۱۴ پاسخ

واقعا نکن به خاطر شرایط جنگ واقعا ریسک نکن.
منم اینقدر به همسرم اصرار کردم بچه ی دوم باردار شدم الان میگم کاش نمی‌شدم.
اولا اول جنگ همسرم شهید شد الانم ۸ روزه بیمارستان به خاطر نشتی آب دکر جنین بیمارستان بستری هستم دخترم که بی پدر شده منم که بیمارستان بستری هستم. دیووونه دارم میشم میگم کاش حامله نمی‌شدم الان دختر بزرگم به من احتیاج داره که کنارش باشم ولی تو بيمارستان بستری شدم.
کاش منم به حرف همسرم گوش میدادم و هی اصرار نمیکردم برای بچه ی دوم

اخه چندتا خواهر وبرادر دیدین که باهم صمیمین یا به درد هم خوردن
پسرتون همینکه دراینده بتونید نیازهاشو برطرف کنید ازتون تشکر میکنه

فعلا بمون یه کم ..ببین اوضاع چطور میشه

بارداری تو اوضاع جنگ خیلی عوارض بده برا مادر و جنین داره
نمیارزه بخاطر تنهایی بچه‌ت خدای نکرده آسیبی بهت برسه

تورو خدا بزار بچت بزرگتر سه من ی ۴سال دارم ی ۸ماهه الان چشام داره در میاد از بی خوابی .

خب راست میگه فقط زاییدن که نیست
ابدا تو این شرایط بچه نیار واقعا نمیدونم چطوری با خودتون کنار میاین دو دوتا چهارتا تاتون چطوریه که تو جنگ و ابر تورم و فلان میخواین بچه بیارین

منم با همسرت هم عقیدم
الان شرایط جوری نیست ک بشه برنامه ریزی فردارو کرد حتی

وگرنه ماهم بچه دوم میخواییم
اما دست نگهداشتیم تا ببینیم اوضاع چطوری میشه

اگه شوهرت وضعیت مالی خوبی داره و پشتیبان خوبی براتون هستش و از همه چیش مطمعنی بنظرم بچه دوم خوبه...باید ی جوری شوهرتو راضی کنی..نکه ب بحثو دلخوریو دلسردی برسین....

جالبه دقیقا برعکس مایید

بچه ها الان همه تک فرزندن منم همین یع دونه بعدم خودش دوست دختر میگیره از تنهایی در میاد و خانواده تشکیل میده
حالا انگار خواهر برادرا این دوره واسه ادم چیکار میکنن

اره اوضاع خوب نیس همسرت درست میگه یکم صبر کن گلم

واقعا شوهرت حرف حق زده

بزار یکم دیگ‌بزرگتر بشه.

اگه شوهرت راضی نیست یکی دوماهه دیگه صبر کن شاید نظرش عوض شد تو این مدتم همش بگو پسرمون میگع داداش یا ابجی میخوام یا مثلا باکی بازی کنم من اختلاف سنیشون ۹ ساله پسرام ولی زودتر باشه بهتره پسربزرگم همش میگفت داداش میخوام حالا الان به کوچیکه میگم میخوای یه داداش دیگه یا یه ابجی داشتع باشی میگع نه نمیخوام خودم یه داداش دارم

منم با شوهرت هم عقیده ام

سوال های مرتبط