عاشق شوری ترشی دوغ خیارشور
از شیرینی جات متنفر
از مرغ و گوشت بدم میومد
من نه از چیزی بدم نیومد نه هوس میکردم نه حالت تهوع داشتم نه بیخوابی نه اذیت شدم نه شکمم بالا اومد نه دیابت یا فشار داشنم نه درد زایمان داشتم کیسه ابم پاره شد هیچ دردی نداشتم رفتم سزارین کردم هیچ کس باورش نمیشد با اون شکم کوچولو پسرم ۴ کیلو باشه
از همه چی متنیر بودم و بالا میوردم هیچی دوست ندشاتم
پسر داشتم
به شدت از بوی مرغ و گوشت بدم میومد
خوراکم تا پنج ماه آب دوغ خیار. ماست. و دوغ گازدار بود ناهار و شام
به جای آب دوغ میخوردم
من تا ماه هشتم به عنوان دستیار دندان پزشک کار میکردم اصلا شبیه آدمای باردار نبودم هیچ کس باورش نمیشد باردارم ماه آخر یه کوچولو شکم در آوردم اونم تا دهم دخترم شکمم کامل خوابید هیچ کس باورش نمیشد تازه زایمان کردم از روز اول هم سر پا بودم در کل بارداری خوبی داشتم فقط زیاد بستنی میخوردم🍨🍦🍦🍦🍦😋
دخترم خیلی اذیتم کرد اسم حاملگی میاد چهارستون تنم میلرزه کل نه ماهو اوردم بالا و کل نه ماهو بیمارستان رفتم جوری که کادر ارژانس و بخش زنان بیمارستان تا نگهبان و صندوق دار منو میشناخت روزی که دخترم به دنیا امد همه ماماها میگفتن حالا مادیگه از کی ان اس تی بگیریم به کی هی امپول بزنیم 😂💔 قبل از حامگی از گوشت و کله پاچه متنفر بودم توی حاملگی حوس گوشت کله پاچه مبکردم نصفه شب دلم گوجه کبابی روی ذغال می خواست عاشق گوجه هلو نارنگی آلبالو خشکه آب پرتقال و خیار بودم غذامم تا پنج ماه اول چون ویارم شدید بود ماست و برنج بود از بوی پیاز متنفر بودم یکی توی کوچمون پیاز سرخ میکرد من میفهمیدم میوردم بالا توی خیابون نمی تونستم راه برم تا نه ماهگیم از بوی شوهرم بدم میود بغلم میکرد عوق میزدم
من ویار خاصی نداشتم ک بگم حتما باید تهیه میشد
اما عاشق چای؛گوجه و ترشی بودم
پسرمم به شیر و خرما واکنش نشون میداد:)
دوغ ابعلی و کشک عاشقش بودم
تا ۳ ماه که بکوب حالت تهوع هیچی نمیخوردم
بعد اون از بوی مرغ بدم میومد از قرمه سبزی منی ک عاشق قرمز سبزی بودم
صبا غذام فقط تخم مرغ خرما بود
و خیلی چیزی هوس نمیکردم سر اینکه گفتن قند داری کلی هم رژیم گرفتم
دختر
از زمین و زمان بدم میومد حتی یه سری چیزا اسمشم میشنیدم بالا میاوردم مثل پفک🤦🏻♀️
خون بالا میاوردم ۱۲ کیلو کم کردم
تا روز زایمان بالا اوردم
بالا اوردم کیسه ابم همزمان پاره شد
با بادهوا زنده بودم و تنها چیزی که میخوردم فلافل بود
نه گوشت نه مرغ و ماهی هیچی
لبنیاتم فقط دوغ میخوردم
کلا غذام نون و دوغ، فلافل بود و تنها چیزی که هوس کردم سیب گلاب بود
تو خواب دیدم و بیدار شدم گریه کردم
دو روز تمام کل خانواده دنبال سیب گلاب بودن
اخر شوهرم پیدا کردش
مامان بزرگم طفلی رفته بود در خونه یک نفر دیگه از درختش برام چیده بودش😂😂😂
کاله کال بود سیبا عین سنگگگگگگگگگگگگگ
نمیشد گاز زد اصلا.
آبش و گرفت مامانم خوردم
همین و تاماااام
و از شدت استفراغ های شدیدی که داشتم به خون ریزی ام افتادم،انقد زور میزدم بالا میاوردم خون های مونده تو رحمم از قبل در میومدش🤦🏻♀️😂
استفراغ هامم پر از خون
خیلی حالم بد بود
با سرم و دمیترون زندگی کردم، اخرم دخترم اختلال رشد گرفتش ختم بارداری دادن هشت ماهگی🤦🏻♀️😂😂😂😂
از همه چی بدم میومد، مرغ گوشت سیر موز آب هویج
اصن هیچی نمیتونستم بخورم
از پنج ماهگی هر روز یه یکونیم دوغ گازدار مبخوردم🦦دختر بود بچم
از بوی کره هم حالم بهم میخورد😑
دوغ گازدار و خیار نون بود بعدش گوشت خیلی دوست داشتم دخمل بود
من خیلییییی دوغ میخوردم وهندوانه ازبوی مرغ اب پز و غذایی که توش مرغ داشت بدم میومد نون و رب هم دوس داشتم بخورم
یه چیز جالبی که تو بچه اولم که پسر بود شکلات صبحانه زیاد میخوردم تو بچه دوم که دختره شکلات تلخ با مرغ سوخاری زیاد دوست.داشتم بخورم کلا تو هر دو شکلات و شیرینی زیاد خوردم
پسر بود
خوراکی های خیلی ترش
مثلا لواشکو با نمک و ابلیمو قاطی میکردم بعد میخوردم😂
هوس چیزای ترش میکردم خیلی بستنی میخوردم هرروز سه تا بستنی یا بیشتر میخوردم گوجه سبز و هندوانه هم خیلی زیاد میخوردم اصلا هم نه شکم داشتم نه باد کردم هیچکس تا موقع زایمانم باور نمیکرد من حاملم😂🫠
من اشتهام ب غذارو کلا از دس داده بودم فقط خیار و ماست چکیده با نون خشک میخوردم ولی میوه زیاااااد روزی دوبار شوهرم میرفت خرید اکثرا گوجه سبز و توتفرنگی و شلیل دوسداشتم
شوری و لواشکم دوسداشتم
چایی ب شددددت میخوردم فک کنم روزی سی تا🤣ولی الان لب نمیزنم
از شیرینی و امثالهم بدم میومد
جوجم پسره🫠🤍
ویار اضطراب 😂
ویار رفیقام 😂
ویار ترشی 😂
من از گوشت قرمز و مرغ بیزار بودم بوش هم حالم رو خراب میکرد عاشق بستنی طالبی بودن و دلستر لیموناد ترشیاز این آلوچه های کاسه ای الانم میگم دهنم آب میاد😂
من عاشق شلی بودم در هردوبارداریم خیلیم مرغ دوست داشتم تو ماه های آخر
ودر آخر هر دوپسر شدن💙💙
چندماه اول هیچی دوست نداشتم بزور ماست موسیر و شله مشهدی شام و ناهار میخوردم.
اخرا عاشق خربزه بودم .شیررررین باشه . نی نی مم پسره
من کلا حالت تهوع نداشتم فقط عاشق بستنی و دلستر البالو بودم الانم یه دختر ناز دارم🍒🌸🧿🎀💜🥹
من مزاجم تغییری نکرد تا دلت بخواد لواشک و الوچه خوردم و انار همه میگفتن اگ بچت سیاسوخته نشد انقد لواشک میخوری الان دخترم سفید شد
من سر دخترم جعبه جعبه شیرینی میخوردم
سرپسرم فقط لواشک
چهار ماه اول هرچیزیییی توش مرغ بود حالم بهم میحورد بیشتر فقط نون پنیر میخوردم بعدش عاشق گوجه سبز و چاقاله شدم در کل از شیرینی بدم میاد تو بارداریمم زیاد علاقه نداشتم
من پسر داشتم
از بوی مرغ متنفر بودم انقدر حالم بد میشد
از بوی خونمون مخصوصا اشپزخونه بدم میومد چشمم ب سینک میخورد عوق میزدم تا پنج ماه کلا بالا اوردن و عوق. زدن هیچی نمیخوردم جر طالبی و ملون
بعدش وحشتناک عاشق شیرینی شدمممم
آبگوشت😂
هفته ای یبار حتما میخوردم، اونم تنها، چون شوهرم روزا خونه نبود منم نهار میخوردم
تا چهارماهگیعاشق ترشیجات بعدازاون شیرینی زیاد خوردم تا دیابت بارداری گرفتم از کباب مرغ ازاول بارداری تا آخرش متنفربودم ..پسر بچه ام
من دخترم فقط زولبیا بامیهههه
دختر داشتم عاااشق ترشیجات بودم آبدوغ خیار میخوردم با دوغ آبعلی
هوس هییچییی نکردم فقط چندباری لواشک ( قبل از بارداری از چیزای ترش خوشم نمیومد)
و توت فرنگی ( فصلش نبود 😂)
کلا بارداری مظلومانه ای داشتم 😬کل حاملگی از همه غذاها بدم میومد
من عاشق ترشیجات بودم دختر شد
هندونه وخریزه هم زیاد خوردم
تا چهار ماه عاشق دوغ و چیزای ترش بعدش شیرین
من عاشق گوجه سبز بودم
هندوانه و لواشک
پسر شد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.