من شبی که دخترم ۳ روزش بود برا زردی بستری شد
اون شب تازه حس کردم مادر شدم ازش دور شدم یک شب
حالا ۱۰ روز بعدش خودم صفرا عمل کردم بستری بودم انقدر سخت نبود دوری ازش پون میدونستم جاش خوبه
بارداریم و زایمانم خیلی سختی کشیدممم تا حدی بودم که همش همسرم غذا درست میکرد من میرفتم تو اتاق در هم بسته تا بو نشنوم همش بستری بودم ولی بچه داری نرمال بودم کمکی هم اصلا نداشتم
من چند شبی ک باردار بودم برا انفولانزا بستری شدم از سخت ترین شبای عمرم بود نفسم بالا نمیومد سینم خس خس میکرد
سنگین بودم نمیتونستم بشینم دراز میکشیدم نفسم میرفت
از همه بدتر تو یه اتاق کوچیک تنها بودم نمیزاشتن ی قدم از در اتاق بیام بیرون
تو اون چند شب مردمممم
اخی عزیزم
من روزی از روز اول زایمان تا چهل روزگی بدتر روز های عمرمه
کی انفولانزا گرفته بود ؟ علایمش چی بود عزیزم؟؟ میشع بگید اخع دخترمنم مدام سرفه خلطی داره خیلی اذیتع😓😓
شب های سخت زیاد داشتم
هم شبایی بوده که دلم نمیخواست صبح بشه از استرس
هم شبایی بوده که فقط دلم میخواست بگذره و صبح بشه
مربوط به بچه داری هم نمیشده کلا تو طول زندگیم بوده
شب زایمانم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.