فکر میکردیم دوران بارداری سخته نگو بعد زایمان سختی شروع میشه😂😩😩
اینم یادگار اون روزامه🥹🥹
منم بازداری عالی داشتم
ن ویار هبچی
اما زایمان بدی
من خیلی راحت بود
تا اخرین روز که مامانم اینا اومده بودن پیشم که فرداش برم زایمانداشتم سفارشمشتریمیزدم واخرین کیک رو برا مامان اینا زدم
روپا بودم
سرکارمیرفتم
اصلا سخت نگذشت خداروووو شکر
فقط سه ماه اول خیلی خوابممیومد همیشه😂😂چقدم خواب میچسبید
در کل عالی بود
اینم یه عکس که پرسنل کافه ام ازمگرفته ن هفته ی اخر 🤣🤣
من بارداریم خیلی سخت بود قند بالا فشار پایین ویار شدید در حدی که نمیتونستم حتی آب بخورم ولی من که سختیشو کشیدم کاش دوقلو بودن چون الآنم دلم بچه میخواد ولی بخاطر حاملگی سختم هیچوقت دیگه بچه دار نمیشم
دوران سخت و شیرینی بود هم دلم تنگ میشه واسه سونوگرافی هایی که با ذوق میرفتم واسه اینکه حرکتشو حس کنم نفس نمیکشیدم واسه لگدایی که نثارم میکرد قربونش برم هم اینکه یادم میاد موقع بارداری میگفتم گ.وه بخورم دیگه باردار بشم 😂😂
ولی دو ماه آخر واقعا سخت بود 😣
واااای بارداری من خیلی خوب و آسون بود خودم انقدر زهرمارم کردم انقدر استرس کشیدم چون منم یه سقط داشتم و خیلی تلاش کرده بودم برا داشتنش همش میترسیدم اتفاقی بیوفته 🥺
بارداری منم راحت بود🥺دلم تنگ شده
ولی اونموقع دل تو دلم نبود ببینمش
برای من خیلی سخت هم دوران بارداری هم بعداز زایمان
چندین سال طول کشید بادار شم دوتا سقط داشتم
باداریمم از ۱۶ هفاه ساتراحت مطلق فقط واسهدستشوی یپا میشدم حتی غذا خوردنم دراز کش بود خیلیییی سخت بود
من پوست خودم شوهرم و مادرم کنده شد توی این بارداری 🤦♀️
خیییییلی بد بود هیچی نمیتونستم بخورم اگه مثلا یه سیب میخوردم انگار شکمم میخواست بترکه گشنه میشدم اما نمیتونستم هیچی بخورم همیشه نفسم میگرفت نفس تنگی شدید افسردگی خونه نشینی تا چهار ماه اول با ویار خیلی شدید سرویس مدارس هم میبردم با سختی تو راه وای میدادم بچه ها تو ماشین گلاب به روتون بالا می آوردم اما گذشت این عکسم برا سه روز بعدش زایمان کردم
منکه ویارم خیلی بد بود همش بالا میاوردم شهر غریب هم بودم و تنها
اخراش هم هماتوم داشتم و استراحت مطلق
بعد زایمان هم بخیه خوردم
از بعد اونم چنتا بخیم باز شده بود مجبور شدم دوباره بخیه کنم
و......
دردسر زیاد کشیدم
اما خب دوران خوبی بود
شکر برا وجود پسرم🌹
بارداری سختی داشتم استراحت بودم نمیتونستم جایی برم فقط میگفتم زایمان کنم تموم شه نگه داری دوقلو هرچقدر سخت باشه برا من بارداریم سختر بود میگفتم تموم شه من بدوم😅
خیلی خیلی سخت بود 😭😭
دوساعت قبل اینکه برم بیمارستان واسه زایمان
خیلی بارداری خوبو راحتی داشتم هرروز بیرون میرفتم اصلا ویارم نداشتم
صبحش خودم پاشدم خونه رو تمیز کردم جارو کشیدم رفتم واسه زایمان😀
بارداری خیلی سخخخخخخخخت و پر از استرس الان که میگم موهای بدنم مور مور میشه فقط تا آخر تو سونو یا بودم یا رو تخت خواب 😭😭ولی زایمان راحتی
منم تو بارداریم سوزش پهلو تا روز آخر همرام بود از یه طرفم آقا کوچولو از اول تا آخرش سفالیک بود آخراش خیلی اذیت بودم
خیلی سخت بود تا ماه ۴ م ویار وحشتناک معده درد بعدش میگرن بارداری سردرد های غیرقابل تحمل وارد ۶ ک شدم استراحت مطلق شدم بچه بریچ بود ناحیه تناسلیم حس میکرد له شده نمیتونستم راه برم بشینم زایمان سزارین هنوز بخیه هام خوب نشدن و بچم ۳ روزه بود ۵ روز بستری شد کل ۵ روز رو سرپا بودم تجربه تلخی بود ولی خداروشکر دخترمو دارم
منم حاملگیم فوق العاده راحت بود فقط دوماه آخر نگو التهاب لگن داشتم دکتر بی سوادم اصلا توجه نکرد الان ۸ ماهه درگیرشم و چون شیرمیدم نتونستم حتی یه قرص بخورم مثل یه کابوس گذشته این مدت 😔😔😔
مادر بودن واقعا فداکاریه مطلقه اونهمه عذاب و بدبختی را تحمل کردم که بچم گرسنه نمونه چون اصلا ۱۰ مدل شیشه شیر گرفتیم از روز اول پس زد نخورد که نخورد
مجبور بودم شیر خودمو هرطور که شده بدم 😭😭😭😭
خیلی راحت و زود باردار شدم اما بارداریم افتضاح بود .. تهوع وحشتناااک و بعدشم سرکلاژ و استراحت مطلق ... اصلا دوس ندارم برگردم به اون روزا
حالا برعکس من گندترین دورانم بارداریم بود هرشب گریه هرشب تا صبح. ولی خداروشکر ی پسر آروم و آقا گیرم اومده عاشقشششششم
بارداری بشدت سختی داشتم اوووف برع برنگرده
خیلی ورم کردم عجیب اینجا سه روزمونده بود ب زایمانم
من که خیلی بارداری سختی داشتم همش آمپول پرهیزغذای ورم شدید استراحت خیلی بدبود
دوران حاملگیم دو سه ماه اول حالت تهوع خیلی داشتم ولی به بعد اوکی بود
دلتنگ که هنوز زوده بشم🤕😂
وای اره خیلی خوب بود😍مخصوصا لگد هاش خیلی بارداریم خوب بود ن ویاری ن چیزی فقط هفته اخر یکم سخت شده بود واژنم دردمیکرد درکل عالی بود یادش بخیر
من بارداری خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی سختی داشتم از یه طرف فشارم میرفت رو ۱۸/۱۷ از.ی طرف قند به طرف ی چیز دیگم بود یا منیس🫣
و اینکه زندگیم ب شدت بهم ریخت 🫠🥲
آخرشم ۲۶ روز بستری شدم تا بدنیا اومد اونم زود رس ۳۵ هفته با زرب کتک🥲🥲
اوووووف خاعر این چی بودااااا این وقت شب یادم اومد
من خیلی بد بود هم واسه باردار شدن هم بعدش بعد از اینکه باردار شدم تو بارداری چون قبلش دارو مصرف میکردم کیست گرفتم مجبور شدم تو هفت هفته عمل کنم شکمم بریدن گفتن احتمال داری سقط بشه مردم و زنده شدم بچه ام جونم شده بود
ولی خداراشکر به خیر گذشت چیزی نشد خیلی ویار داشتم همه اش حالت تهوع و سرگیجه چند بار از هوش رفتم ، از همه چی متنفر بودم یادم میاد میخوام سکته کنم زایمانمم سخت بود خیلی 🫠🫠🫠🫠
من دوران شیرین با استرسی داشنم فشار بالا قند بالا تپش قلب نیروئید انقباضات زیاد انوکسا و پروژسترون پرولوتون سروم و.... هزار و یکجور قرص هر هفته دکتر یه هفته دکتر زنان یه هفته قلب یه هفته غدد خیلییییی سخت بوووود ولی خب دلم برا لگدای بچهام تنگ مبشه
من خودم یادم میاد افسرده میشم
بارداریم میشه گفت راحت بود ولی از نظر روحی خیلی بهم اسیب وارد شد
هیچوقت نه خانواده شوهرم رو میبخشم نه بخصوص اون مادرشوهرم رو ... شوهرم سرباز بودم
چه زخم زبونی های نزدن چیا پشتم نگفتن ..💔
بدترین بارداری را داشتم بره که برنگرده 🫣🫣🫣🫡🫡🤕🤕🤕
من به راحتی توی اولین ماه اقدام باردار شدم اما وحشتناک گذشت
از اولش که فکر نمیکردم باردارم و کلی بدو بدو میکردم و پله میرفتم باعث شد عید۱۴۰۴بیفتم رو لکه بینی و استراحت مطلق باشم
بعدشم که کلا بخاطر پله هامون کوچ کردم خونه ی بابا و دوری از همسر و ویار شدید جوری بودم که تا وسطای بارداری فقط مغزیجات یا میوه میتونستم بخورم
بعدشم که ویارم خوب شد طول سرویکسم لب مرز بود و در خطر سرکلاژ شدن بودم
خلاصه که هر روز می کوبیدم میرفتم شیراز و میومدم دیگه آخریا بیشتر هم حساس شده بودیم رو بچه
از زایمانم بخوام بگم عملم و دکترم و بیمارستانم عالی بود اما امان از اون ساعتی که خواستم از تخت پاشم
قشنگ از حال رفتم و افتادم
من اصلا ویار و حالت تهوع نداشتم فقط سرکلاژ و استراحت مطلق دوماه آخر خیلی اذیتم کرد
منم یادش میفتم حالم خوب میشه دوران شیرین و خاصی بود
بارداری فوق العاده دلچسبی داشتم 😍خیلی روزای خوبی بود لباسایی که برای بارداری میپوشیدم بهم حس خوب میداد🤭😍تا روز آخر هیچی نفهمیدم رو پا بودم ، دلم تنگ شد. هرجا میرفتم همه با لبخند بهم نگاه میکردن 😁خیلی گوگولی شده بودم بنظرم
بارداریم سخت زایمان یکم سخت
بارداری تا ۴ ماه که ویار داشتم هیچی نمی خوردم اخراشم دنبالچه ام درد میگرفت جایی مینشستم
زایمان هم انقد معاینه شدم که به غلط کردن افتاذم ۲ سانت بودم😭😭😭ای وای یاذم میاد
واسه من خیلی خیلللییی سخت بود
تازه سرکارم میرفتم
اینجا روزای آخره🥹
بارداری خوبی داشتم😁
فوق العاده بارداری و زایمان و بعد زایمان سختی داشتم 😭😭😭
بدترین حال و داشتم و بدترینها سرم و دراز استرس بودم تا لحظه آخر که بچم دنیا آمد تنش و استرس داشتم
من بارداریم عالی بود ولی زایمان سخت بود
برامن سه ماه اول سخت بود دیگه داشتم افسرده میشدم همش گریه میکردم .حالم بدبود دیگه خوب شدتادوماه آخر ک درد شدیدلگن اومد سراغم..ولی خداراشکرالان گل پسرم جلوم بازی میکنه .میخنده.
من عاشق روزای بارداریم بودم هنوزم دلم تنگمیشه برا اون روزا🥹
اووف افتضاح بود از اولش که فشار خون بارداری گرفتم و تا روز به دنیا اومدن ترس فشار خون بالا داشتم طوری که فردای روزی که زایمان کردم هم مرخص نمیشدم و دکتر قلب معاینه و و دیگه با رضایت خودم ترخیص شدم وای خیلیسخت بود همش آزمایش میدادم همش اکو قلب نوار قلب ..
وسطاش هم که مایع دور جنین کم شده بود
بشدت بارداری سخت😫😫😫 از شدت ویار ۴روز بیمارستان بستریشدم دوماه لکه بینی داشتم دوبار هماتوم داشتم و اخرم هفتهی۳۷براثرابریزش زایمان شدم
منم مثل تو ای وی اف بودم
خداروشکر همه چی خوب بود
از بعد زایمان بگو خیلی ترسناکه؟ دوتا بچه؟ من خیلی میترسم با اینکه کمک دارم ولی هیچ تجربه ای از بچه ندارم
منم هردو بارداری راحتی داشتم این دومین بارداری تا۵ماه میگفتم انگار باردارنیستم😀😀 کم کم که تکون خورد باورم شد باردارم ولی درکل هردوش خوب بود اصلا یه حالت تهوع هم نداشتم ویارهم نداشتم
عزیزم چیکار کنم بچه ها nicu نشن؟
کار خونه نمیکنم بیشتر استراحتم
سرویکسمم انومالی ۳۵ بود
عالی بود،انقدر که میتونم تا اخر عمر حامله باشم🤣
من خیلی استرس داشتم چون سال قبلش بارداری ناموفق داشتم باکوچکترین لک بینی تومطب دکترنشسته بودم ولی دوران خوبی بود درکل
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.