چند روز پیش رفتم سونو برای سرویکس
گرچه بیشترش برای این بود که بدونم اون NF چی شد! که دکتر گفت دیگه مهم نیست و من نمی‌دونم واقعا ... تهش توکل کردم به خدا
بین غرغرهام و دغدغه هام به دکتر که پرسید مشکل داشتی این مدت یا نه ! گفتم جنسیت رو هم نگاه کنین ببینید عوض شده یا نه ... دکتر به همسر گفت این دختر حالش بده ها... گفتم اااای دکتر اگه بدونی از دلم از استرس هام از غمام... دکتر هرچی مربوط بود رو چک کرد اون وسطا یهو همسر گفت دکتر ینی بیضه هاش الان تشکیل شده؟ یهو من و دکتر زدیم زیر خنده ... شکمم لرزون شده بود؛ دکتر رو به من گفت ببین اینم شک داره... بعد مانیتور رو سمت همسر آورد و گفت بیا اونقد هست که الان بری خواستگاری... من همچنان تک و توک می‌خندیدم که آخه این چه سوالی بود این وسط ...
در نهایت سونوی ۲۳ و چند روز بارداری انجام شد
سرویکسی که روی ۳۳ پایدار مونده بود
و nfی که هنوز هم استرسشو دارم ...
باشد تا نگاه ِامن و مهربان خدا بر دلم آرامش بیاورد ...
و در نهایت سلامتی برای همه تودلی های مامان های اینجا

۵ پاسخ

خداروشکر ک مشکلی نبوده عزیزم، من دیگه بعد آنومالی سونو نرفتم چون برا من عددNF5 بود و دکترم‌گف زیاده و فلانه، دیگه رفتم پیش ی دکتر با تجربه ی شهر دیگه، سونو رو بهش نوشت دادم گفتش نرماله، بعد جواب آمینوسنتزمم ک نشون دادم چون جواب دومشو نگرفتم دکتر همون جواب اولیه رو دید گف دیگه الان اگر مشکلی هم داشته باشه خیلی دیره گف توکل کن ب خدا، دقیقا حرفی ک‌ب شما زده ب منم زدن، دیگه منم توکل کردم بخدا همچنان دارم با استرس میگذرونم، الآنم دیگه واقعا میترسم ک برم سونو ک بازم بخاطر پشت گردنش گیر بدن، بهم گفته بودن ۲۴ هفته دوباره سونو رو تکرار کنم ک نرفتم

عزیزم نگران نباش بخدا واگذارکن نگرانیت الکیه مال بچه من ۵ بود به اندازه تونگران واسترس نداشتم توبارداری وتوی بارداری استرس برای خودت وکوچولوت سمه استرس باعث میشه فشارت یابالابره یابیادپایین که این خدایی نکرده کارتو به بیمارستان میکشونه نگران نباش انشاالله هیچی نمیشه فقط الکی داری خودتو وکوچولوتواذیت میکنی مگه نمیگی بخداتوکل کردی پس بیخیال باش وبه خودش بسپاره عزیزدلم درکت میکنم منم مثل توبودم همه میگفتن سقط کن ولی من سپردمش بخداوخداهم کوچولومو صحیح وسالم بهم داد قربونت برم نگران هیچی نباش❤️💋🌹

انشالله خدا همیشه بهترینارو برات بخواد عزیزم

انشالا سلامت باشید خودت و نی نی💝💝

عددِ NF من تو هفته ی ۱۸ انومالی
۴.۸ بود
یه عده گفتن زیر ۶ نرماله
یه عده گفتن زیاده باید سلفری یا امینو سنتز بدی که در نهایت جنین شناس گفت لازم نیست به اینا ...
توکل کردم به خدای مهربونم ...

سوال های مرتبط

مامان راشین و مهرشین مامان راشین و مهرشین هفته سی‌ودوم بارداری
سزارین اول
پارت چهارم
گان که تنم بود رو اوردن بالا و مثل پرده جلوم درست کردن و گیره زدن به این طرف و اون طرف...
دیگه دید نداشتم.
دکتر اومد بالا سرم گفت خوبی؟ گفتم اره. گفت نمیترسی؟ گفتم نه... من اگر اصرارم رو طبیعی بود به خاطر ترس از سزارین نبود،چون به نظرم انتخاب درست تری بود. وگرنه از هیچکدوم نمیترسم...
گفت اوکی. گفتم دکتر فقط من هنوز یه کوچولو حس دارما... گفت نگران نباش الان بازت نمیکنم که...
متخصص بیهوشی برام اهنگ فندک تب دار چاوشی گذاشت و فضا ملو بود...
یهو در اتاق عمل باز شد و خانومه گفت اسدی؟ گفتم بله... گفت همسرت گفته فیلم بگیریم. گفتم اوکی. گفت ازت پرسیدم گفتی نمیخوای. گفتم اخه هماهنگ نبودم باهاش.
خلاصه فیلم هم شروع شد و...
دکتر گفت میخوام با بتادین بشورمت یکم سردت میشه گفتم اوکی...
ولی همون لحظه با خودم گفتم این میخواد بشکافه منو هوای سرد وارد بدنم میشه احتمالا... خواسته من هول نکنم... منم کلا بچه پرروام... نمیترسم از این چیزا... گفتم باشه دکتر...

خلاصه دکتر و پرستارا حرفای خیلی عادی میزدن که یهو صدا گریه دخترم اومد... برگام ریخت که هنوز ۱۰دقیقه هم نشده چه به سرعت اومد... انقد حس های جدید و عجیبی داشتم که هیچی نمیفهمیدم...