خسته شدم از این زندگیه کوفتی
اگه ترس از تنها موندن دخترم نبود ثانیه ای به این زندگی ادامه نمی‌دادم
خودمو می کشتم
من هر روز میرم سرکار فقط جمعه ها خونه ام
پنج شنبه میرم خونه مامانم همسرم برای اینکه برسه به رفیق بازیش می گه شب بمون اونجا
جمعه ام تا ساعت ۲ نمیاد دنبالم چون خوابه
امروزم مامانش براش کار درست کرده که بره جایی
یعنی حسرت به دلم مونده یه بار بگه بریم بیرون راه بریم بریم یه بستنی کوفت کنیم دخترمونو ببریم پارک
امروز داشتم فیلم نگاه می کردم دقیقا" اونجاییکه معلوم می شد چی به چیه گریه ی بچه رو درآورد نفهمیدم چی شد
بهش می گم خستم کردی بسه دیگه
اصلا" پاشو برو مثل همیشه بزار تنها باشم
داشتم کشورو می بستم کوبیدم
داشت با مامانش حرف می‌زد
می گه خفه شو دیگه منم بلند گفتم خودت خفه شو
صحبتش که تموم شد کشوی کابینتو چند بار کوبید گفت اینجوری می کوبن نه اونجوری
یهو کشو افتاد پایین
خسته شدم به خدا
دیگه نمی توونم ادامه بدم
فرزند پروری آنومالی سونو شیرخشک بارداری پوشک

۴ پاسخ

برای چی زن میگیرن این ادما اصلاااا؟؟؟؟چ فکری میکنن ی دختری رو میارن یه بچه میدن بغلش بدبختش میکنن،چ گیری افتادیم از این مردا

واقعا خدا لعنت کنه شوهر منو و همه ی مردای بیشرف بی غیرت بگو تویی که همش دنبال مادرو خواهرتی غلط میکنی ازدواج میکنی دختر مردمو بدبخت میکنی

خدا هرچی مرده بده ازرو زمین برداره مال من۲روزه رفته توجن معلوم نیست چشه خبرمرگش چی میشد تواین بمباران میمرد

بمون خونه خودت تا اونم نره

سوال های مرتبط