یه راهنمایی یکی از دوستام میخواد حس میکنم شما شاید؟بتونید کمکش کنید
کامنت هاتونو میخونه خودش😚
ممنون از وقتی که می‌ذارید. یه دوستی دارم که یه مشکلی براش پیش اومده که باعث شده کلاً میل جنسیش نسبت به همسرش از بین بره. قبلاً خیلی میل داشته ولی الان اینطور نیست و این خیلی نگرانش کرده. خودش می‌گه یه اشتباهی کرده و الان احساس گناه داره. می‌خواستم بدونم این سردی جنسی چقدر دائمیه و آیا راهی هست که دوباره بتونه مثل قبل بشه؟ و اینکه آیا بهتره با همسرش در این مورد حرف بزنه یا نه؟ اگه حرف بزنه، چطور باید بگه که کمترین آسیب رو ببینه؟
اون حس گناهه هم من فکر میکنم یچیزی مشابه خیانمت باشه که اینقدر رو روح و روانش تاثیر گذاشته چون یادمه چند وقت پیش میگفت یه فردی بهش پیام میده و حرفای جنسی میزنه لا به لای حرفاش احتمال میدم که بخاطر همون بوده باشه این حس گناهه



#فرزندپروری #زایمان #نینی #نوزاد #بارداری #پوشک #فرزندپروری #زایمان #نینی #نوزاد #بارداری #پوشک #فرزندپروری #زایمان #نینی #نوزاد #بارداری #بارداری

تصویر
۶ پاسخ

توبه کنه و بچسبه به زندگیش ، نیازی نیست برای شوهرش در مورد کاری که کرده توضیح بده ، فقط پیش خدا توبه کنه تا سبک بشه. سعی کنه فکرشو تمام و کمال ب سمت شوهرش و تمام توانشو بذاره تا بتونه توی رابطه از شوهرش لذت ببره و خودش پیش قدم بشه

البته نمیخوام گناه کسی رو بشورم ..حدس می‌زنم اینطوری باشه چون چیزی نگفته اصلا بهم 🙂

.....

اگه به شوهرش بگه نمیبخشش بنظرم بچسبه به زندگیش دیگه کاریه که شده، و به هیچ وجه به شوهرش نگه

لزومی نداره هر حسی که داره به همسرش بگه مخصوصاً زمانی که حسش بهش کم شده اینجوری غرور مردش می شکنه و بهش خیلی بر می خوره زمانی که رابطه دارن خیلی محترمانه از فانتزی‌های جنسیش براش بگه و چیزایی که باعث میشه داخل رابطشون ازشون لذت ببره براش بازگو کنه اینجوری میل خودشم بیشتر میشه

حس گناه که چه بخواد چه نخواد همیشه همراهش می مونه مخصوصاً اگه همسرش مرد خوبی باشه ..برای اینکه حسش به همسرش تغییر کنه می تونه به خوبی‌های همسرش به پون های مثبتی که داره فکر کنه به اینکه چی شد که جذبش شد و باهاش ازدواج کرد..من خودم وقتی به همسرم به چشماش به خوبی هایی که داره به هیکلش به نیپس وقتی به دید یه غریبه نگاه می کنم بیشتر جذبش میشم

سوال های مرتبط

ماهلین ماهلین قصد بارداری
خدایا کاش این ماه یه سوپرایز خوب برام در نظر داشته باشی از اون اتفاقا ک اشک تو چشام جمع شه دلم خیلی گرفته من یه بار حس مادرشدنو تجربه کردم شیرینیش زیر زبونمه از اون روز که اون اتفاق افتاد همش حس خلأ دارم حس میکنم یچی کمه که باید جاش پر بشه حریص تر شدم برای داشتنش،کاش خدا یه نگاهی به دلم بکنه من تو عمرم آزارم ب مورچه هم نرسیده همیشه بخشیدم گذشت کردم دلسوز بودم برا همه ولی تو صلاح ندونستی فعلا نینی داشته باشم و بردی پیش خودت بردی منو با یه دنیا پر از سوالو حرف تنها تر کردی ...اگ صلاح میدونی بهم برگردونش بزار دلم آروم شه دوباره وجودم پر بشه از اون حسی ک تا حالا تو عمرم بهتر از اونو تجربه نکرده بودم🙂
کسی نمیدونه ولی من هنوز بعضی شبا برا جای خالیش گریه میکنم بعضی شبا باکسی ک توش خاطراتشو دفن کردمو باز میکنم تک تکشونو با لبخند تلخ نگاه میکنم شاید هنوز حتی صدای قلبتو هم نشنیده بودم ولی تک تک سلولای بدنم حست میکرد....برگرد دلم لک زده برات🙂
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری کودک کودک کودک کودک کودک کودک کودک کودک اقدام اقدام اقدام اقدام اقدام اقدام سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی بیبی چک بیبی چک بیبی چک بیبی چک بیبی چک فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری