۱۴ پاسخ

منم الان خیلی دلم تنگ شده

آره عکسامو شکممو که می بینم دلم تنگ میشه

من خداراشکر بارداری خیلی خوبی داشتم🥹 فقط از هفته ۲۰ آمپول میزدم که اونم تو بازو و شکم بود
وگرنه نه ورم کردم نه دردی نه ویار زیاد.
واقعا خیلی روزای خوبی بود🥹

آره
هم بچه داری هم کسی تو دست و پات نیست 😂🤕

من پریروز رفتم پیش دکترم چکاپ وای تمام لحظها اومد جلو چشمم😂خیلی خوب بود
دوران خوبی بود🥹هیچی جز چشم خانوم نمیشنیدم الانا تا هرچی میگم شوهرم گوش نمیده میگم کاش باردار بودم الا😂

راستش اصلا دلم تنگ نمیشه
چون همش حالم بد بود افتاده بودم ی گوشه
همش بالا میوردم قرص میخوردم
هیچی نمیتونستم بخورم

آره والا بهترین بارداری بود🥰

من بارداری سختی داشتم ولی دلم برای تکون خوردناش توی شکمم تنگ می‌شه 🥰

ن اصلا دلم تنگ نمیشه 🤣

البته که دوران بارداری بچه اول با بچه دوم فرق میکنه دیگ اون لوس بازیا و بخور بخوابا کمتره😂
من همش جلو کولر ی چیزی جلوم میزاشتم میخوردم فیلم میدیم یا خواب بودم یا کتاب میخوندم الان با این وضعیت وقتی واسه استراحت نمیمونه بچه دوم سخت تره

نه اصلا

وای خیلی سخته اما شیرینه😍😍

من دوران بارداری به شدت آروم و بدون استرسی داشتم برا همین همش دلم میخواد باز بچه بیارم

دقیقا منم الان دام می‌خواد بازم حامله بشم 😂😬😬

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۹ ماهگی
کیا دلشون برا دوران بارداری تنگ شده؟؟؟ من خودم به شخصه هرچز دلم تنگ نشده وای نگم از استرسش وقتی 11هفته بودم شبش لکه بینیم شروع شد تا صبح منو. شوهرم نشستیم بااسترس زیاد جفتم اومده بود پایین هشت ماه من استراحت بودم دیگه وای وای نگم از دماغم چقد ورم کرده بود دوکیلو قشنگ دماغ تو صورتم بود اصلا دلم نمیخاد دیگه تجربه کنم دوران بارداری رو اصلا و ابدا نمیخام دیگه از زایمانم نگم چ افتضاحی بود پارگیم من بخیه تقریبا ده تا جذبی بود با حدود 12تا بیشتر ک رفتم دکتر برام کشید اونم رفته بودن تو گوشت من حتی دوبار بخسه شدم باراول نشستم روشون همشون باز شده بودن وای نه اصلا زایمان طبیعی برامن بشدت وحشتناک بود حتی الانام خابشو میبینم که باردارم و میخان ببرنم طبیعی زایمان کنم چند بار این خاب وحشتناکو دیدم درسته ثمرش پسر قشنگم شد اللهی شکرت اللهی شکر ولی واقعا زجر خودمو دیدم الانام باید پریود میشدم نشدم فعلا استرس دارم دیگه دلم نمیخاد تجربه کنم شمااز زایمانتون راضی بودین طبیهی یا سزارین؟؟
مامان پناهم 😍 مامان پناهم 😍 ۱۷ ماهگی
بچم چند روزی بود آبریزش دهان زیادی داشت بیقرار بود و تقریبا خدایش چه شب چه روز بهم ریخته بود.. دیروز دیگه خیلی خیلی اذیت و بیقرار بود حتی توی بغل هم آروم نمیشد استامینوفن، بایولاکت هم دادم شاید ارومشه اما نمیشد ..امروز لثه شو نگاه کردم دیدم یه دندون جونه زده🥺🥺😍.‌یک سومش بیرونه کامل هنوز لثه رو پاره نکرده اما مشخص شده.انقد دلم سوخت برای بچم ک دیروز چقد درد کشیده و نتونسته بگه از چیه🥺. اونقدر ذوق کردم برای دندونش. آخه نه لثه ش ورم داشت نه سفید شده بود کلا لثه رو نگاه میکردی هیچ آثاری نبود تا امروز.. هر روز داره بزرگتر میشه. شماهم مثل من هستین؟؟اینکه از یه طرف ذوق میکنی میبینی داره بزرگ میشه راه میره حرف میزنه مستقل میشه ،دندون درمیاره،، و از طرفی دیگه می‌ترسید چون دلتون قراره خیلی تنگ بشه واسه همین روزا؟؟؟ من از الان دارم میترسم که چقد زود داره بال و پر میگیره .و قراره کلی دلم تنگ بشه واسه این روزاش🥺🥺.
من بچه دومم هست تازه خیر سرم😅