۲۹ پاسخ

ادم صدسالشم بشه باز نیاز به اغوش مادر داره🥲

برای دلداریت هی نوشتم و پاک کردم
ولی ته دلم گفتم منم خیلی دوس دارم مامان و بابا کنارم باشن کاملا درکت کردم
خدا مامان و باباتو برات نگه داره
و روح تمام مادر و پدر های آسمانی هم شاد باشه

تا حالا این حس رو نداشتم
اما همیشه دوست داشتم یه شهر دور ازدواج کنم که وقتی میام هم خودم گریه کنم هم اونا برای اومدن من لحظه شماری کنند حتی وقتی مجرد بودم همین حس رو داشتم
شاید بگید وااااا مگه میشه چقد بی مهری
اما من خیلی احساسیم و اصلا ادم بی مهری نیستم 💔

خانواده منم تهرانن
خودم بجنوردم با مشهد ۴ ساعت فاصله داره بجنورد
یوقتا دلم میگیره میشینم ساعت ها واسه دوری، واسه داداش ۱۸ سالم ک‌هزارتا خواسته داره ، واسه بابام که ۵۵ سالشع هنوزم کار میکنه تا اخرشب و‌ ارثی‌که از پدربزرگش بهش رسید تو بچگی‌ک‌تیلیاردهاس باباش بالا کشید
واسه همه اینا گریه میکنم
با شوهرم بحثم میشه میگم‌دوس‌دارم منم قهر کنم ۲ ساعت برم میگه اخه کجا بری !! بشین من میرم بیرون
هروقت بحث میکنیم میگم از بی‌کسی‌من همه سواسنفاده میکنن بعد شوهرم یا خودشو میزنه یا وسیله میشکونه میگه چرا اینجوری میگی
خیلی احساس تنهایی میکنم
دوس‌دارم نزدیکم باشن دست بچمو بگیرم بزم یه ساعت یه استکان چای خونه مامانم بخورم و‌برگردم💔💔

منم مامانم اینا فردا میخوان برن😭😭😭😭

منم امروز حس تو رو دارم دلتنگی تنهایی حس میکنم دیگه دارم از تنهایی افسرده میشم تو شهر غریب😭💔

منم تازه دوروزه برگشتم ولی دلم پیششونه🥲🥲😭😭😭

من هشت ماهه خونوادم ندیدم دیگم جنگ شد نتونستم برم 😔😔

آخی الهی عزیزم منم اینجوری بودم ولی دوساله مامانم اینا اومدن نزدیکمون ولی میترسم بازم برگردن شهرستان آخه اونجا خونه دارن ولی اینجا مستاجر. بغض کردم برا حالت عسلم شوهرت کجاست نمیتونه یذره سرگرمت کنه یا یکم ببره بیرون حال و هوات عوض بشه

عیب نداره عزیزم🥺🥺ماهستیم پیشت

وای خیلی سخته 😫
من بدون مامانم میمیرم هر روز سه چهار بار که بهش زنگ میزنم به کنار یه روز درمیون میرم خونشون اونا میان 🥹

حالا من اصلا اینطوری نیستم
چون پیش خانوادم خیلی اذیت میشم
دوس دارم برگردم خونه خودم 😭

با عکست بغض کردم
چون منم دورم

منم کرمانم خانوادم تهران قراره فردا برم تهران از الان به برگشت فکر میکنم حالم بد میشه همیشه با گریه برگشتم خیلی بده

عزیزممم🥺

دوری درد بدیه منم هر وقت رفتن دلم گرفت 😔

قربونت برم قشنگم حیف اون چشما نیس؟خودتو ناراحت نکن

خیلی سختهه میدونم منم نزدیکن خونوادم ولی باز دلتنگ میشم

من بعد پنج سال ازدواجم آین سری از ته قلبم ناراحت بودم از این دوری و ازدواج راه دور پشیمون بودم ولی دیگه چ میشه کرد زندگیه ذیگ

کاش منم خانواده داشتم حتی دور باشن ازم هم قبوله

با تموممممممممم وجودم درکت میکنم

مامان بابای منم فردا برمیگردن تهران منم خیلی نگرانم چند روز پیششون بودم دلم تنگ میشه

منی که چهار ساله نه دیدمشون نه صداشون وشنیدم هرروزم گریه س حتی هنوز پسرمم ندیدن😓😓😭😭 من چی بگم خاهر خداروشکر کن خانواده ی داری

دقیقا منم آرزوم اینه خونه مامانم کنارم باشه خیلی کم همو میبینیم🫠

منم از خونوادم دورم
همش ته دلم ی غمی دارم و میگم کاش هیچ وقت راه دور ازدواج نمیکردم
من دوست دارم خودم برم پیششون ن اینکه اونا بیان
چون خونواده من پرجمعیتن ماشالا
هیچ وقت همه با هم نمیان
منم دلم میخواد من برم پیششون ک همه دور هم باشیم

غمتو درک میکنم
😢😥

منم پس‌فردا بعد بیست بیست پنج روز میخوام برگردم خونه و باز تنهایییییییی

کجای مشهدی عزیزم

چقدر دوری

خانواده منم هروقت میان میرن من دق میکنم خیلی سخته میدونم

سوال های مرتبط