۳ پاسخ

من سه تا پسر دارم، بزرگه به شدت بد غذا بود و هست، خیلی اذیت میکنه، وقتی کوچیک بود بخاطر غذا نخوردن بردمش دکتر، گفت انقد افتادی دنبال بچه ، فکر میکنه غذا خوردن چیه، اصلا کاریش نداشته باش گشنه ش بشه کم کم میخوره، فقط تنقلات و خوراکی الکی رو کلا جمع کن، پسرم غذا نمی‌خورد گشنه ش میشد خوراکی می‌خورد اونم کلا ضرر داره دیگه، حتی الانم مثلا میگه این غذا رو دوست ندارم، بعد آخر شبی میره نون عسل میخوره، یادمه کوچولو بود حساس بودم وای لباسش کثیف نشه وای نریزه زمین، همین کارای اشتباهم حساسش کرد، سر دو تا بعدی ها، اصلا حساسیت نشون ندادم، اصلا ی بار قاشق نذاشتم دهنشون، غذا رو گذاشتم جلوشون، ریختن خوردن یاد گرفتن، حالا ا ن دو تا کوچیکا سر غذا دعوا میکنن! گشنه بشن میرن سر یخچال هر چی بود میارن میخورن، ولی بزرگه نه

من هردوتاشون اول غذا شونو میخورد کوچکه دوسالش بود طفلی هرچه درست میکردم خودش میخورد میریخت رولباساش دیگه نزاشتم خودم غذاشو بهش دادم الان ۳ ساله شده هچی نمیخوره خیلی بد غذا شده هرچه درست کنم میشینه نگاه میکنه ماه رمضون خودم غذای هردوتاشون دهنشون کردم الان هردوتاشون خیلی بد شدن دخترمم میگه خودت بدی غذارو پسرمم همیطور دیگه دخترمو دعوا کردم که بزرگ شدی خودش میخوره تواین دو روز ولی پسرم به دعوا هم نمیشه هر وعده سر سفره باید ازدستم کتک بخوره هرچه میگم بخور فقط نگاه میکنه دیشب ماش وبرنج درست کرده بودم باماهی اینقد نخورد همه مون خوردیم اون نشسته بود میگفت نمیخورم دیگه یکی زدم رو دهنش که بخور هی خورد وگریه کرد وبه گلوش میزد شوهرمم هرچه نازش کرد که بابا شامتو بخور گریه میکرد دیگه بوسش کردم گفتم گریه نکن طفلی باهمون حالش منو بوسید گفت ببخشی مامان شوهرم گفت نگاه کن گناه داره میزنیش گفتم دیگه عصابم نمیکشه هر روز کارم شده بخو بخور

بچه های من هم همینن باید خودم بکشم تا دولقمه غذا بخورن اگه به خودشون باشه ۱٠ روزم غذا نخورن نمیگن گشنمونه. سرسفره همش باید بدووم دنبالشون تا بشینن غذا بزارم دهنشون

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۵ سالگی
بچها چند وقت پیش گفتم پسرم یبوست شدید داشت طوری ک مدفوعش کامل خون داخلش بود یا همش میگفت داخلش میخواره ک بردم دکتر گفت هموروئید و داخل بدنش زخمه و...ی مدت دارو مصرف کرد اما ب محض اینک تخمه یا چیپس و پفک بخوره دوباره شروع میشه الان 20 روزه زایمان کردم خودم بالا سرش نبودم و زیاد از این چیزا خورده.جالا میگ میخواره اونوقت شوهرم نمیزاره براش پماد بزنم میگ فردا خوشش میاد و...😑من جیگرم کبابه براش چون میدونم خارش چقد بده هر چقدم توضیح میدم متوجه نمیشه.اخه طفل معصوم داره درد میکشه وقتی پماد میزنم همش میگ بسه درد میکنه.یا مدام نمیگ ک شوهرم حس میکنه الکی میگ بعدم نمیشه ک ی شب بزنم ی شب نزنم باید حداقل چند روز بزنم.میگ بزار هر وقت گفت میگم خب این بچه نمی‌فهمه ک بعدم چند روز پشت سر هم گفت تا پماد گرفتم براش.بقران بغض داره خفم میکنه از طرفیم بعضی وقتا ب دخترم شیر خشک میدم اینم شده ی بدبختی انگار جنایت میکنم هر چی میگم انگار ن انگار عصبی شدم بخدا