۴۲ پاسخ

چه جالب که شوهراتون شکمتونا بوس میکنن شوهر من خودمم بوس نمیکنه چه برسه شکم واقعا شوهر من خیلی بی احساسه

وابستگی بهم نداریم
یکماه هم همو نبینیم مطمئنم برای اون مهم نیس

دقیقا منم همینجورم عین تو😅😂

کاش شوهر منم ایتطوری بود خوشبحالت 😶😶
من در عوض خییلی دوسش دارم

منم همین جورم طبیعیه
خب دیگه ذوق اون بچه ام باید بکنه دیگه
دیگه خوشحالن که پدر شدن
ولی در کل خانوما خیلی حسودن😂😬🤦🏻‍♀️

باز خوبه میگه تو رو دوس داره
شوهر من که میگه منو دوست نداره فقط دخترشو
حالا هرچی هم گریه کنم و ناز بیام
اون میگه فقط دخترشو
گاهی وقتا که قاطی میکنه میگه نه تو رو دوست دارم نه دخترت اگه پسر بود شاید 😒

آره واقعا منم به شوهرم خیلی وابستم

وای واقعا منم خیلی وابستم به همسرم اینقد که دوسش دارم و بهم محبت میکنه مخصوصا الان توی بارداری اینقد که مواظبمه من مواظب خودم نیستم ولی خداروشکر بچم پسره😂😂😂خیالم راحته یکم هرچند همیشه میگه بچه رو به خاطر وجود تو دوس دارم

آدم مگه برای بچه خودشم حسودی میکنه😐

برای من ک هیچ کدوم مونو دوست نداره انقد بی تفاوته ک حرصم میگیره🙂

دقیقا منم اینطوریم😂🫤

من چرا نمیتونم پیامی بنویسم؟هی پاک میشه؟

واییی منم اینجوریم همش میگم نکنه اونو بیشتر دوس داشته باشه با اون حال ک خودش همیشه میگه اول تو ولی باز شک دارم چون همسرم عاااااشق دختر بچس جوریکه تو خیابون دختر بچه میبینه غش و ضعف میکنه منم بهش میگم واسه بقیه اینجوری میکنی دختر خودمون بیاد چیکار میکنی😒 الانم یه وقتا میاد اول قربون صدقه دخترم میره بعد من ،سریع ناراحت میشم میگم چرا اول به اون گفتی🚶🏻‍♀️بیچاره خل شده دیگه🥴😂

اره ماهم وابسته ایم میگه نیم مترازم دورنشی

من دوس دارم دخترمونو بیشتر از همهههه دوست داشته باشه حتییی من😍💗🥹

کاش شوهرم حداقل دخترشو دوس داشت.... از هر دومون متنفره... چون پسر نشده

مال من برعکس شماهاست به من میگه از وقتی پسر دار شدی منو یادت رفته 😂😂

وااای که چقدر منی🥺حالا ما شوهرمم خیلی وابسته است بهم🥺

منم به این فکرمیکنم که بچمونو بیشتر دوست داشته باشه گریم میگیره🥹ولی الان یکم خیالم راحت شده که بچه پسره 😈

منم خیلی وابسته شوهرمم و حسودم😅
ولی اصلا بخاطر محبت به بچه هام حسودی نمیکنم .بنظرم آدم ذوق هم میکنه شوهرش بچه ها رو دوست داشته باشه چون دوست داری بچه ت از همه نظر تامین باشه مخصوصا عاطفی که خیلی مهمتر از مالی هست

شوهر منم عاشق بچه ی دختر بود ینی تا وقتی فکر میکرد بچه دختره جوووری میکرد که من حسودیم میشد از وقتی فهمیده بچه پسره دیگه حسودیم نمیشه😂اخه دیگه ذوق قبل رو نداره اما خداییشم بچه رو دوست داره

نگران نباش به خاطر هورمون هاته… بچه ها بدنیا بیان قدرتو بیشتر میدونه و تو هم از خداته که پدر خوبی باشه

منم خیلی وابستم خیلیم زود اشکم درمیاد ولی اتفاقا وقتی شکممو بوس میکنه ذوق میکنم یوقتاییم خیلی اذیتش میکنم ولی اون سر به سرم میذاره شوخی میکنه که دیگه شلوغ نکنم 😂 البته من قبل بارداریمم حساس و وابسته بودم ولی الان انگار بدتر شده بخاطر هورموناست نینی که بدنیا بیاد بهتر میشه سرتم شلوغ میشه کمتر بهونه شو میگیری

عزیزم این حس وابستگی خیلی خوبه اما اگه بعدش واقعا غصه میخوری حتمااا جدیش بگیر یه نفر از اقوام نزدیکم اینجوری بود بعد بدنیا اومدن بچه هم همش فکر میکرد شوهرش بچه رو بیشتر دوست داره و بچه باعث شده که از شوهرش دور باشه🥲و الان همش میگه اون حسا باعث شد از بچگیه بچم لذت نبرم حسی بهش نداشتم و بخورده افسردگی خفیف گرفته بود...
خلاصه که حتما با صحبت با همسرت حلش کن که احساسات واقعیتو بدونه 😍

من یه مدت اینطوری بودم تاشوهرم میرفت سرکار گریه میکردم همش حالم بدبود ولی به مرور بهترشدم یعنی یجور بودم دورم خالی میشد همش گریه میکردم بخاطر هورمون بارداریه خوب میشی گلم

منم دقیقا همینطوره🥲
بهش وابسته ام خیلی ،اون پسر آروم و صبوریه من شیطونم و گاهی اذیتش میکنم اون معذرت خواهی می‌کنه بعد من میزنم زیر گریه خیلی حساسه رو گریه کردنم
از اول ازدواجمون تا حالا خیلی هوامو داشته باهام همکاری می‌کنه
حس میکنم دخترم بدنیا بیاد خیلی عاشقش میشه منم ک حسود🥲
خودش میگه تو اولویت منی بعد دخترم ولی می‌دونم دخترمم بدنیا بیاد عاشق باباش میشه🥲♥️🎀

منم گاهی بهش میگم چرا اول اون
بعدش با خودم میگم اخه اون بچته چرا حسودی😂

یکم بزرگ شو زن 😂 شوخی کردم در کل ما خانوما نازمون زیاده ،بزار دختراتم به دنیا بیان اونوقت میشین هووی هم بیچاره شوهرت😂

منم اینجوریم گاهی وقتا حس میکنم زیادی حساس شدم

منم دقیقا وضعم همینه
عاشق دختره و بچمون دختره

الانم شوهرم میاد خونه اول دخترمو بغل میکنه بوس میکنه بعد میاد سراغ من

حالا ک دیگه دوتا میشن من میشم سومی😂

شوهر من یبار کباب خرید اورد خونه گفت برای دخترم کباب خریدمممم شر اینکه نگفت واسه خانومم گفت واسه دخترم من قهر کردم باهاش😂 فک میکنم هممون حساس میشیم تو بارداری عادیه🤪🫶🏼

واقعا هم همینه
ببین اونا بچه رو خیلی دوست دارند
نکه ما رو دوست ندا رند اما خب ب اونا بیشتر نشون میدن 😂

قشنگ درکت میکنم چی میگی😬🩵

عزیز منم دقیقا حالات تورو دارم و عینن همین هستم نمیتونم یک شب برم خونه مامانم عجیب وابسته شدم و از طرفی دوس دارم با کوچیکترین حالت حتی شوخی گریه کنم در مقابل فقددد همسرمم البته…منم حسم اینجور شده اما طبیعیه همش هورمونیه دیروز رفتم دکتر بهم گفت چون اکسیژن ب خونت کمتر میرسه و هورمونات کاملا بهم ریختس اینطور شدیه اما خب همش دلم میخواد پیشم باشه و کنارم باشه.

منم مثل توام کلا از قبل وابسته شوهرم بودم الانم بخاطر بارداری بیشتر شده یکم

من اصلا به این فک نمیکنم ک بچه رو بیشتر از من دوس داشته باشه اینا .. چون با من الانم‌زیاد خوب نیست 🤣

منم همینجوری خل و چلم😂تفییرات هورمونیه درست میشه

والا من ویارم افتاده روش همش فک میکنم کثیفه و بو میده ولی بنده خدا اینجوری نیستش🤦‍♀️

منم همین حسو دارم فکر میکنم طبیعیه خیلی گریه میکنم حساس شدم مخصوصا روی رفتار های همسرم اونم خیلی مهربونه درک میکنه

شاید به خاطر هورموناته ولی اگه از قبل بارداری این حساسیت رو داشتی رو شخصیت خودت کار کن، شوهرت هرچقدرم آدم خوبی باشه تو باید شخصیت قوی داشته باشی تا بتونی مادر و همسر خوبی باشی

خوشگلم تو هورمونات بهم ریخته‌س، خودمم همینطوری ام.🥲🩷 می‌گذره و بهتر می‌شیم

سوال های مرتبط

مامان والاجان ونداجان مامان والاجان ونداجان ۴ سالگی
خانما کسی چنین چالشی با بچه داره من مامانم تا میاد پسرمو تشویق میکنه به اینکه از ما بد بگه بعد خودش پشت بچه در بیاد ینی الان بچه ای ک کلا همه چیش سرجاش بود تا مامانمو میبینه چقلی یاد گرفته تا یه حرف بد میزنه مامانم میدونه من از حرف بد بدم میاد بهش میخنده نازش میده همین ک حرف منو گوش میکنه هی بهم میگه بچه رو عصبی کردی به بچه گیر میدی هی من سکوت میکنم ولی الان بچه باهام خیلی بد شده مخصوصا خواهرش بدنیا بیاد کنترل برام سخت میشه مامانمم ازوناس ک بد دهنه هرچی دلش میخواد میگه بماند ک دوسالم بود جدا شدن از بابام و من پیشش نبودم الان اگ از عمه و بابام بد بگه ناراحت میشم بهش بر میخوره میخواد منو قانع کنه همه بدن با خواهرای خودشم نمیسازه با داییم قهر الان من همش دلم میسوزه میگم یدونه اینجا میاد اشکال نداره ولی بچه رو با من داره بد میکنه در حدی ک بچه تا یکی و میبینه میگه مامانم بده ولی وقتی با همیم کلا تو بغلمه نازم میکنه حرف گوش میده ولی جدیدنا سر هر چیز کوچیکی مث طلبکارا رفتار میکنه همش فک میکنه من دارم کار بدی در حقش میکنم واسه همه چی گریه و جیغ و داد میکنه بنظرتون چیجوری رابطمو باهاش کم کنم هیچ حرفی نمیشه بهش گفت قیامت میکنه قهر میکنه هرچی دهنشه میگه میره