بنظر من اونی که نه ماه سختی کنارت نبود حق نداره تو شادی های توهم کنارت باشه
خیلی خوب و منطقی جواب دادی
افرین خوب میکنی حق باتوئه
مادرشوهر منم اصلا زنگی نمیزنه یا خواهرشوهرامم همینطور 😐😐فقط بخاطر پول پسرشون میخان خداروشکر شوهرمم خودش اینو فهمیده دور همشون خط کشیدیم
فقط خودمونیم و خودمون❤️
اتفاقا منم داشتم با خودم فکر میکردم یه زنگ نمیزنه مادرشوهرم ببینه حالم چطوره حالا خداروشکر من حاملگی عین واس شما سخت نیستا ولی خب مادرم هرروز زنگ میزنه خواهرم زنگ میزنه از اونور هیچ کدوم!
شوهرت چیزی نگفت؟!
بنظرم نظرات شخصی خودمون روواردزندگی شخصی دیگران نکنیم بهتره بااحترام،ولذتی که توبخشش هست توانتقام نیست،حالابایددیداون دلیلش چی بوده که زنگ نزده یااینکه بالحن آرام ازش بپرس وبخواکه مثلاناراحت شدی که گفته هیچیت نیست!اینکه توبچت ورداری بری پارک واینوراونورکه اون نبینش شایدنبینه ولی خودت خیلی زودخسته میشی ازاین کارا،وبامشکل قلبی که داریدبیشترحرص میخوردید،ته تهش اون حال شمارونپرسیدبالاخره اونم یه روزپیری وکوری داره توهم یه روزبپرس یه روزنپرس بالاخره زمین گرده،اماخیلی عادی برخوردکن نقطه ضعف نده دستشون که بگن اوفیش چقدرناراحت شدکه زنگش نزدیم اینجوری یه کاریم نکردی که بعداخودت معذب بشی،خیلی عادی زندگیت وبکن بیان هم نکن پیش شوهرت بهش هم فکرنکن بذاربگذره گذرزمان همه چی رودرست میکنه،منم خیلی مشکلات داشتم ازلحاظ روحی و زایمان وهرمشکلی ولی دریغ ازیه احترام درست وحسابی ولی عین خودشون رفتارمیکنم خیلی جاهاهم که نتونم نمیرم بابهانه های مختلف😁چندماه سربارداری قبلیم خواهرشوم پایینمون بوددریغ ازیه تعارف که اگه کاری داری بیام کمکت صفرصفرولی وقتی بچم به دنیااومدمیومدگوگلی مگولی،گذشت چندسال بعدبارداری دومش خیلی حالش بدبودواستراحت مطلق وسرکلاژمنم همسایش بودم دریغ ازیه زنگ یایه بارعیادتش که من برم تااخرهم متوجه شدم بقیشونم سردشدن که به اجیمون زنگ نزده الان۹ماهه نه زنگی نه حالی بپرسن چون اون روزای من رویادشون نمیادونمیشه یاداوری کرداماخودم به وقتش جبران میکنم😅😅😅حرص ومرص هم نمیخورم بیان هم نمیکنم پیش شوهرم که زندگی خودم هی شکراب بشه چون اونم ازشون دفاع میکنه دیگه برام مهم نیست بیان نیان
بهترین مادرشوهر دنیا هم باز مادرشوهره و ادا و اطوار خودشو داره و بالاخره یجوری عروسو میچزونه
من ۲۰ روزه زاییدم از روز ۲م ترخیص از بیمارستانم نه زنگ زدن بهم نه اومدن نوهشونو ببینن
خانواده شوهر گااااون گااااااااو🙄
منم چند ماه بهم زنگ نزد ی عصری اونم ی مشکلی داشت با شوهرم رفتن انجام دادن اومد گرفت رومبل خوابید ی کلمم با من حرف نزد منم محلش ندادم بعد ب شوهرم گفته زنت ب من بی محلی میکند منم گفت بحت توقع بود ی بار ب من نزد حقشونه
مادرشوهرت یه لحظه با خودش فکر نکرد شاید عروسم کار داشته نتونسته جواب بدع، سریع گذاشته کف دست شوهرت؟
اقا کمک منم بکنید
منم مادرشوهرم یه شهر دیگست اما اینجام خونه دارن .تو بارداری کلا یه بار اومد اینجا و کاری همنکرد برام . بعدمبی خبر رفتن شهرشون .منم ناراحت شدم جوابشو ندادم دیگه . حالا از اون موقع یاد گرفته هفته ای یه بار زنگمیزنه . بدم میاد چون فهمیدم بخاطر اینکه من اون سری ناراحت شدم و شوهرم به مامانش و داداشش گفته بود که مامان اومد اینجا اما اصلا یه کلمه نگفت شما کاری دارید یا نه و زودم رفت . حتی عیدمنیومدن اینجا .حالا میخاد واسه زایمانم بیاد . واقعا رو مخمه . حتی تلفناشو دوس ندارم جواب بدم . مامان خودم تو بارداریم با اینکه راه دوره خیلی هوامو داشت . به نظرتون چکار کنم 🫠
واسه من که نه اونا زنگ میزنن نه من
کلا ارتباطمون در حد مهمونی رسمیه و اونا خودشون اینطوری رفتار کردن منم عین خودشون
اینجوری بهتره هیچ توقعی نمیتونن از آدم داشته باشن
خوب کردی، به نظرم عصرهم تماس نگیر، همسرت بهش بگه که خانمم کسالت داره و نمیتونه صحبت کنه
حتی اگه مادرش اشتباه کرده باشه اعتراف نمیکنه حرفایی که زدی مهم نیستن مادرشه
تو بجای این حرفا بهش میگفتی نمیدونستم بیصدا بود یا چیز دیگه
مادرشوهرت داره اختلاف میندازه تو زرنگ باش
من چرا دلم نمیخواد بهم زنگ بزنه دلم میخواد دور بمونن انگار بهشون ویار دارم اسمشون میاد عصبی میشم با اینکه کاری به من ندارن
اصلا زنگ نزن بچه هم بدنیا امد نزار بیاد ببینه
چی بگم والا آدم میمونه از کار و رفتار مادرشوهرا
کار خوبی کردی جواب ندادی زنیکه پرو
خوبمیکنی عزیز
خیلی خوب گفتی افرین
حرفت کاملا منطقیه ولی به نظرم شوهرتو بنداز جلو هیچ وقت از بچش ناراحت نمیشه ولی از تو میشه بعد تازه رو مخ شوهرتم میره که ازه زن تو اینطوری کرد اون طوری گفت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.