۴ پاسخ

پسر منم یه مدت از لباسشویی میترسید قبل جنگ بعدش کم کم خوب شد پسرت ترسیده بغلش کن یه مدت گوش کن بعدش کم کم توضیح بده بهش از سرش میافته بچه گناه نداره که شرایطم بد شده

دختر منم همینه صبح واحد بغلیمون درو محکم بست بمیرم براش بیدار شد گریه میگه مامان بمب زدن نرو بیرون میترسم چیزیت بشه 😭گفتمش مامان صدا دره میگه ن پنجره ها لرزید😭🥲خدا لعنت کنه ترامپوو

چرا احه از چیزی ترسیده ک این اظطراب تو وجودش شکل گرفته ؟

اگه جدیداً این مدلی شده برای همین صداهای بمب و ایناس ترسیده
اصلا نباید پیشش اخبار اینا ببینید

سوال های مرتبط

مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای گل امروز بقول خودمون رفتیم برا پسر بزرگم لباس بخریم هر جا که قدم برمیداشتیم امیرحسام گریه یعنینعره میکرد که اسباب بازی میخوان الان چندین باره هر سری بیرون میریم اینکارو میکنه قبلا اینطوری نبودا جدیدن یاد گرفته انقد گریه میکنه یعنی حالمو بهم میزنه گریه خوبه که نعره میکنه که اسباب بازی میخواد هر چی هم تو خونه بهش توضیح میدم مثلا میگم امیرحسام الان رفتیم بیرون اونجا اگه چیزی دیدی گریه نکنیا من اینو میخوام اونو میخوام من براش اسباب بازی هم موقعی که بیرون میریم نمیگیرم زیاد مثلا هر ماه یه دونه اونم میگم اگه پسر خوبی باشی و حرف گوش بدی فلان روز رفتیم بیرون برات میخرم اینطوری نیست که هر سری بریم بخوام براش اسباب بازی بخرم ولی نمیدونم چرا جدیدن چند سری رفتیم بیرون یعنی ابرومونو میبره مردم هم یه جور نگاه میکنن انگار کلی کتک زدم پسرمو اصلا هم توجه نمیکنه هر چی بیرون بهش میگم باهاش حرف میزنم انگار نه انگار فقط نعره هاش کوفت آدم میکنه بیرون رفتنمونو باور کنید دیگه حالم بد میشه بخوام باهاش بیرون برم خسته ام کرده نمیدونم چیکارش کنم اینکارو از سرش بیرون کنم به شوهرم میگم با این بشر دیگه من بیرون نمیرم انقد که بده ابرو ی آدمو میبره 🤦‍♀️😮‍💨😮‍💨😖😖😖😖شما میگید چیکار کنم باهاش