۳۵ پاسخ

خاهرت زیادی احساسی وبچس واما آقادامادمتین وعاقل شاید پیش خودش فک کرده دوروز نیست عقدکردیم زشته مزاحم بشم همش

همه تو دوران عقد رفت وآمد دارن.. موندن تو خونه همدیگه اصلا درست نیست.. بعد عروسی وقت برای جفت هم بودن زیاده

تو خانواده ما اصلا دوران عقد دوماد شب نمیمونه، عروس هم خونه اونا نمیمونه . زشت میدونن.

کار اقا داماد درست بوده

ما از همون شب اول اومد موند ولی خب بعضیا مراعات میکنن هرشب خونه پدرزنشون نمیرن خجالت میکشن بنظرم بهتره اینجوری دلتنگ هم میشن

خب درستش همینه که نیومده دیگه
باهم بودن هرشب توی دوران عقد دردسر ساز میشه درستشم همینه 🤷🏻‍♀️

ما ۴۲ روز زیر عقد بودیم حتی یکبار هم پیش هم نخوابیدیم شاید همه بگن شوهرته و.وو ولی ما زشت میدونیم ینی پدر مادر امون زشت میدونن

نه ما اصلا شب خونه هم نموندیم
اتفاقا داماد بهترین رفتار رو داشته
به خواهرت بگو اونقدر وقت زیاده...
فعلا اینجوری شیرین تری☺

همون ی شبم اضافه مونده🙄😑دوماد مگ میاد خونه پدر زن میمونه

شاید بنده خدا خجالت میکشه هنوز اولشه

چون تازه عقد کردن برای همونه عزیزم توقع داره چون اولشه کنار هم باشن
ما تو دوران عقد اخر هفته ها باهم بودیم
فقد دوماهه اخر عروسیمون هرشب پیش هم بودیم

بستگی داره دیگ ولی با ی روز دو روز نمیشه فهمید ک
اگر داماد نجابت داره رو سر بذاردش
اگر سرده داستان داره
و .....

دیگه مث قدیم نیست

چه داماد فهمیده ای👌

من ۶ماه عقد بودیم یه بار اونم خیلی اصرار مادرش اینا بودن موندم شوهرم اصلا پدرم اجازه نمی‌داد تا حالا خونه مادر من نمونده من هم دوست ندارم

راستش من دوران عقد خیلی میموندم شبا خونه مادر شوهرم و مث سگ پشیمونم چون همونموقعام هی میگف برادر شوهرم دیشب نتونس درس بخابه جون تو اتاقش نبودو و حس کردم خیلی زیاد ک بودم از چشم افتادم هرچی کمتر باشی عزیزتری الان ک عروسی کردیم میگم چرا من اینکارو کردم

همسر من نمیومد خجالت میکشید شاید هفته ای یک شب من میرفتم هفته ای یکی دو شب اینا میموندم بعد مستاجرشو بلند کرد رفتیم خوپه خودمون ۷ ماه بعد عروسی گرفتیم

من ۵سال عقد بودم حتی یک شب هم نه همسرم موند
نه من رفتم
اصلا نه خودم نه خانوادم همچین. چیزی نمی‌پسندیدن.
همسرم هم از اول پذیرفته بود قبل عقد شرایط رو. گفته بودم یکبار هم تحت فشار منو نزاشت
خونشون هم تا دعوت رسمی نمی‌شدم نمی‌رفتم برا شام و. ناهار یا حتی سرزدن

تو خانواده ما اگ کسی قبل عروسی رفت خونه مادرشوهر ابروشو میبرن میگن زشته

عزیزم ما عقد که کردیم شب همسرم رفت خونشون خوابید و یک هفته بعد همو دیدیم. و کلا توی دوران عقد هفته ای یک بار همو می‌دیدیم. به خواهرت بگو عجله نکن، اینقدر همو می‌بینید که تو دلت بگی کی بشه بره بیرون از خونه دو دقیقه راحت باشم

همسر من فقط یک بار در هفته میومد شب خونه ما میموند. بقیه اش میرفتیم بیرون. من تا حالا که ۸ ساله عروس این خانواده ام یک شبم خونشون نموندم.

ما راهمون دور بود، چون کادر درمانه و اون موقع هم کرونا بود، دو ماه یکبار چند روز میومد سر میزد، روزی که میخاست بره افسرده میشدم، دوبارم من رفتم موندم، ولی اگع نزدیک بودم در حد همون شلم و ناهار میرفتم، از من به خواهرت نصیحت

من که فاصله عقد و عروسی 2 .3روز بود

تا ۳ ماه اول هرشب هر روز کنار هم بودیم بد شد هفته یک شب 😅😅😅

کار خواهرت اشتباه قرار نیس هر روز همو ببینن در ضمن بهش بگو زیاد خونه مادرشوهرش نره بخوابه سر سنگین باشه از الان

ما یه هفته اول اینجوری بودیم بعدش هرشب باهم بودیم

ما هفته ای دو روز پیش هم بودیم

ما‌دوره عقد کلا باهم بودیم
درست نیست بنظرم
همون‌درحد بیرون رفتن بسه
اونموقع نمیفهمیدم الان میفهمم😂😂

والا ما همیشه شبانه روز پیش هم بودیم.‌شب هم خونه ی همدیگه میموندیم

نه باباچه خبره هر روز که نمیشه از من بهش نصیحت بگو خونه شما بیاد داماد تو عقد برای خوابیدن اون نره زیاد میگن هوله

بهترین دوران زندگیم دوران عقدمه
بهش بگو زوده هفته بعدی مشخص میشه آقا داماد در چه مرحله ایه
😂

داماد خیلی کار خوبی کرده اتفاقا . معلومه عاقله . چون بلاخره تازه عقد کرده خوب نیست همون اول لنگر بندازه ک 😆

شاید داماد خجالت کشیده و حجب حیا بوده که مثلا دو روزه عقد کردم زشته

بستگی داره به خیلی چیزا،ما چون همسرم شهر ما غریب بود دیگه با هم بودیم عملا
ولی خب تو موقعیت شما،همسرش کار بدی نکرده،شاید میخوان اصلا پاگشاش کنن مادرشوهرش اینا یا شاید همسرش معذب میشه تازه ان هنوز

اگه هر روز کنارهم باشن تکراری میشه

سوال های مرتبط

مامان Nilam🩵 مامان Nilam🩵 ۲ سالگی
خانما ی هفته م کمتر ک سقد کردم حدودی 5و6 روزه
امروز یهووو افتادم ب تمیز کاری کابینتا اصلا هواسمم نبودش
همه رو ریختم بیرون از 10 صبح تا الان هنوزم تموم نشده اما ی دردی گرفته رحم و شکممم ک همون موقعه زایمانم این دردو ندیده بودم چ غلطی بکنممم😭 همه وسایلم بیرون مونده الان تحملم تموم شد دراز کشیدم دیگه😓 😓 پوشک رفلاکس مولفکیس کولیک زایمان جنسیت تغذیه مولفیکس باروری اشتها کودک نوازد واکسن فرزندپروری فرزندپروی شیرخشک اشتها انومالی فرزندپروری فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی
مامان Nilam🩵 مامان Nilam🩵 ۲ سالگی
مامان Nilam🩵 مامان Nilam🩵 ۲ سالگی
خانما من نوه خالم (دخترخالم و پسر خالم باهم ازدواج کردن دخترشون) دخترشون با دوست صمیمی شوهرم ازدواج کرده بعد معرفی شونم ی جورایی شوهرم بود جای اینا رسمه چرخ خیاطی و جاروبرقیم با جهاز داماد ب حساب میاد داماد بخره
من میخام این هفته پاگشاشون کنم شوهرم میگه چرخ خیاطی شو بخریم برای کادو من رفتم قیمت کردم از 12 تومن ب بالاست
حالا ب همسرم میگم ی تیکه برقی بخریم(مثل سرخ کن یا اتو جدیدا یا فهوه ساز یا حتی سرویس چینی) با ی ریش تراش ک انگار ب هردو کادو داده باشیم شوهرم میگ فرقی نداره همون چرخ خیاطی رو بدیمم انگاز ب دوطرف دادیم درنظرتون چ کنیم؟12 تومن بیشتر نمیتونیم هزینه کنیم...... پوشک رفلاکس مولفکیس کولیک زایمان جنسیت تغذیه مولفیکس باروری اشتها کودک نوازد واکسن فرزندپروری فرزندپروی شیرخشک اشتها انومالی فرزندپروری فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی
مامان Nilam🩵 مامان Nilam🩵 ۲ سالگی
شام خوته مامانم دعوت بودیم همسرم نیومد کار داشت
ساعت 9و30 زنگش زدم بیا ببرم خونه گفت شاید ببریم ماشین بیاریم از نیشابور صبح بیام شاید نرم من تا 11نشستم دیدم نمیاد خوابش میاد مادرم(تنهاهم هست) دیگ گفتم بیا بخوابیم حتما شوهرم نمیاد هنوز دراز کشیدیم شوهرم اومد دنبالمون با خودم گفتم نرم فردا صبحم دلم نمیاد برم کارای خونم میمونه از طرفیم تو خونم راحتم عادت کردم دیپ با اینک خاموشی زدیم اومدم خونم حس میکنم مادرم ناراحت شده باشه چجوری جبران کنم؟ از دلش در بیاد؟
کارم خیلی زشت بود بنظرتون؟ پوشک رفلاکس مولفکیس کولیک زایمان جنسیت تغذیه مولفیکس باروری اشتها کودک نوازد واکسن فرزندپروری فرزندپروی شیرخشک اشتها انومالی فرزندپروری فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی فرزندپروی