۱۰ پاسخ

پسر منم همه رو میگه آبی تازگیا به سفید میگه ففید

پسر منم اولش همه رنگا رو میگفت ابی بعد چند وقت فک کنم ۲ هفته همه رنگا رو یاد گرفت ولی خودش کنجکاو رنگ ها بود من سعی نکردم بزور بهش یاد بدم همه اش میپرسید این چ رنگی اون ماشین چ رنگیه لباس مامان چ رنگی برا همین زود یاد گرفت الان هم در گیر شماره ها شدبم میگه این چنده اون چنده

دختر منم همش میگه آبی

دختر من ب خاهرش میگه آبی
هرچقد میگم آبی نه ،آبجی
بازم میگه آبی

بچه های منم به همه رنگا میگن آبی

اصلا نباید بپرسی سر ده روز دختر من شش تا رنگ و یاد گرفت ن اینکه بگم مثل طوطی بکه ها ن واقعا تفکیک میکنه رنگ ها رو. مثلا شی و نشونش میدادم میگفتم ماشین قرمز، شلوار سیاه، توپ آبی یک ریزم کلافه ش نمیکردم وقتی صحبت میکردم اشیا رو با رنگ میگفتم

دخترم فقط آبی میگ و سبز. حیوونم هم خرگوشو جوجه و گوسفند و گاو بلده

دخترمنم ب همه چی میگه آبی اینگلیسی میشه بلوووو
ولی اکثر حیوونا رو بلده
در طول روزم خیلییییی حرف میزنم باهاش
مامانمم خیلی بهش شعر یاد میده

دختر ماشاءالله انقد پر حرفه🤐
حیوانات رو بعضیا رو بلده رنگ هم فقط آبی😅

دختر منم فقط میگه سبز(شبژ)

سوال های مرتبط

مامان سیاوش مامان سیاوش ۲ سالگی
خدایا چرا بچه های این نسل این قدررررر کم هوش و تنبل شدن؟
از ۳ روز قبل یعنی یکشنبه بهشون گفتم امتحان علوم دارین از درس ۱ تا ۷
بعد واسشون ۴ صفحه نمونه سوال فرستادم گفتم فقط همینا رو بخونید امتحان از همین هاست. چقدر هم سر کلاس هام توضیح دادم آزمایش کردیم فیلم فرستادم، سر خود امتحان هم کلی راهنمایی کردم.
آخر سر یجوری گیج و منگ نگاهم می کنند که انگار دارم براش مسئله ی انتگرال و کاربرد مشتق می گم!!!!!
کلی از مادرا بهم پیام می دن خانم .... بچمون به حرف ما گوش نمی ده درس نمی خونه همش سرش تو‌گوشیه یا تو کوچه است
تو باهاش دعوا کن، ما حریفش نمی شیم. 😓
اکثر معلمان میگن بچه های این نسل دارم تنبل و لوس و حاضر جواب بار میان
حالا زمان ما بود بخدا می نشستیم کل کتاب کل سوالا رو می خوندیم جیک مون در نمیومد ۲۰ هم می گرفتیم
شما رو به هرکس دوست دارید قسمتون می دم بچه تون رو معتاد و وابسته به گوشی نکنید.‌جلوش رو از الآن بگیرید
اگر می خواهید بعدا واسه درسش و مشقش حرص و جوش نخورید
مامان درفر مامان درفر ۳ سالگی
خانوما خواستم تجربه ام رو راجب از پوشک گرفتن بگم شاید به درد شما هم بخوره(فقط تجربه راجب دختربچه دارم، نمی دونم پسرا هم اینجورین یا نه)
دختر من از ۱۸ ماهگی همیشه قبل از پی پی می گفت مامان میخوام پی پی کنم، من ۲سالش که کامل شد، یک هفته توی خونه موندم و جایی نرفتم، من همیشه از قبل هم با خودم دستشویی میبردم و می دید که چجوری جیش می کنیم، بعد از ۲ سالگی یک روز بهش گفتم دیگه پوشک نداری هروقت جیش داشتی بگو، هر ۲۰ دقیقه میبردمش دستشویی و خودمم روی سنگ می نشستم(دخترمم کنار سنگ می نشست)، جیش رو به خودش نگه میداشت می گفت ندارم، بعد من آب رو گرم میکردم دروغ میگفت میگفتم عههه جیش توام اومد، پاهاش رو باز میکرد یهو که ببینه جیشش واقعا میاد یا نه، بعد یهو می ریخت جیشش، قشنگ ۱۰ روز همه جای خونه جیش کردم و منم فقط می گفتم اشکال نداره و دفعه بعد زودتر بهم بگو، کلی برچسب و اسباب بازی هم با خودمون توی دستشویی برده بودیم با اونا هم مشغول بودیم، بعد چالش داشتیم سر پی پی که نمیکرد، منم میگفت پی پی کن بعد با این دسته جارو بندازیم پی پی ها رو برن خونشون… دیگه کم کم پی پی هم گفت، الان بعد از یک ماه دیگه کاامل اوکی شده
مامان نخودچی جونم مامان نخودچی جونم ۲ سالگی
خسته شدم از این زندگیه کوفتی
اگه ترس از تنها موندن دخترم نبود ثانیه ای به این زندگی ادامه نمی‌دادم
خودمو می کشتم
من هر روز میرم سرکار فقط جمعه ها خونه ام
پنج شنبه میرم خونه مامانم همسرم برای اینکه برسه به رفیق بازیش می گه شب بمون اونجا
جمعه ام تا ساعت ۲ نمیاد دنبالم چون خوابه
امروزم مامانش براش کار درست کرده که بره جایی
یعنی حسرت به دلم مونده یه بار بگه بریم بیرون راه بریم بریم یه بستنی کوفت کنیم دخترمونو ببریم پارک
امروز داشتم فیلم نگاه می کردم دقیقا" اونجاییکه معلوم می شد چی به چیه گریه ی بچه رو درآورد نفهمیدم چی شد
بهش می گم خستم کردی بسه دیگه
اصلا" پاشو برو مثل همیشه بزار تنها باشم
داشتم کشورو می بستم کوبیدم
داشت با مامانش حرف می‌زد
می گه خفه شو دیگه منم بلند گفتم خودت خفه شو
صحبتش که تموم شد کشوی کابینتو چند بار کوبید گفت اینجوری می کوبن نه اونجوری
یهو کشو افتاد پایین
خسته شدم به خدا
دیگه نمی توونم ادامه بدم
فرزند پروری آنومالی سونو شیرخشک بارداری پوشک