تو تنها نیستی دوست مجازی من💞
امیدوارم غم و افسردگی بره گمشه از زندگی ما مامانایی ک تازه وارد دنیای مادرشدن شدیم 🥲
ایخدا چققققدر نمکهههه😩😩😩
دقیقا همه حرفاتو تجربه کردم♥️
عزیزم چرا شیرخشکشو عوض کردی؟!
هزاران بار ناشکری کردم هزاران بار خودمو زدم گریه کردم پا به پای بچم زجه زدم از خدا خواستم روزای سختم تموم شه چون دیگه نمیکشم خیلی ضعیف شدم خیلی عصبی شدم امیدوارم بشنوه صدامو
ولی بازم شکرش ک پسرم سالمه و بهتر داره میشه هرروز ❤️🩹🤕
ولی من اصلا دلم برای اون روزا تنگ نمیشه
از روزی ک باردار شدم ویار شدید داشتم تا ۶ ماه ۱۰ کیلو کم کردم روزای آخر اینقدر داغون بودم ک دیگه آمپول و سرم و هیچی روم جوابگو نبود و فقط از حال میرفتم دوماه هم استراحت مطلق بودم چون از بس بالا آورده بودم بچه اومده بود پایین و احتمال زایمان زود رس داشتم و آخرم ۳۳ هفته زایمان زودرس کردم
بچم به دنیا اومد ۱۸۰۰ یک کف دست بچه بود ک بستری شد بیمارستان با بخیه های سزارین و کمر خم هی برو هی بیا بعدشم اومدیم خونه پسرم چون نارس بود و فکش خیلی ضعیف بود حتی نمیتونست سینه و شیشه بگیره
انگشتی شیر میخورد انگشت کوچیکمو میزاشتم تو کامش مکمیزد با سرنگ شیر میریختم و گاواژ داشت تو بینیش هی باید از اون شیر میدادم بهش و هردفعه واسه اون جسم نحیفی کعرضه ی نگه داشتنشو نداشتم قلبم هزار تیکه میشد و میشه ❤️🩹😭
و بعدش هرروز یک دکتر
چشم پزشکی سونو مغز سونو کلد سونو کلیه سونو لگن سونو صفرا آزمایش خون آزمایش کف پا۴ مرحله آزمایش ادرار و اکو قلب ودنیایی دکتر ک ببیینن همه جاش اوکیه یا نه
هنوز یادم نمیاد یک ساعت کامل خوابیدم باشم تو این ۵ ماه
کولیک شدید رفلاکس شدید و شن ریزه باعث میشد به شدت بی تاب شه و یک ثانیه آروم نشه🥲😭
حالا این وسط همه میگفتن فقط شیر خودتو بده چون نارس بوده براش بهتره
حالا پسر من از روز اولم خوب سینه نمیگرفت چون نوک نداشتم با رابط به زور بهش دادم قبلشم ک همش میدوشیدم و چون از اول مک نزد و هنوزم مکاش خوب نیست شیرم خیلی کم شد و اولا تا همین یک ماه پیش کلا سینه میگرفت روزی دوسه بار کمکی کم کو هی کمکی بیشتر شد و شیر من کمتر حالا شده شیر خشکی و شیر خودم شده یکی دوبار درروز و من غمگین ترینم
اما چه کنم ؟اینا قسمت من بوده
وای ک دقیقا مث من بوده اوضاعت منم با اون اوضاع شیرنخوردن تا سه ماه کنار اومدم ب زور شیر میخورد همش استرس و نگرانی بابت شیرخوردنش داشتم از وقتی کلا شیرخشکی شد دیگ ذهنم اروم اروم شد
وسر منم با وزن 2840بدنیا اومد حرف اطرافیان خیلی اذیتم میکرد میگفتن چقد ریزه لباساش تنش گشاده همین الانشم با اینکه وزنش خوبه بازم میگن خوب بهش نمیرسی تپل نیس پسر منم سیمیلاک میخوره و شیر خودم
الهی جوجه 🙏🏻😍
عزیزم ۶ماهگیش وزنش جند یود پسر منم با وزن کم ب دنیا اومد 🫠
عزیزم الان چنده کیلوعه؟
چه شیری خشکی میدی ؟
دختر منم با وزن 2400 دنیا اومد 6 ماهگی 6800 بود
عمیقا درک میکنم چون منم مشابه همین شرایط تورو داشتم🥹🩷
خب خداروشکر که ازون دوران هم عبور کردید
قطعا خدا به ما مامانا یه قدرتی میده که بتونیم ازپس این دوران سخت ولی شیرین تر از قند بربیایم🫠🙃🙂🥰😇
تااینجای کار خسته نباشی مامان جان
الهی که بعد از این هم در پناه خدا سلامت باشید 🤲🏻🌷🪻🌼🌻
همیشه خواننده خاموش تاپیکات هستم و انرژی مثبت میگیرم از تاپیکات
در دهن مردم همجوره بازه به مسیر خودت ادامه بده و کار خودتو کن هرکی هرچی دلش میخواد بزا بگه😘😘😘
منم خیلی سختی کشیدم همش دلم می خواد رادمهر 6ماهه بشه بزرگتر بشه پسر کن نه شب خ. آب داشت نه روز طوری شده بودم همش گریه غصه انگار دنیا رو سرم خراب شده بود پسرم برای زردی 3شب بستری شد بعد از اون هم یبوست ک لیک شدید و...... خدارو و شکر الان خیلی بهتره ولب بغلی شده شدید منکه فکر نکنم دلم برای 3ماه به پایین تنگ بشه 😂
پسرم ۲۲۰۰ بدنیا اومد با قد ۴۶ فک کن چقد کوچولو بود
ای جانم ماشالله❤️
چقدر درک کردم حرفایی که گفتی ولی پسرمن شیرخشک هم نمیخورد و بعدم رفلاکس پنهان گرفت شیر خودمم نمیخوردبه اضافه تصادفی که ۲۰ روز بعد زایمان اتفاق افتاد وداغون شدن جسمی و حال روحی هزار برابر بدتر وبدتر از بعد زایمان
ولی بازم دلم واسه اونموقع هاش تنگه😭
چقدر فندق بوده🥺😍
پسر من ۳۸۵۰ به دنیا امد مادرشوهرم امد بیمارستان گفت این باد الکی خیلی کوچلو نمیدونم ما ایرانی ها چرا یکم به فکر سلامت بچه نیستیم از این شاکر نیستیم خدا بهمون بچه سالم عطا کرده فقط اطرافیان به فکر وزن بچه هستن بابا دندون درمیاره هرچقدرم تپل باشه لاغر میشه کاش این اطرافیان یاد بگیرن مادر ۹ ماه تمام کلی سختی تحمل کرده باید بعد زایمان بهش روحیه بدی نه آزارش بدی
چه دلم برا کوشولو بودن آیهان تنگ شد
الان که هر روز دارن بزرگتر میشن ماشاالله
🤍
بچه من وزنش سه و سیصد بود مادرشوهر اومد دیدنش به همسرم گف مطمئنی وزنش سه و سیصده؟ خیلی ریزه! انگار ما به شوهرمم دروغ گفتیم🤐🤐🤐
سه روزگی هم خواستیم ببریمش دکتر مادرشوهر باهامون اومد بچه رو گذاشتیم رو ترازو دکتر وزنش رو اولین بار اشتباه گف ۲۶۰۰ یهو مادرشوهرم زد به شوهرم گف دیدی من گفتم وزنش کمتره؟ شوهرم به دکتر گف تو بیمارستان به ما گفتن سه و سیصد دکتر دوباره وزن کرد گف آره درسته دهن مادرشوهر بسته شد
خیلی دلم میخواست اون لحظه یه چی بگم بهش 🫤🫤🫤
من سر بچهام اذیت نشدم هرکاری خودم خواستم کردم دختر کوچیکی تا شش ماهگی افت وزن خیلی شدید کرد سینه از اول خیلی بد میگرفت تا میومد بخود دختر بزرگی اونم دوسالش بود به هر بهونه نمیذاشت شیر بدم آخرم شش ماهگی شیر خشکی کردم از شش ماهگی تا یه سال و چهار ماهگی رفت رو دور تند دندون دراوردن تا الان که رفتم واکسن ۱۸ ماهگی زدم خیلی خوب بود همچی منو شوهرم رازی هستیم از اینکه بچم شیرخشکی شد الان واسه خودش یه شیطونی که نگو
این که بچه های من دختر خواهرشوم یه ماه از بچه شما کوچیک تره خانم کوچول ماهم سه بار رفت و برگشت به خاطر رفلاکس پنهان که داشت اونم یجورایی مثل بچه شما مامانش رو سرشونه بزرگش کرده اصن جاش اونجاست 😅
به خدا روز نیست که یاد اون روزا بیفتم و داغون نشم هم جسمی هم روحی داغون بودم حرفهای بقیه به شدت اذیتم میکرد ولی الان میگم کاش لذت کوچولو بودن نی نی رو میبردم ولی متاسفانه افسردگی و ده تا چیز دیگه نذاشت اصلا
دختر من ۳۲۰۰ بود بهش میگفتن بچه موش چون خودم چاق نشده بودم و شکم نداشتم فکر میکردن از قصد کم غذایی کردم با اینکه اینجوری نبود مردم زر زیاد میزنن
منم دلم برای نوزادی ماهلین خیلی تنگ میشه
نیکان نااااازم🥹🫶🏼
خدایا فندوق رو نگا 😍
و اینکه یه دستمریزاد به این شوهر فهمیده ماشالله بهش 👌
آخ که حرف دل منو زدی منم شیرم نیومد. پسرم با وزن کم اونقدر حرف شنیدم. وهیچ شیر خشکی به بچه ام نمیساخت. تو مادرت کنارت بود من تنها شهر غریب ودلم از همه شکسته بود ومادرمم ازم دور. ولی خداروشکر گذشت.
عزیزم زودتر از موعد زایمان کردی که نیکان جان با وزن کم بدنیا اومد ؟؟
خداروشکرررررر که سالمه
واقعا ما مامانا خیلی گناه داریم نباسد انقد ب خودمون سخت بگیریم
عزیزم چند هفته دنیا اومد جوجه؟
نیکان جیگر خوشگل😍😍🧿
عزیزم خداروشکر که گذشت و خداروشکر برای داشتن همچین همسر خوبی😍
وااییییی چقدر منی پسر منم اصلا وزن اضافه نمی کرد وزن تولدش ۳۴۰۰بود وزن ۴۰روزگی ۳۸۰۰دکترش برا شیر خشک نوشت با شیر خودم سیر نمیشد نمیخوابید خانواده شوهرم همش میگفت شیرتو بده میگفتم سیر نمیشه گریه میکنه انگار نمیشنیدن خیلی اذیت شدم زردیش هم ۱۲ بود طول شد خوب بشع الان که تابپک تورو دیدم بغض کردم
تک تک اینایی که گفتی رو قشنگگگگ لمس کردم به شدت
دقیقا همین حال رو داشتم
و همش گریه
تجربه ای از بدخواب شدن مجدد تو 4ماهگی دارین؟
دختر من دقیقا این شرایطو داشت وزن پایین حرف مردم شیرم سیرش نمیکرد دکتر میگفت شیر خشک مادرشوهرم میگفت نه حتما شیر مادر بده تا صبح بیدار میموند گریه میکرد ویار شدید دوران بارداری جوری که ۸کیلو کم شده بود وزنم وای داغون شدم واقعا ولی بازم دلم تنگ میشه برای اون روزا برای وقتی که اولین بار تو بغلم گرفتمش 😍
الهی بگردممم🥲🫂
منکه حرفای بقیع اصلا برام مهم نبود شوهرمم هوامو داشت نمیذاشت حرفای اونا روش تاثیربزاره
ای جانم عزیزم
دقیقامنم دلم برای اون روزاش تنگ میشه پسر منم باوزن2600به دنیا اومدالبته خداروشکرفقط بخاطرزردیش ورفلاکسش تا2ماهگی شیرخشک خوردودیگه شیشه رونگرفت فقط شیرخودم ومیخوره ماشاالله الان وزنش خوبه
عزیز واکشن چهارماهگی بردیش مرکز بهداشت ، وزنش چقدر بود؟؟؟
دوران بارداری و زایمان واقعا تروماست برای من که قشنگ عذابه حتی یادش میوفتم گریه ام میگیره خیلی کم پیش میاد کسی درکت کنه من دو ماه اول بعد زایمانم فقط دنبال یکی بودم که منو بغل کنه خیلی احساس تنهایی میکردم ولی خداروشکر گذشت و من دیگه هرگز چنین تجربه ای رو نمیخوام تکرار کنم
دختر من وزنش۳/۵۰۰بود اطرافیان میگفتن کمه
بابا چه کمی آخه بچه فیل که نمیخواستم به دنیا بیارم اینو بگم بهت دهنو مردمونمیشه بست .
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.