بلاخره لبوبو گرفتم😂
بردیمش اسباب بازی فروشی مامانم گفت واسه روز دختر هرچی میخواد برداره ،همش خودشو میکشید سمت این لبوبو ها،من خودم بشخصه اصلا خوشم نمیاد از این عروسک و حس بدی بهم میده اما دخترم عاشقشه
کل خاندان مادری و پدریمم که گرفتن هرموقع تو مهمونی ها بودیم همش بهشون میگفت ابوبو بار بازی کُاَم(لبوبو بیار بازی کنم😂)دیگه امشب براش گرفت مامانم اونم سیکرتش در اومد که ازش متنفرررر بودم😂
یعنی همون در اومد گفتم واااای این چرا در اومد دیگه😫😫😂
مرده میگفت خانوم همه میگن سیکرت باشه،گفتم همینجوریش هم زیاد ترسناک نیس اینم که سیاهه فقط ادم زهره اش میترکع
رو کمد گذاشته بودم ماهلین نصف شب پاشد گفت اب داشتم میرفتم سمت در یهو چشماش و دندوناش برق زد مرذم یعنی تا صبح نخوابیدم
دختر داییم میگفت اینا توشون جن و روح داره ادمو تسخیر میکنن
شیطونه میگه بندازمش بره🤣🤣
بعد خانوم هایی که گرفتین مال شما لباس داشت؟ این نداره که
فرزند پروری پوشک بارداری بگه شیشه شیر پستونک انومالی زایمان سونوگرافی

تصویر
۹ پاسخ

وای منم بدم میاد چقد زشتن اخهه 😄😄

چرا قضیه را جنجالی میکنی خواهر😂😂😂😂عروسکه دیگه
بزار بچه عشق کنه

دختر من اصلا اینا نمیشناخت الان این عکسو دید گیر داده لبوبو میخوام 😯😯

واسه دختر منم پارسال عموش روز دختر خرید آبی آسمونی در اومد خیلی قشنگه رنگش دخترمم خیلی دوسش داره اما دوباره دختر جاریم با خواهر خودم نمیدونم کدوم پارش کردن سرشو جدا کرده بودن باز عموی دخترم براش درست کرد

من اخذ نفهمیدم سیکرت به کدوما میگن😐واسه دختر من ابی گفتن سیکرت من فکر میکردم بخاطر رنگش میگن


منم خوشم نمیاد خیلی زشته

لعنت ب روزی ک اینا مد شدن

حالم بهم میخوره ازش

یکیو میبینم تمشو میزنه واس بچش یا لباسشو می‌خره یا خودشو نمیتونم درکش کنم

ن لباسم باید جداگونه بخری

بابا جناییش نکن یه عروسکه دیگ، بزا بچه لذت ببره😂

برای دختر منم دقیقا سیکرتش گیر اش اومد ولی برای دختر من یه رنگ هست رنگش بد نیست

سوال های مرتبط

مامان 💙اهورا💙 مامان 💙اهورا💙 ۲ سالگی
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
خب با وقتی که میزارید و می‌برید ممکنه خسته کننده باشه ولی حداقل خیالت راحته داری براش وقت میزاری که بعدا مشکل یبوست پیدا نکنه .چون وقتی از شما بترسه یا از جیش و پی پی بترسه و حس کنه شما اصلا نمیفهمید حال اون رو تو خودش نگه میداره .باید اون حس ترس رو از بچه بیرون کنی که خیالش راحت بشه چیز بدی نیست و هروقت خودتون میخواید برید دستشویی بگید من دارم میرم جیش کنم .اینکه یه سری ها میگن ما گذاشتیم بچه جیش کردن مارو ببینه یا پی پی کردن مارو ببینه من کار درستی نمیبینم چون بچه حس بد میگیره و جالب نیست من از اولش با این قضیه مخالف بودم چون مادرشوهرم هم میگفت بهم ولی من میگفتم نه اشتباه ترین کاره .اونوقت حس میکنه همیشه اجازه داره وقتی من میرم دستشویی اونم بیاد توی هرچیزی یه علامت ضربدر بزارید قرار نیست تو همه چیز بچه اجازه داشته باشه
خب حالا یک سری ها میگن تو لگن بشونی بازی کنی سرگرم بشه آب بازی کنه این کارها نباید همیشگی بشه این ها باید یه چیز موقت باشه برای بچه .بازی رنگ انگشتی بازی با توپ بازی با آب و انواع بازی های دیگه خیلی خوبه چون باعث میشه اون ترسی که از محیط دستشویی داره بریزه و فکر نکنه محیط ترسناکی هستش .البته بگم من یک هفته هست شروع کردم آموزش دادن به مهراب رو و اصلا زیاد بازی رو قاطی نکردم .تو لگن نشوندمش یه وقتا گذاشتم آب بازی هم بکنه نه زیاد چون نمیخوام عادت کنه به این چیزا و فقط بخاطر بازی بیاد و اصلا جوری بشه که دیگه داخل خونه نیاد و هر سری جیغ بزنه که نمیخواد تو خونه بیاد میخواد فقط اونجا باشه هرچیزی حد و اندازه داره

فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
مامان ماهان& همتا مامان ماهان& همتا ۲ سالگی
باورم نميشه
امروز جايي بودم يه خانوم كه خيلي به خودش رسيده بودو بو عطر ميداد
كنارم نشسته بود ٢ تا بچه خوشگل و نازم داشت.
به بچه هاش ميگفت امروز عصر بريد خونه مامان جون
من ميخوام برم دكتر اخر شب ميام
بعد بچه هاش رفتن چند متري اونطرف تر بازي كردن
تلفنش زنگ خورد گفت اره عصر ميام شهاب نيستش ماموريته
بچه ها ميذارم خونه مامانم
يه عالمه هم ناز ميومد تو حرف زدنش.
خلاصه قطع كرد. بچش اومد بهش گفت پلي استيشن برام بخر
گفت باشه. بچش كه رفت اونطرف تر گفت خيلي باباش پول ميده كه حالا پلي استيشن هم بخرم
گفتم دوست پسر داري؟ گفت اره يه مرد هست ٨ ساله باهاشم من شوهرم ماهي ٥٠ ميليون بهمون ميده بقيش ماموريت هست
٥٠ تومن جواب زندگي ميده؟ گفتم خونه مال خودته؟ گفت اره
گفتم خب ٥٠ تومن خوبه ديگه تو بچه داري نكن اين كارا
گفت نميشه كمه اصلا نيستش توجه بهم نميكنه
گفتم اگه بچه هات بفهمن تصويرشون به عنوان مادر ازت از بين ميره
گفت نميفهمن كسي تو اين ٨ سال شك هم نكرده . اونم فقط بامنه اونم زن و بچه داره حواسمون بهم هست
ماهي ٣ ٤ روز پيشتر پيشش نميرم .
خلاصه اينم اوضاع ما
با اين مملكت
مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
امروز غروب وقتی همسر اومد خونه
نیکان(گل پسر همسایمون که ۶ سالشه)
گفت عمو ارتا رو میاری تو کوچه با من بازی کنه
شوهرم گفت باشه
همراه همسر اومد تو پارکینگ
ارتا هم نیکان و باباشو دید ذوق زده هی میگفت بریم دد
یه لحظه یه شوک بهم وارد شد
بخدا
انگار همین دیروز بود دوستام میومدن خونمون دنبالم بریم تو کوچه بازی کنیم
مامانامون میبردنمون پارک
امروز دوستِ پسرم تو پارکینگمون منتظرش بود تا باهم بازی کنن
به همسر گفتم من میبرمش تو خسته ای برو دوش بگیر استراحت کن
تو کوچه کلی باهم توپ بازی کردن
کلی دویدن
یهو ارتا بغلش کرد
نیکان گفت خاله چرا بغل کرد
گفتم چون دوست داره خاله جون
گفت عععع منم دوسش دارم🥺🥺🥺
اخه چقدر عسلن این بچه ها🥺🥺🥺
بعد ارتا گفت بابا (منظورش این بود بریم پیش بابا)
نیکان گفت ارتا بمون بازی کنیم
گفتم خاله از صبح باباشو ندیده میخواد بره پیش باباش
میگه چرا باباشو نمیبینه؟؟؟
مگه باباش کجاست؟؟؟
چرا نمیاد پیشتون؟؟؟🤣
میگم خاله از صبح میره سرکار غروب میاد
میگه ارتا یکم دیگه بازی کنیم بعد برو 🥺🥺🥺
وای من مردم واسه این دوتا😂
ولی پسر فسقل من خیلی شیطونه و غیر قابل کنترل
یه بار تو کوچه افتاد قشنگ مثل بچه پرو ها بلند شد و دوباره ادامه داد😌