۴ پاسخ

منم مامان اولیم و پر از احساس های عجیب گاهی وقتا باورم نمیشه دارم ی موجود زنده ت بدنم پرورش میدم خیلی حس خوبیه وقتی صدای قلبشو میشنوم نبضشو حس میکنم باهاش حرف میزنم تکون خوردناش حس میکنم میفهممش من با تمام وجودم میفهممش و من عاشق این حسیم ک اسم مادر بودنه🩷

کاش مادر بودن انقد شیرین ولی درعین حال دردناک نبود
کاش مادری با درد نبود
کاش داغ فرزند هرگز رو دل هیچ مادری نبود
حس زیبای مادرشدن رو پسرم بمن بخشید
چهره زیباش حرکات شیرینش موهای نرم و بورش
آخ اما چ کنم ک ب دوسال نکشید بچم پرکشید من ماندم فقط رویای مادری😔😔

ای جانممم
من مامان دومی هستم ولی پر از حس غریبی ام
باورم نمیشه مادر دوتا فرشته ام🥲🥲🥲

عزیزم من از مادرم دورم و پدرمم از دست دادم و از وقتی باردارم عجیب دلتنگ بابام هستم و دلم پر میکشه برا مامانم.

سوال های مرتبط

مامان ارسلان و ارغوان مامان ارسلان و ارغوان ۱ ماهگی
دختر عزیزم، ارغوان جان

امروز که این نامه را برایت می‌نویسم، ۲۵ هفته و ۵ روز است که در وجود من زندگی می‌کنی. هنوز چهره‌ات را ندیده‌ام، اما هر حرکت کوچکت، هر لگد شیرینت و هر لحظه‌ای که حضورت را احساس می‌کنم، قلبم را پر از عشق می‌کند.

این روزها تو آرام‌آرام بزرگ می‌شوی و من هر روز بیشتر مادر شدنت را در وجودم حس می‌کنم. گاهی با حرکات محکم و شیرینت به من یادآوری می‌کنی که آنجا هستی؛ دختری که بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.

ارغوان عزیزم، نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله هستی، اما می‌خواهم بدانی که خیلی قبل از تولدت دوستت داشتم. قبل از اینکه صدایت را بشنوم، قبل از اینکه دست‌های کوچکت را در دست بگیرم، تو در قلب من جا داشتی.

آرزویم برای تو زندگی‌ای پر از سلامتی، آرامش، شادی و عشق است. امیدوارم همیشه شجاع باشی، خودت را دوست داشته باشی و بدانی که هر اتفاقی بیفتد، مادرت همیشه پناه و همراه تو خواهد بود.

امروز، در آستانه ماه هفتم بارداری، با تمام وجود منتظر آمدنت هستم. هر روز که می‌گذرد، یک روز به آغوش گرفتنت نزدیک‌تر می‌شوم.

با تمام عشق دنیا، مامان

بماند به یادگار برای ارغوان کوچولوم ❤️
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا هفته سی‌ودوم بارداری
۹۹ روز… 🥹🤍
فقط ۹۹ روز مونده تا بعد از این همه انتظار، دلتنگی، نگرانی و دعا، بالاخره دختر کوچولوم رو در آغوش بگیرم… 👶🏻🎀
امروز از اون روزاییه که دلم می‌خواد فقط شکر کنم…
شکر برای تک‌تک نفس‌هات، برای هر بار که تکون خوردنت رو حس کردم و فهمیدم هنوز کنارمی… 🥹🤰🏻
از روزی که فهمیدم قراره مامان تو باشم، هزار تا فکر و آرزو توی دلم جوانه زد؛
و حالا رسیدیم به ۹۹ روز مونده به دیدنت…
یعنی رسماً دورقمی شدیم! 🥹❤️
دخترکم،
فقط ۹۹ روز دیگه…
۹۹ روز تا اولین نگاهت، اولین گریه‌ات، اولین بوسه‌ات و اولین باری که صدای «مامان» از کنارم بودنِ تو رو حس کنم… 🥺🎀
خدایا این ۹۹ روز رو به خیر بگذرون،
من و دخترم رو به سلامت به هم برسون
و روزی که برای اولین بار بغلش می‌کنم، یکی از قشنگ‌ترین روزهای زندگیم باشه… 🤲🏻🤍
۹۹ روز تا دیدنت عشق کوچولوی مامان…
دورقمی شدیم دخترکم؛
حالا دیگه شمارش معکوس برای آغوشت شروع شده… 🥹🎀👣
بماند ب یادگار18شهریور1405