رفتم خونه مامانم ترسیده بود میگف علی خدا لعنت کنه بچرو چیکار کردی دیگع زخمم بدتر شد عفونت میکرد با بدبختی خوب شد فقد اون حال سیاهیش رفته بود کلاس نهم بودم رفتم ی دکتر ک کلا لیزر کردم رفت بهتر شده فقد ی حاله سفید مونده ک جای اسید اونم از نزدیک مشخص میشه دیگه بهش دست نزدم تا چهارسال پیش که رفتم پیش دکتر بچگیام ک دکتر پوست شده بود چندتا خال دیگه ام داشتم برداشتم چندتا ریز خال جای همون خال صورتم بود لیزر کردم رفت الان فقد ریشه موش مونده ک باید برم بسوزونم جای اسیده ک نمیره چون خیلی ساله ی خال دارم رو لبم اونم برداشته نمیشه ریسکش زیاده ولی منم عاشق ریسکم میرم حالا ببینم چی میشه شایدم شیدینگ کردم ک یکم پوشیده بشه.


اینم از داستان خال صورتم😬

قشنگا اگه تاپیکم بالا پایین شد براتون تاپیک قبلمو بخونید😘




#پوشک پوشک بچه بچه بچه پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه پوشک
#بچه بچه بچه پوشک پوشک بچه پوشک پوشک پوشک بچه بچه پوشک

تصویر
۳ پاسخ

بنظرم خیلی خال قشنگی بوده ❤️🙂

تو بچگی بد مینشستی؟؟
الانم پاهات اینجوری موندن

وای چقدر با نمک بودی

سوال های مرتبط

𝗠𝗼𝗵𝗶💖 𝗠𝗼𝗵𝗶💖 قصد بارداری
مرسی عسلچهااا کلی از داستانتون ک راجب سوپرایز بارداری گفتید لذت بردم مرسی ک وقت گذاشتید جواب دادید
ایشالا اونایی ک چشم انتظارن خدا این ماه دلشونو شاد کنه😍
درسته من از این جور داستانای قشنگ ندارم بگم
ولی برا مامانمو میگم😂😂😂😂
منو محنا (خاهرم) 13سال تفاوت سنی داریم
ی شب داشتم درس مینوشتم کلاس شیشم بودم
بعد دیدم بابام با دارو بیبی چک اومده خونه
گفتم بابایی اینا چیه اون موقع تک بچه بودم دیگه
گفتش هیچی عشقم مامانت مریض شده اینارو گرفتم بخور بعد بیبی چک نشون دادم گفتم این چیه گف با این مریضی تشخیص میشه😂😂😂😂😂😂
هیچی شب شد خوابیدن منم تو اتاق
واییی من خیلی آدم کنجکاویم خیلی حتی اون کنجکاوی یا همون ریسک ب قیمت جونم تموم بشه
قایمکی پا برچین پابرچین رفتم پذیرایی مطمئن شدم خابشون سبک رفتم اشپزخونه اون مشبا برداشتم نشستم وسط پذیرایی خوندم پشت کارتونو ولی خب متوجه نمیشدم باز چیه رفتم مدرسه ب معلم ورزشم گفتم اون باردار بود ینی دوماهش بود مامان من ی ماهش هیچی اونم خوشحال شد بهم گف ک مامانت باردار اینا بعد ظهرش ک رفتم خونه دیدم مامانم داره با زنداییم حرف میزنه ک زنداییم ب من گف همونجا گفتم ایشالا دختر بشه اینم برا مامان من😂😁

ادامه حرفام تاپیک بعدمو ببین عسلچها😘😘



#پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک
𝗠𝗼𝗵𝗶💖 𝗠𝗼𝗵𝗶💖 قصد بارداری
چرا انقدر مامانا بچه کوچیکارو دوس دارن و فقد چشمشون اونه میبینه

من تاحالا از مشکلاتم یا چیزی نگفتم اصلا از انرژی منفی خوشم نمیاد
چون اینجا همه مشکلات دارن سختی دارن سعی میکنم تا جایی ک میتونم تاپیکام انرژی خوب بده بهتون
نمیخام از مامانم بد بگم یا از کاراییی ک در حد خودش کرده برام نمک بشکونم

ولی مامانم محنا خیلی خیلی لوس بار اورده هر اشتباهی ک میکنه هیچی بهش نمیگه چی بشه چی بشه در سال محنا دو سری کتک ک کتکم نیس با دسته مثلا محکم میزنه به دستش خلاصه
مثلا ی ایرادی داره من ازش میگیرم محنا ک ماشالا سلیطه جواب میده ب تو چه اینا
مامانمم میگ ب خودم ربط دارع اینا
یا میگم محنا این کارت اشتباه میگ حواسش نبوده یا یادش رفته
یا مثلا دعوامون میشه بزن بزن میش
مامانم میاد دهن منو سرویس میکن همش میگ بچرو اذیت میکنی محنا پنج سالشه ت دوسالته و... خیلی چیزا دیگه
اینا ب کنار
ادامش پایین میزارم
ولی بعدیاشو تاپیکامو ببیند خوشگلا😘


#پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک بچه بچه پوشک