منم یکبار پسرمو بردم با خودم پیش دوستام. انقد اذیتم کرد که وقتی همسرم اومد دنبالم سوار ماشین شدم زدم زیر گریه 😬
عزیزم درکت میکنم منم چندشب پیش مهمون داشتم ونقدگریه کردونق زدکه دیگه فقط دلم میخاس فریادبزنم ازدندونشه میگزره این روزا توکل کن بخدا
چقدر صبرتون کمه عزیزم
پسر من خیلی بیشتر اذیت میکنه ولی هیچ وقت گله نمی کنم و خداروشکر میکنم که کنارم هست
حتما جاییش درد میکرده
میدادی مامانت نگه داره از مهمونی لذت میبردی بچه که درکی نداره از این جور جاهاا من سه تاذعرویا رفتم ۳ماه بیش گذاشتم پیس مامانم راحت نه اون اذین شد نه من
من فکر میکنم اکثر مادرا از این تجربه ها دارن منم تا یکی دوماه پیش هرجا میرفتم بهم خوش نمیگذشت که هیچی شکنجه هم میشدم ولی الان خداروشکر خیلی خیلی اوضاع بهتر شده مطمئنم این روزاهم میگذره همه چی بهتر میشه منم از این خاطرها زیاد دارم چقدر اذیت شدم ولی ادمیزاد فراموشکاره
چرا حس میکنم این بچه جاییش درد میکرده کاش یه استا بهش میدادی یا شیاف همیشه با خودت داشته باش عزیژم زود آروم میشه از دندون هم باشه شیاف بزاری 20 دقیقه ای آروم میشه
من ی عروسی رفتم با بچه به غلط کردن انداخت منو
پسر منم تا همین دوماه پیش همین بود، از وقتی بدنیا اومد یه مهمونی یا عروسی بی دردسر نتونستم برم. محیط های شلوغ اذیتش میکرد. با سروصدا مشکل نداشت با آدما مشکل داشت😅
ولی چیزی که توی این محیط ها خیلی کمکم کرد کالسکه بود، توی کالسکه اش احسای امنیت میکرد انگار. ولی کار من فقط این بود که با کالسکه راه ببرمش یک گوشه ی خلوت از مهمونی
دختر منم همینه 😐
کاش استامینوفن میدادی شاید درد داشته
دندونشه دیگه ،یه جوری کلافه ان واذیتن که خودشونو نمیتونن تحمل کنن
وای خیلی بده
با گوشی بازی نمیکرد بدی دستش ؟
حالا یه روز اشکال نداشت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.