۱۷ پاسخ

ی شماره میزاشتی ک تماس بگیره

خب از دردسر گريختي اون بنده خدا هم اگر اسيبش زياد باشه و ادم گير و پول لازمي ميگرده اون دور و بر دوربينا رو ك پيدات كنه از طريق پليس و شكايت اگرم اسيبش جزيي بود كه بيخيالش ميشه و حوصله پيگيري نداره

ترک محل تصادفه خودش واست مشکل ایجاد میکنه...شما وایستی این دلیل نمیشه ..باید همونجا تماس میگرفتی ۱۱۰.خودش زنگ میزنه صاحب ماشین و در جریان میزاره گلم

شاید اونجا دوربینی چیزی باشه طرف پیدات کنه بهتر بود شماره میذاشتی

ی شماره تماس میزاشتی باهات تماس بگیرن

شمارتو بزار زیر شیشه پاک کن

اگه طرف ادم پیگیری باشه صدرصد پیدات میکنه و خیلی هم برات بد میشه چون فرار کردی انگار
بعد چجوری نیم ساعت وایستاده بودی ماشین طرف یه نگا نکردی
یعنی کل نیم ساعت پیاده نشدی😐
ظاهرا ۱ دیقه وایستادی دیدی کسی نیست رفتی

اینجور مواقع شمارع بزار جلو شیشه بنده خدا

چند سال پیش نذری داشتیم من رفتم فروشگاه گوشت بگیرم خانومه زده بود به ماشینم تو پارک من من با عجله اومدم وایساده بود دید من حواسم نیست هیچی نگفت رفتم خونه شوهرم دید میخواست ...خلاصه خیلی ناراحت شدم گفتم خدا سرش بیاره نامرد اون موقع ۱۲۰۰ معادل ۱۲ میلیون میشد واقعا خسارت زده بود باید میگفت تازه وایساده بود اما نگفت

باید شماره میزاشتی

احتمالا چیزی نشده ماشین اونم

وایی ماشین بنده خدا اگه خسارت بخوره ک خیلی نامردی بوده ی لحظه خودتو بزار جاش اگه یکی بزنه ب ماشینت و بره چقد عصبی میشی

مام یبار این اتفاق برامون افتاد ن ماشین ما ن ماشین طرف خسارتی ندید،
مردم همه گفتن برید و اینا پایین شدم ماشین رو چک کردیم دیدیم سالم سالم اصلا چیزی نشده بود انگاری ماشین خورده بود ب لاستیک، دیگه شمارمونو گذاشتیم با یه کاغذ رفتیم بنده خدا زنگ زد گفت چیزی نشده ماشینش نگران نباشید

باید شماره ات میگذاشتی خودش بعداً بهت زنگ میزد الان حق الناس گردنت هست

ماشین من یه بار دم در بود یکی زده بود ولی شمارشو گذاشته بود رو شیشه. یه مردی بود من همیشه دعاش میکنم میگم افرین که فرار نکرد خودش هم گفت اخه من بچه دارم به خاطر بچه‌ام فرار نکردم

برگرد برو‌همونجا بیمه خسارتو میده نگران نباش

شماره میزاشتی

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!