نه اصلا اون دختر مجرد خونه پدری نیستم.ملکه بودم برا خودم از همه ی دخترای دوست و فامیل پیشرفتم بیشتر بود و جلوتر بودم اما با ازدواج اشتباهم الان از همه عقب افتادم
من نه تو دختر گیری خیری دیدم نه تو شوهر داری برام خیر داشت
همش عذاب و زحمت کشیدم
و باعث و بانیش رو نفرین میکنم
اصلاااااا اون دختر نیستم
اونوقت ی دختر شاد ، مستقل، خوش لباس ، خوشگل بودم یعنی ب خودم میرسیدم و شیک بودم
الان ی خانم عصبی و غر غرو و بی اعصابم
میدونی قطعا اون آدم سابق نمیشیم
مجرد بودیم بدون مسئولیت
فقط خودت بودی و خودت
خودت میرفتی خود میومدی
ولی الان اون مسئولیته زندگی شوهر و الان بچه بهش اضافه شده
آدم به مرور خودشو فراموش میکنه
میره تم غالب همسر مادر
اون موقع مامانت پرستارت بود الان توخودت شدی پرستار
من خیلی وقته خودمو یادم رفته
من زمین تااسمون فرق کردم انقد تومتاهلیم بیرون نرفتم که یه روزی میرم بانک یا دکتری یافروشگاهی چیزی انگار ازقار دراومدم حتی حرف زدن بامردمم یادم رفته 🤣🤣🤣🤣
اره دقیقاهمونم فقط بایه سری زخمها روی قلبمممم
از اون چیزی ک بودم از اون چیزی ک میخاستم باشم هزاران هزار فاصلس😮💨
من نه آدم قبل ازدواج میشناسم نه الان
نه ...
قبل ازدواج شاد بود میرقصیدم روتین زندگیم منظم بود و ...
بعدش افتضااااح افسرده و کلافه و عصبی ...
اما بخاطر پسرم دارم تلاش میکنم بهتر باشم برگردم به قبل شاید ۸،۹ ماهی هست دارم رو خودم کار میکنم
منم دقیقا مثل خودت غربت و تنهایی ادمو از پا در میاره
نه تبدیل شدم به یه ادم افسرده وبی انگیزه وتنها تو سهر عریب با یه مرد نا اهل وشکاک وتهمت زن
زمین تا اسمون فرق کردم یه درصدم نیستم
اصلا زمین تا اسمون فرق کردم قبل ازدواج ی ادمی ک حتی لباسشم ب سلیقه مامانش بود... حق هیچ حرف و اعتراضی نداشتم ا فثط بلد بودن توسری بزنن ما الان ازاد شدم تیپ استایل طرز فکر شخصیت و همشو مدیون شوهری ام ک از قفس اونا ازادم کرد🤗
خدارو هزاران مرتبه شکر خونه پدرم خوش بودم اول ازدواج ناموفق کردم بعدش ازدواج دومم خیلی خوبه شوهرم انقدر خوبه ک همه غصه هامو فراموش کردم پیش شوهرم ب هرحال خوش هستم ❤️🩹❤️🩹
حس میکنم هنوز همونطورم😂😐🦥
نه اصلا یادم نیس اونی که بودمو ولی دلم خیلی براش تنگ میشه 😭😔
هرگززززززز
به آرومی معروف بودم
روانی شدم
اصلا اون دختر نیستم از تنهایی بدم میومد شاد بودم مستقل بودم خوشگل بودم
الان تنهای تنهام خیلی تنهام افسردم مریضم
همونی ک خونه بابام بودم، الانم هستم پادشاهی میکردم الانم همونم
قطعا تغییر کردم تازه با ی ازدواج تلخ و الانم ازدواج دوم
فکر کن چندسال سعی کنی با اخلاق اولی کنار بیایی بعد جدا بشی و ازدواج جدید وجالش های متفاوت
نه الان پراطاسترس اضطراب احساس میکنم پیرشدم
منم همینطور
من کاملا اعتمادمو ازدست دادم مخصوصا ازوقتی بچه دار شدم اصلا شاد نیستم
غریبی و غربت کاری بهم کرد که هیچ جوری جبران نمیشه، الان ی دختر دارم که واسه ازدواجش مو رو از ماست بیرون میکشم🤷♀️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.