۱۵ پاسخ

وای بخداالان این حرف رامیگی بعد اگه تازه محل بچت نزارن یا این حرفا راهم نگن میگی فرق میزارن یا بچه منا دوست ندارن گاهی فکر میکنم خدا همین که ما حامله میشیم واول عقلمون رامیگیره که اینقدر به چیزای چرت فکر میکنیم البته خودم رامیگماااا به کسی برنخوره یعنی هرروز وهر ثانیه یه فکر چرتی میکنم

طبیعیه بیخیال ذوق دارن.نه واسه من مهم نیست
ولی دخالت کنن تو تربیت یا مدل مراقبت بچه چرا مهمه برام و ناراحت میشم ولی محبت نه

دقیقا حس تورو منم دارم بخدا

من ذهنم درگیر حس مالکیت نمیشه
من فقط اعصابم خورد میشه بگیرن بغل بچلونن و بوسش کنن

منم قبلا اینجوری فکر میکردم
ولی فقط اولاش همه ذوق دارن واینطورن بعدش خیلی عادی میشه
نگران نباش مال خودت خودته
بعدش خوشحال میشی ببینی بقیه بچتو دوس دارن
اتفاقا اگ ب بچت توجه نکنن ناراحت میشی

برا منم اینطوری میگن حتی میگن شبیه ما میشه و فلان منم سکوت میکنم نقطه ضعف نشون نمیدم پس منی که این همه سختی. رو تحمل میکنم این وسط چیکاره ام. بهم میگن این بچه میخوابه پیش ما شما به فکر دومی باش گفتم باشه به همین خیال باشین بزارین بدنم یکم استراحت کنه به خودم بیام بعد😐

منم همینطوریم نمیدونم چیکار کنم😕

بنظرم سخت نگیر چون اول و اخر بچه خودته
اتفاقا وقتی بغلش میکنن تو استراحت کن
رسیدگی به بچه ادم رو خسته میکنه
الان داغی 😅

من همسرم از الان یه جوری رفتار کرده هیچ کس جرات نمیکنه چیزی بگه ولی مامانم امان از مامانم که اصلا دلم نمیاد بهش چیزی بگم همش میگه خودم بررگش میکنم میبرمش پیش خودم اصلا منطقی نیست میدونم بعدش کلی با همسرم سر این قضیه مشکل پیدا میکنیم چون درکل خیلی حساسه

سلام عزیزم. منم سر بارداری اولم همینطور بودم.ولی همیشه بهشون فهموندم اونی که ۹ ماه زحمت کشیده و درد زایمان کشیده و شیر داده و بزرگ کرده منم
حتی باباشم اندازه من نمیتونه بهش محبت کنه چون مثل من ۹ ماه تو بدنش نگهش نداشته
این که دیگه واضحه که مادر نسبت به پدر هم اولویت داره چه برسه به خانواده پدر!!
خدا با اون عظمتش ۳ بار پشت سرهم گفت به مادر نیکی کنید دفعه چهارم به پدر
اگه کسی همین چیزای ساده رو نفهمه که باید به عقلش شک کرد!
بعدشم از اون طرف نگاه کن اگه محلش هم ندن خب آدم ناراحت میشه😂 حاملگی خیلی عجیبه خیلی😆

مادرشوهر منم حس مالکیت داره همش میگ بچم یا مثلا یجوری رفتار میکنه ک انگار بعد زایمان قراره اون اختیار دارش باشه منم خیلی بهم میریزم

منم وقتی دخترم ب دنیا اومده بود خوشم نمیومد بغلش کنن بوسش کنن ولی دیگه عادت کردم توام عادت میکنی فقط سخت نگیر بزرگتر ک بشه میگی یکی بیاد ببرتش یکم ب خودم بیام

یکم حساس شدی، چون دوسش دارن قربون صدقه میرن
من فقط فکر اینم که همسرم به دخترمون محبت کنه خانوادش حسادت میکنن ، چون همین الانم وقتی همسرم به من توجه میکنه خانوادش خیلی حسادت میکنن و به زبون میارن

منم همین حسو دارم فکر کنم باید با بیخیالی و جدی نگرفتنشون بگذرونیم که راحت بگذره

حالا خونواده همسر من اصلا محبت بلد نیستن.دختربزرگم اصلا محبت ندیده از اینا

سوال های مرتبط