شاید گناه باشه حرفم
ولی من تک تک خانوادم و میپرستم 🥲❤️🩹
یعنی ی حسی بیشتر از دوست داشتن
کاش منم یکم بهشون سرد بودم ک دوری شون کمتر اذیتم میکرد متاسفانه ازشون دور ک میشم روانی میشم روزی ۲۰ بار زنگ میزنم
نه هرگز جونمم براشون میدم تنها کسی ها ک تو دنیا برام با ارزش هستن خانواده ام هستن چون همیشه حامیم بودن پشتم بودن....
وای من عاشقشونم
نه عزیزم .این حسو ندارم
ولی به مادرم خیلی وابستم
منم دل خوشی از خانواده پدریم ندارم چون همیشه مقایسه ام کردن وباورم نداشتن وباهام صمیمی نبودن دلم خیلی میسوزه موقع گرفتاریشون ولی از روی مجبوری رفت وآمد میکنم
من پدرم خیلی مهربون بودو دوسم داشت الان آلزایمر گگرفتە اسمم و یادش رفتە بهش فکر میکنم زارزار گریە میکنم اعصابم به هم میریزە
من که هر روز یه سر خونه بابام میرم اگه نرم خودشون زنگ میزنن که چرا امروز نیومدی
وای نگو نگو از بابا عزیزترنیست من سه ماهه پدرمو ازدست دادم روانی شدم
عاشق خانوادمم باهمه حواشی که میدونم توهمه خانواده ها هست باهمه مشکلا،دوسشون دارم و برام مهم اند
هر کسی اگر دلیلی خاصی داشته باشه
قطعا از پدر مادرش متنفر میشه
ن هر دلیلی ها
در غیر اینصورت همه عاشق خانواده هاشونن
خودتو سرزنش نکن
حتما تو هم ی رفتار بد ی برخورد زننده یا ی اخلاقی توشون دیدیک متنفری
اگه رفتار بد ندارن باید بری مشاوره تا ریشه یابی بشه حالت
من برادر ندارم کلا ویه خواهر 18 ساله دارم فقط که دوسش دارم خودم خیلی بابایی هستم بیش از حد و پدرم دوست دارم اما متاسفانه دیر به دیر میبینمش شاید 3 ساله یا 4 ساله پدرم ندیدم چون پدر مادرم جدا شدن یه چند سالیه و پدرم یه شهر دیگه مادرم یه شهر دیگه و خودم یه شهر کلا سه شهر دور از هم هروقت هم میخوام برم ببینمش مجبور میشم برم مادرم ببینم چون تا تعطیلی میشه مادرم زنگ میزنه میگه بیا و یا خود مادرم میاد خونه ام نمیتونم برم بابام ببینم اما من عاشق بابام هستم اسمش میاد اشکم درمیاد
آره متنفرم از برادرم اصلن دلم نمیخواد ببینمش ولی ولی وقتی میشنوم گرفتاری واسش پیش اومده خیلی خود خوری میکنم و اشک میریزم
به پدرم اره حتی نفرت دارم ازش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.