اون صحبت کنه 😁

من باشم به شوهرم میگم دوست ندارم معذب باشه

چیشد رفتین؟

من باشم بهش میگم دوس داشت بیاد نداشت خودتت برو بگو جایی کار داشت نتونست بیاد

من بهش میگم

من باشم بهش میگم دوس ندارم شوهرم اذیت بشه بخاطر خاله و دایی و عمو و عمه😐

روابط زن و شوهر خیلی مهمتر از خاله و داییه اگر همچین چیزی برای تو پیش میومد و همسرت میدونست و بهت نمیگف چ واکنشی داشتی؟بنظرم بهش بگو اگر مخالفت کرد بگو احترامشو داریم سر خاهرم میزاریم ب اونای دیگه ربطی نداره میتونین بهشون نگاه هم نکنین

اصلا به روی خودت نیار. تو چه میدونی خواهرت کیو دعوت کرده. اگر بعد مهمونی هم حرف زد بگو برای خونه ی خواهرم من و تو نمیتونیم تصمیم بگیریم کی دعوت بشه کی بیاد یا کی نیاد
ما هم مثل بقیه دعوت شده بودیم

بگو بهش که اونا هستند
جلو دهن بقیه نمیتونی بگیری
یهو یکی میگه تو میدونستی
از فصد قرض نه اینکه بگن حرفی چیزی میشه میفهمه تو میدونستی و اعتمادش بهت از دست میده ناراحت میشه
ادم باخواهرش زود اشتی میکنه اما رابطه زن شوهری خیلی مهمه که اعتماد از بین نره و دعوا پیش نیاد

من این مواقع شوهرم واسم مهمه

برین ولی چیزی نگو رفتی اونجاهم بگو عه شمام اینجایین نمیدونستم😛

من باشم میگم تومهمونی نباشه چی میشه مگه، حق داره انتخاب کنه خودمونم باشیم ناراحت میشیم ازپنهون کاری.

بهش بگی بهتره مهمونی ارزش خراب شدن زندگیت ندارع

بنظرم بهش بگو اونام هستن
بهش بگو اگه مارو نمیبری اونجا پس شام ببر مارو بیرون🙁
یه شب دیگه برید خونه خاهرت
خاهرتم اگه ناراحت شد بگو خب دوس ندارم شوهرم معذب بشه

بنظرم نگو ک می‌دونی کلا هم انکار کن وقتی بعد مهمونی ازت پرسید بگو من نمی‌دونستم

خواهرم میگه خودشون زنگ زدن برا مهمونی من به شون نگفتم

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۳ سالگی
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۳ سالگی