۶ پاسخ

ممنون .فداد شم😊انشالله میگذره .😍

آخی .ناراحت نباش اینا همه میگذره باز خداروشکر خدا مهر مادرتو انداخته تو دل بچت که خودت و اون اذییت نشین.من الان بچه ها شدن پنج ساله و چهارساله هر چی بود گذشت .خدا کمکت کنه خواهر 😊

گریه نکن خواهر اینا میگذره .منم پسرم یه ساله بود دخترم به دنیا اومد .خیلی سخت بود مخصوصا که نی نی گریه میکرد که بگردونم .اون یکی گریه میکرد که بشین کنارم من بازی کنم .😵‍💫منم نه ماه رفتم خونه مامانم انگار نصف اثباب کشی کردم رفتم یه طرف خونشون کامل مستقل بود شد برا من 🥴🤣من تمام سعی می‌کردم کل مسئولیت بچه هارو خودم به عهده داشتم .اونجا فقط مادرم به فکر غذا و کار خونه بود فقط .اونم اگه شوهرت میگه کمکت برو

عزیزم زایمان کردی؟
بسلامتی گلم قدم کوچولوت مبارک باشه گلم

بمیرم من هنوز بدنیا نیومده برا بچه اولم همش گریم میگیره اون بچه دومم گناه دارن ولی😭😭😭

منم همینطور بودم اولاش آیهان رو ک میدیدم میزدم زیر گریه دلم براش میسوخت ولی سعی میکردم بیشتر بهش توجه کنم اون اولا تا ب کوچیکه شیر میدادم یا باهاش حرف میزدم زل میزد ی جوری بهم منم گریه میوفتادم براش....الان خیلی بهتر شده وضعیت...کمک میکنه داداششودوست داره خداروشکر....منم تا ۲۰ روز خونه بابام بودم بعدش اومدم خونه خودم اولاش سخت بود تا اومدم عادت کنم و هماهنگ بشم باهاشون خیلی وقتا ۲ تا باهم گریه میکردن ۲ تایی گشنشون بود وضعیت سختی داشتم ولی بعد ۱ هفته اوکی شدم...الانم از اول جنگ تا حالا شوهرم خونس کمکمه تا بعدشم خدا بزرگه

قطعا میتونی عزیزم شوهرتم کمکت بده که خیلی خوبه ببین من با یه پسر شیطون و دوقلو ها از اولش تنها بودم شوهرم هم که هیچ پس تو هم میتونی قطعا سختی زیاد داره ولی تا همیشه که نمیشه بمونی خونه ی مامانت

سوال های مرتبط