۷ پاسخ

وحشناک بود وحشتناک
وای خدایا دیگه هیچوقت همچین روزایی رو تجربه نکنم انشالااااااا

خییییییلی بدگذشت نبودی ببینی چقدبدگذشت
از یه هفتگی کولیک بعدشم رفلاکس که تا الان ادامه داره اعتصاب شیرش از ۲ماهگی دیگه تو بیداری شیرنخورد

خیلی قشنگه بنظرم و تک تک لحظه هاش لذتبخشه فقط خیلی ناراحتم که بخاطر مریضیم اون لذت کامل رو نچشیدم و تا هفت ماهگی پسرم همش در به در بیمارستانها بودم و مجبور میشدم جگرگوشمو تنها بذارم.به جرات میتونم بگم هر دفعه بستری میشدم یه تیکه از وجودمو پیش پسرم جا میذاشتم و هیچوقت یادم نمیره اخر شبا تو بیمارستان چقدر نگاه عکساش میکردم و گریه میکردم از دلتنگیش. حتی یادم نمیره وقتی پسرمو اوردن بیمارستان همسرم داشت گریه میکرد و انگار تنها کسی که میتونم بگم تو اون حالت منو میفهمید خمسرم بود. کاش هیچوقت اون روزا برنگرده

راحت ترین میخام یکی دیگ بیارم😜🤪

سختتتت از۴۰روزگی کولیکش شروع شد و یکسره گریه بعدش نق نقو شده همش بغل نه دست مونده نه کمرواسم

سختتتت من که تو نوزادی دخترم 10کیلو کم کردم خواب نداشتم خوراک نداشتم اصن داغون

بسیار سخت با دوقلو سختیش ده برابر

سوال های مرتبط