۸ پاسخ

حالا پسر من برعکس میگم میفتی میگه نه مواظبم😐😐

ببین گلم تو خودت هم سعی کن اگر افتاد جلوش ناراحتیت رو نشون ندی که بترسه .یا حتی چندین بار اون کارها رو باهاش بکن ولی انقدر مسخره بازی در بیار که متوجه استرسش نشه و کم کم ترسش بریزه .

بهش نگو سرسره ترس نداره،بگو من مراقبتم که نیوفتی
شاید ناخوداگاه خیلی مراقب بودین نیوفته الان پسرتم میترسه دیگه

بچه ها از رفتارای پدر و مادر یاد میگیرن

پسر منم همینطوره

ترس از افتادن یه چیز عادی و طبیعی هست ک از همون موقع بدنیا اومدن همراهشون هس

پسرمنم جدیدا عین دم موش دنبالمه حتی تو خونه تا اتاق خوابم تنها نمیره

پسر منم اینجوریه
منم خیلی ترسو‌ام. اشکال نداره خیلی حساس نشو

سوال های مرتبط

مامان لوبیای مامان مامان لوبیای مامان ۲ سالگی
خانما یه سوال میپرسم میشه هر کی اطلاعات یا هر چی داره یه کمک بهم کنه
من یه مسئله ای با بچم دارم نمیدونم بقیه بچه ها هم اینطوری هستن هستن یا نه یا اصلا نمیدونم این یعنی وجود یه مشکل یا نه
پسر من همیشه و همه جا موقع غذا خوردن موقع بیرون رفتن موقع بازی موقع دستشویی رفتن موقع حمام رفتن میگه یکی از عروسکام حرف بزنن(یعنی اینکه منه مادر یا پدر جای اون عروسک با پسرم حرف بزنیم مثلا بهش بگیم سلام خوبی کجا میری یا داری چیکار میکنی یا بیا بریم فلان کار رو کنیم یا میگه من قایم میشم فلان عروسک بگرده منو پیدا کنه )
حالا اگه جایی باشیم که عروسکاش نباشن میگه مار موشی حرف بزنه (حالا مار موشی چیه ،،مار موشی انگشت من یا باباش هست که باید تکونش بدیم و حرف بزنیم )یا یه برگ میده دستمون میگه حرف بزنه یا سنگ یا گل خلاصه هر چی که فکرشو کنی
حتی یه بار رفته بودیم دستشویی میگفت دیوار حرف بزنه
واااااای خیلی این رفتار و عادتش زیاد هست هر لحظه و همه جا به طوری که من و باباش به جنون داریم میرسیم نمیدونیم چیکار کنیم
حتی سر سفره یکی از ما باید جای یه چیزی حرف بزنه
واقعا دیگه نمیکشه یه تیکه میگه یه چیزی حرف بزنه

چیکار کنم کمک میخوام

#فرزندپروری #پوشک #جیش شیرخشک انومالی رفلاکس کولیک