۵ پاسخ

چقدر اولش حس بد گرفتم دختر 🥹

اشکمونو دراوردی که☹️

ایشالا برید برا بعدی 😍

یه دل تنگی دیگه هم من دارم یه شب داشتم نگاهش میکردم دیدم نفس هاش منظم شده گفتم چقدر دلم برای اون نفس های نوزادی که تند تند بود تنگه چه زود داری خانوم میشی دختر کوچولوی من 😍

آره چقدر چالش های سخت واسترسی وشب بیداری هاکشیذم ورفلاکس ویروس های زیاذولی خیلی دلک تنگه شیرخوردنش ونگاه ب صورتم میکرد وبازی میکردم باهاش تنگه

سوال های مرتبط

مامان ماکان مامان ماکان ۳ سالگی
دلم رایه لحظه لحظه بودنت تنگه،دلم برایه پوشک کردنت تنگه،دلم برایه فرار کردناو وول وول خوردنات حین تعویض پوشک تنگه،بغضی که الان دارمو اشک میشه میریزه بخاطر اینه که زمان داره انقدر برام زود میگذره و داری مستقل میشی،همش میگم بچه ها مهمونایه 18ساله پدرمادران،بعدازون انگار راهشون جدا میشه،فرشته زمینیه من پسرم...
هر مرحله ایو که پشت سر میذاریم من افسردگی میگیرم،وقتی شیرو ترک کرد تا چند ماه درگیرش بودم،الانم چند روزه حسو حال عجیبی دارم
دیشب بعدازینکه خابید نگاش میکردمو اشکام میریخت به همسرم میگم نفهمیدم کی برای اخرین بار پوشکش کردم،درست مثه همون روزی که نفهمیدم کی اخرین بار شیر دادم بهشو ...
خیلی جالبه که نامحسوس در عرض این چند روز وارد بحران سه سالگی شدم،خودمحوری،لجبازی،هرکاریو‌میخاد خودسچش انجام بده و منم دل به دلش میدم ساعت زمانو استپ میزنمو باهاش همگام میشم،شلوارشو خودش در میاره شرتشو خودش میپوشه خودشو میشوره قند قند قند تو دلم اب میشه...
قلب من این بچه جون
ترک پوشک، پوشک نکردن پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک شیردهی ترک شیر ترک شیر