۲ پاسخ

به نظرم خودتو خسته نکن اگه اومد گفت چقدر بهم ریخته است بگو اون موقعه که اجازه نمیدین من تربیتش کنم باید فکر این روزو میکردی

سخت نگیر قشنگم آب صبح هرچی ریخت هی جمع می‌کنی دوباره می‌ریزه مثلا بذار بازی کنه یکساعت قبل از اومدن شوهرت جمع کن
بعد دوباره شب قبل از خواب جمع کن
چون من خودمم پسرم همین طوره می‌ریزه بازی می‌کنه
بچه س اگر بازی نکنه چیکار کنه خب

سوال های مرتبط

مامان آوینا مامان آوینا ۳ سالگی
حالم از خودم و زندگیم و شوهرم و همه بهم میخوره
از ۸ صبح این بچه بیدار. میشه تا ۹ و ۱۰ شب
روزا بلند شده پدرم درمیاد غذا نمیخوره یا دائم در حال بدو بدو ام پشت سرش برا یه قاشق که اونم موفق نمیشم یا دارم میچرخونمش پارک تو کوچه تو حیاط و... دلم پر بود ب شوهرم گفتم دلم انقد گرفته یهو پرید بهم بسه دیگه بچه وظیفته خیلی کاری نکردی ی ساعت که میان خونه همش غر میزنی نزاشت اصلا حرف بزنم اومدم شام بدم دخترم نخورد دعواش کردم رفته زنگ زده مامانم میگه مامانجون مامانم منو دعوا میکنه (مامانم خیلی بشدت رو اوبنا حساسه میگه حتی کسی نگه بالا چشمش ابروعه)اونم هیچ نپرسیده که چرا سریع میگه اون مامان نیست که تو داری همش یا دعوات میکنه یا هی یه چیزی بهت میگه
ای خدا چرا هیشکی منو درک نمیکنه چرا یکی نمیگه بیا بشین درد و دل کن دلم ترکید از بی کسی دلم ترکید از این همه مسئولیت دلم ترکید از بی پولی دلم ترکید از اینکه هرکاری خواستم کنم پول نداشتیم
دردام به کی بگم دیگه


فرزند پروری پوشک مای بیبی ویروس بچه شیر شیرخشک پی پی ویروس بچه کولیک گریه