سوال های مرتبط

مامان تیام مامان تیام ۲ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک

تجربه خیلی سخت ازشیرگرفتن پسرم
روز اول صبح که قطره تلخک رو زدم گذاشت دهنش سریع دراورد دیگه نخورد گفت ماما ممه اَع تاخواب ظهر چیزی نفهمید تو خواب ظهر یه کوچولو گفت ممه بعد پستونک گذاشتم دهنش خوابش برد جالب اینجا شیرگاو یا پاستوریزه رو هم نخورد
به شب که رسیدیم بدتر شد تا ساعت ۲بی قراری و گریه بزور بالاخره خوابید ولی امروز صبح ساعت۶/۳۰بیدارشد یکسره گریه کرد تا۹/۳۰ بعد یه ساعت بازی کرد نصف شیرموز خورد بعد مجبور شدم سینه هامو بدوشم خیلی ناراحت بودم گفتم دوباره بدم ولی به هیچ عنوان لب نزد فقط باهاش بازی میکنه لپشو گذاشت رو ممه ساعت ده و نیم صبح خوابید تا ۱/۳۰ظهر بعد بیدار شد یکم غذا خورد رفتیم باغچه تاساعت ۷بازی کرد بعد تو ماشین بهم گفت ممه دراوردم دوباره لپشو گذاشت روش خوابید تاالان که هنوز خوابه
فقط مشکل اینجاس جاگزین نمیکنه چیزی رو واین خیلی بده فعلا یه دونه شیرخشک گرفتم ببینم میخوره شبا بجاش بدم خیلی روزای سختی هست😑😮‍💨😓
مامان سپهراد مامان سپهراد ۲ سالگی
دوستم نزدیک سه ماه پیش زایمان کرده،بچه دومش بچه ضعیف بود گفت فعلا نیاین دیدنش، خلاصه امروز قرار شد بریم ببینمشون
من و سپهراد با دو سه تا از دوستای دیگه رفتیم
از لحظه اول دختر بزرگش که کلاس دومه نمیذاشت سپهراد بره توی اتاقش،وقتی هم که میرفت غر میزد به بچه ،مثلا سپهراد با انگشت عروسکاشو‌ لمس میکرد(حتی برنمیداشت) غر میزد نکن خراب میشه
هرچی دوستم به دخترش میگفت یه چیزی بده به سپهراد بازی کنه اصلا انگار نه انگار فقط غر میزد
حتی دوستم از توی اتاق خودشون یه چیزی داد بهش سپهراد گذاشت زمین،دخترش با غر اومد برداشت برد گذاشت توی اتاق دوستم و با غر برگشت
انقدر این کارا تکرار شد که سپهراد انگار عصبانی شد آماده شدیم برگردیم خونه سپهراد گریه میکرد انگار روش خیلی فشار بود
با خودم گفتم از این به بعد نمیبرمش اونجا
چون یه بار دیگه هم قبل از زایمان دوستم رفتم دخترش همین کارو کرد
البته سری قبل سپهراد اصلا نمیرفت توی اتاقش اما دوستم بردش بهش عروسک داد خوشش اومد
جالبه که همه اسباب بازیاش که خراب شدنی هستن توی کمدشه
فقط پولیشی دم دسته