منم خیلی نگرانم حق ما این نبود. منم دلم میخواست بچم تو رفاه و آسایش باشه روز به روز حسرتامون بیشتر میشه. حق اعتراض هم نداریم. تازه همسر من کاسبه حرفه بلده درآمدش خوبه خیلی زحمت میکشه ولی هرروز پسرفت میکنیم. به نظرم اگه اون چیزی که مدنظرمونه اتفاق نیفته ما باید از اینجا بریم…
ما همه خسته یم عزیزم از دست این گرانی این همه فشار
منم ترس از اینده
فشاری که رومون هس
حالا ظهری یکی تاپیک گذاشته سومی و چهارمی هم میخوام،نوشتم مگه دوتا بچه کافی نیس ناراحت شده بود.
خوشبحال اونایی که نه میدونن اینده چیه و نه معنی پیش فت رو میدونن.
شبا میرن تج مع ،روزا هم با نون پنیر سر میکنن به امید اینکه سرماه یارانشون واریز شه
منم حالم خیلی بده میترسم از آینده از بلایی که میخواد سرمون بیاد امروز رفتم لواش گرفتم دونه های چهار هزار تومن اصلا شوک شدم نمیدونم چطوری باید هزینه کنم بر دخترم که پیشرفت کنه حقوق مون کفاف خورد و خوراکمونو نمیدیده همه چی شده حسرت برام خستم میگم بمیریم بهتره از زندگی نکبته تازه همه میگن اثر جنگ از ۴ ماه دیگس قحطی میاد نمیدونم چه خاکی تو سرم بریزم واقعت نمیفهمم اینا که میرن خیابان و شعار میدن خرید هم میرن واقعا
تو بد موقع تاریخ گیر افتادیم
بیچاره بچه هامون
آینده ی نامعلوم ....
نمیدونم چرا من من ب اینده بچه ها خیییلی خوش بینم
فقط جنگ و این اوضاع شرایط نیست
من الان دخترخالم بخاطر اینکه ماشین سرعتش زیاد بوده تو پیچ نتونستن کنترل کنن خودشو پرت میکنه پایین زنده بمونه درجا میمیره و اونکیکی دختر خالم که راننده بوده هیچیش نمیشه
پسرعموی شوهرم که وضعیت مالی توپی داشتن و زن و شوهر از زندگیشون لذت میبردن مرده انگار افسردگی اسیکزفرنی میگیره جلو بچهه زنشو میکشه حتی الان نمیدونه چکار کرده
یعنی ما مردم خیلی بیچاره ایم هممون این حق ماها نبود جنگ دیدیم کرونا دیدیم گرونی که نگم . یعنی میشه ما روزای خوبم ببینیم
همه تو ی کشتی نشستیم عزیزم.خیره...خدابرامون بخواد انشالله
عزیزم اسم پسرت خیلی دوست داشتنیه
😭😭😭عزیزدلم
بخدا هممون همینیم
مجبوریم ک زندگی کنیم و بپذیریم بخاطر بجه هامون
😓
من از دی ماه هرشب همینم یه چشمم خونه یه چشمم اشک برای وطنم برای هم وطنم برای آینده ی هممون چرا باید این روزارو میدیدیم چرا ما باید تاوان پس میدادیم مغزم خیلی خستس😞کاش خدا معجزه میکرد صبح بیدار میشدیم میدیدم همه چی روبراه شده
همه ی ما حالمون بده عزیزم 😔 دلم برای دخترم خیلی میسوزه وقتی فکر میکنم هنوز نمیدونه کجا بدنیا اومده
فقط دارم به مهارجرت فکر میکنم
خییلی سخته ولی به خاطر بچه م داریم خیلی جدی بهش فکر میکنیم😞
من چند روز همینم همسرم میگه انقد جوش میزنی یه بلایی سر خودت میاری ولی دست خودم نیست همش میگم ما نمیتونیم تو این اوضاع پیشرفت کنیم و در نهایت دخترم آینده اش هیچ میشه نمیتونیم حداقل هارو براش تامین کنیم در آینده و ...
عزیزم تنها نیستی همه ما استرس داریم...شبا بچمو محکم بغل میکنم چون نمیدونم فردا هستیم یا نه😭کاش خدا رحمی کنه یکم بیشتر کنار عزیزامون زندگی کنیم
الان همه تواین وضعیتن نگران بچه هامون آیندشون این گرونی هاوجنگ
متاسفانه کسی به فکرمردم نیست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.