دقیقا ماه پیش اینموقع،یعنی ۲۲ اسفند ،بیمارستان بستری شدم...خطر زایمان زودرس از بیخ گوشم رد شد و خدا برای چندمین بار این بچه رو بهم بخشید...!
این یک ماه خیلی سخت گذشت ولی با این وجود
برای هر ثانیه ش که میگذشت،خدا رو شکر میکردم،با اینکه هر لحظه ترس از دست دادن بچه م داشت منو از پا در میاورد...
همش میگفتم یعنی من ۳۰ هفتگی رو میبینم؟!
یعنی ماه دیگه این موقع چه اتفاقایی برامون افتاده؟
نی نی م هنوز تو دلم هست؟🥺
(و اون یک ماه گذشت و خدا رو هزار مرتبه شکر که هست و هنوز هر تپش قلبش تو وجودمه)
برای هر باری که لباس زیرمو چک میکردم و رد خونی نمیدیدم یه نفس راحت میکشیدم و میگفتم خدایا شکرت بخاطر یه لباس زیر تمیز دیگه!

از خدا میخوام در ادامه ی مسیر،من و گل پسری رو تنها نذاره و خودش مراقب دردونه ی قلبم باشه تا آخرش...🫠❤️‍🩹
خدایا این هدیه های قشنگی که بهمون بخشیدی،از من و از هیچ مادری پس نگیر 🥹🙏🏻

۱۴۰۵/۰۱/۲۲
۳۰ هفته و ۲ روزگی نی نی جانم🩵👣

۶ پاسخ

ماهم گاهی خیلی سختی گذروندیم باوجودسرکلاژو استراحت ایناولی بازم خداروشکرکه داریم به لطف خداروزهای سخت یاخوب روپشت سرمیگذرونیم خداروشکرکه این همه دوستمون داره وحواسش بهمون هست ازخداممنون ایشالا همون به سلامتی زایمان کنیم وبچه هامون روبغل بگیریم تو39هفته اززایمان زودرس حفظ بشیم ایشالا

انشالا بسلامتی
انشالا خدا خودش هوای مارو و نینی های مارو داشته باشه

جدیدا یه فکرای مسخره ای میزنه به سرم از استرس که بخدا دیونه کننده س 😔 خدایا میدونم بهت وصلیم خودت سفارشی هوامونو بیشتر داشته باش😉

ای جانم الحمدلله شکر
انشالله که این ماه های اخر راحت و بی دغدغه بگذره و نی نی خشکلتو بغل بگیری عزیزم 💙

ایشالله به سلامتی تا آخر میری عزیزم منم خیلی استرس دارم🥲🥹

براچی عزیزم بستری شدی علائمت چی بود؟
ایشالا صحیح و سالم زایمان کنی عزیزم❤

سوال های مرتبط