عزیزم کاریه ک شده...اگ میبینی واقعا نمیتونی نگهش داری و اماده نیستی بندازش.. گناه داره ولی خب ما مامانا باید بفکرخودمون باشیم دگ
چی بگم والا خواهر خود دانی قشنگم 😘 بشین خوب فکراتو بکن من ن میگم بنداز ن میگم نگهدار چون هیچی از زندگیت نمیدونم تو خودت تو زندگیت هستی هرچی خیره برات پیش بیاد انشالله❤️❤️
برو داروخونه اگ آشنا داری قرص بگیر بخور
یا یخورده پول اضافه بده بهت قرص بدن
اگه نمیخایی بچه دار بشی حتما جلوگیری مناسب داشته باش
اگر به خستگیه من از تو خیلی خسته ترم ن خواهر دارم ن مادر دارم نه یک خانواده پدر شوهر مهربونی درگیر با یک بیماری نمیدونم ام اس چی بار ها تواین دوسال دست پام قفل کامل شد برا هزار یک مشگل ولی روز ده بارهم میگم خدایا کاش بدنم توان یک عالم بچه دیگه داشته باشه مثال حرفش .منم شوهرم دست سر بالاشو سر شیبه نمیکنه
حق داری عزیزم
من شرایطم از تو بهتره ولی حامله شم نگه نمیدارم واقعا سخته
بچه فقط دنیا اوردن نیست به نظر با دکتر زنان صحبت کن و بگو شرایط و توان نگهداری از دو بچه و ندارم کمک میکنن
الان نگه داشتن بچه بیشتر گناه داره تا انداختنش
سقط کن
عزیزم الان هر چی بگیم میگی نصیحته از این حرفا فداتشم ولی بعدش با عذاب وجدان میتونی سر کنی؟ خاهرم خووووب فکر کن تصمیم خیلی مهمیه
منم تو وصعیتت بودم ولی بااین وجود ک فهمیده بودم شوهرم عرق میخوره منو هم مجبور میکرد سقط کنم ولی نکردم ازگناهش ترسیدم نگهش داشتم به سختی .بابارداری ک نه ماه زیرسرم بودم ولی الهی شکر خوشحالم ک نگهش داشتم
پرستار بگیر
خدایی چرا همه باردارن؟چخبره؟
نمیدونم عزیزم این چیزیه ک بخودت و شوهرت بستگی داره..
نظر من و میخوای نگه دار درباره اخلاق شوهرتم باهاش حرف بزن بگو اینطوری اذیتم میکنی و فلان....
منم دقیقا تو همین موقعیتم موندم چ غلطی کنم
اگه هنوز قلبش تشکیل نشده و ماهای اولت بندازی راحت تره تا بزرگ بشه
درخواستمو قبول کن پیام بده بهت بگم چیکار کن البته اگه هم خودت هم همسرت هیچکدوم نمیخوایید ! من رفتم دستگاه گذاشتم چون شرایطم مثل خودته امادگی بچه دوم و ندارم شوهرمم بیش از حد کار داره بااین چیزا مردا همشون همینن بچه ک میاد میشن مادر بچه جای پدر و مادر عوض میشه
من کاملا درکت میکنم خودمم عین تو دومی رو ناخواسته باردار شدم
اونموقع پسر اولیم یک سال و نه ماهه بود
کلا بچه دوم نمیخواستم همیشه میگفتم یدونه بچه کافیه
خیلی ناراحت بودم ترسیده بودم حالم بد بود
بعد دو هفته درگیری ذهنی خواستم سقط کنم اصلا نتونستم شدیدا گریم میگرف خلاصه نگهداشتم
الان یه ماهه بدنیا اومده نگهداشتن دوتا بچه کوچیک سخته واقعا ولی همش ب این فکر میکنم ک در اینده برای همدیگه پشت و پناه میشن رفیق میشن
همه این سختیا بالاخره میگذره ادم عادت میکنه یجوری هندل کنه
الان توم حرف دلتو گوش کن اگه واقعا نمیتونی نگهداری خودتو سرزنش نکن برای هرکسی ممکنه اتفاق بیوفته تقصیر تو نیس چیزیه ک شده سقط کن یه صدقه هم بده
دعا ميكنم بهترين تصميمو بگيري
عزیزم میفهمتت چون منم عین شما اراد ناخواسته باردار شدم وقتی فهمیدم شب تا صبح گریه میکردم ولی من همسرم تو بچه داری کنارمه و همراهمه ولی من خودم امادگیشو نداشتم اما وقتی صدای قلبشو شنیدم حالم عوض شد الان روزی هزار بار خداروشکر میکنم که خدا این بچه رو بهم داد
الان بستگی بخودت داره اگه میتونی سقط کنی باید خوب فک کنی که هر تصمیمی گرفتی بعدا پشیمون نشی امیدوارم بهترین تصمیم بگیری و بهترینا برات اتفاق بیفته
حالا من دوس دارم بیارم ولی بخاطر شرایط اقتصادی جامعه نمیتونم
درکت میکنم واقعا بی نهاست سخته ولی خوب باید سخت مراقبت تیکردی ک باردار نشی
خیلی حس بدیه درکت میکنم مخصوصا تو این شرایط🫠
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.