۱۹ پاسخ

کارمامانت خیلی اشتباه بود

مقصر خودت بودی که به مامانت گفتی آدم باید خودش رازدار زندگی خودش باشه

همسایه حرفش عجیبه ولی کار مادرتون عجیبتره

مقصر مادرته

چه همسایه بیشعوری😕به تو چه زنیکه 😤

خوشحالم برات ک خدا تو تقدیرت مادرشدن با همسرت رو داشته
هستن دور هممون از این ادما متاسفانه
الهی خدا نگهدار خودت و نی نیت باشه قشنگم

واریکسل هیچی نیست شوهر منم داشت عمل کرد خوب خوب شد به شوهرت بگو قرص آسپرین و ال کارتنین ۱۰۰۰ بخوره خیلی خوبه

مادرا همینن،، مادر منم حرف من و داداشم و بع خواهرای ایکبیریش میگه

پیام فرستادم جانم

اولا کار مامانت بد بوده نه همسایه
که عیب دامادو گفته
اگه مادرشوهر عیب تو رو میگف خوشتون میومد؟
(خودمون اجازه دخالت به بقیه میدیم و مامانت این اجازه رو داده بهش)
دوما عزیزم عقاید هرکی متفاوته چیز خیلی بدی نگفته من خودمم اگه بچم نشه طلاق میگیرم نمیزارم حالا شوهرم بخواد نخواد
اونم نظر داده
ایشالا مشکل شوهرتم حل میشه بهش توضیح میدادی که قابل حل شدنه مشکلتون

حرف خوبی زدی آفرین
ولی مامانت کار خوبی نکرده

مقصر مامان های دهن لقمونه....منم مشکلم با مادرم همینه

از بیسوادیه والا وگرنه واریکوسل چه ربطی به نازایی داره درمان میشه دیگه

وااای مامان منم همش لو میده واسه همون حرفامونو نمیگیم بهش

جانم ببخشیددد عذر میخوام منم شوهرم واریکوسل داشت عمل کرد بعد اسپرمش بیشتر ضعیف شد وحرکتش کمم ؟!!!الان گفتن باید آی وی اف انجام بدیدد ببخشید میپرسمم خودتان چکار کردیدد که باردار شدید اگر کمکم کنیدد ممنون میشه وانشالا نی نی تون سالم بغلل کنید 😘

چرا بعضیا فکر میکنن هدف اصلی ازدواج تولید مثله!😕
ازدواج میکنیم که لذت ببریم از اینکه یه یار و همراه داریم،و علاقمند میشیم که ازش یکی دیگم تولید کنیم😂

بگو همه چیز دست خداس

بهش بگو ب ت چ دخالت میکنی

اون همسایه رو باید 🔞🔞کردش

سوال های مرتبط

مامان پسته🩷💅🏻 مامان پسته🩷💅🏻 هفته هجدهم بارداری
سال های خیلی پیش شاید ۱۰ سالم بود اولین بار یه پسر دیدم اون ۱۵ سالش بود . مهرش به دلم افتاد ❤️. یه عشق ساده و پاک و گوشه دلم .اون پسر ، برادر شوهر خواهرم بود 🤍🙏🏻 . توی تمام دوران راهنمایی خودم درگیر هیچ عشقی نکردم ❤️ در صورتی ک اون پسر منو یه دختر بچه فرض میکرد و توجه نمی‌کرد . دختر خالم و دختر داییم از عشق یه طرفه منو میدونستن. سال ها گذشت و اون پسر رفت سربازی و برگشت . من ۱۵ سالم شد اون ۲۰ . یه بار پیش امام رضا رفتم فقط گفتم اون پسر دوست دارم چن مدت گذشت یه خواستگار داشتم پسر پسر عمو بابام . وضع مالی عالی ولی دوسش نداشتم . بعد ماه رمضان بود من روزه بودم و خواب بودم . صبح ساعت ۱۰ بود . مادر شوهرم آمد و به مامانم گف برای خواستگاریم . وقتی رفت مامانم بعد از افطار بهم گف . من باور نمی‌کردم مگه میشد ؟؟ ما ازدواج کردیم و بعد عروسی رفتیم مشهد . همسرم گفت من از امام رضا یه زن خوب خواستم مهر تو به دلم افتاد و قول دادم بیارمش حرم ❤️. منم به آرزوم رسیده بودم .😍🥹 هیچ وقت از عشقی ک به همسرم داشتم نگفتم 😆😆.
خواستم بگم خدا الکی آرزو ای یا خواسته ای توی دل ما نمی‌ندازه ❤️🙂 قطعا ما به اون می‌رسونه .

بارداری بارداری بارداری بارداری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند
آزمایش غربالگری سونوگرافی جنین زایمان طبیعی زایمان سزارین
مامان جوجه مامان جوجه ۶ ماهگی