۷ پاسخ

آره والا سوال منم هس

من شرایطی رو کشیدم ک ندیدم هیچ نوزاد سالمی داشته باشه
ردان و اعصاب نمونده فقط بخاطر بچه هی خودمو کنترل میکنم
یکی دیگه هم بخواد بیاد باز یوقت همون شرایط باشه جفتشون میذارمو میرم ناکجا آباد
ول کن بابا آدم دیوونه میشه

منم شوهرم به فکر دومی هس موندم چ کنم اخه بارداریای من استراحت مطلقی هس دخترمم بشدت اهل بیرون و پارک منم باید بشینم تو خونه استراحت کنم فقط

من پسرم دوسال و نیم بود فکر کنم باردار شدم حاملگی با ویار خییییلی بدی داشتم هیچ کاری نمیتونستم بکنم از هر بویی بدم میومد ۶ ماه پام تو اشپزخونه نذاشتم شوهرم بیشتر ظرف میشست یا میذاشت تو ماشین ظرفشویی بچها صفرتا صد با خودش بودن سر کار هم میرفت غذا یا از بیرون میخرید یا مامانم میفرستاد یا شوهرم حاضری درست میکرد مثل تخم مزغ ناگت و سوسیس و اینجورچیزا خیلی روزای سختی بود ولی گذشت خداروشکر من دوتا پسر داشتم یه ۶ ساله یه ۲ونیم

حال بد رو‌نمیشه با بچه کوچیک هندل کرد، ایشالله که سوپرایز نشی

دخترم ۲ سال ۴ ماهش بود پسرم ب دنیا اومد شوهر دخترم هندل میکرد غذا حموم ش باباش میرفت الان ک خداروشکر بزرگشن شدن یکم راحت شدم

سوال منم هست

سوال های مرتبط