۱۱ پاسخ

منم از این مدل خواب ها توی بچگیم زیاد دیدم یک بار شاید ۴ سالم بود مهمون اومده بود خونمون همه خواب بودن من خواب دیدم بیدار شدم گفتم زنبور همه بیدار شدن دنبال زنبور میگشتن یکم که گذشت گفتم خواب دیدم😂

پسر منم گاهی وقتا اینجوره دیگ تا صبح بد خواب میسه..خواب میبینن
مثلا تووروز یه خودکار دسش بود من گرفتم انداختم ظرفشویی گفتم ببین انداختم دور
بعد شب تو خواب با گریه بلند میسه میره دنبالش میگرده
نمیدونه دنبال چی میگرده ولی انگار باید بگرده برا چیزی

احتمالا خواب دیده ، دخترمنم پریشب ساعت ۳ صبح با گریه داد زد داره میاد داره میاد بیدارش کردم بغلش کردم چراغ رو روشن کردم گفتم ببین چیزی نیس آوردم کنار خودم خوابوندم تازه داشت خوابش میبرد دوباره داد زد داره میاد ببین به تختش اشاره کرد دوباره چراغ رو روشن کردم گفتم ببین چیزی نیس خواب دیدی دیگه آوردم وسط مون رفت بغل باباش تا صبح همونجا خوابید

تو خواب دیده احتمالا تو کارتونم دیده...بگو کشتمشون دیگه نمیان

دختر منم خواب زنبور میبینه گریه میکنه

پسر منم خواب میبینه میگه پشه اومده بخورم آرومش میکنم میگم خواب دیدی

برنامه کودکی یا فیلمی چیزی دیده شاید

یا خواب دیده،،، یا چیزی مثل مورچه یا حشره میاد ،،،

پسر منم هی خواب می‌کنه با داد و گریه میگه بده من بده من
یا هی میگه توپ من کووووو
هیولا منو میخوره نازشون میکنم میگم خواب دیدی مامانی
می‌خوابه
خواب میبینن یا طول روز ک ذهنشون درگیر باشه تو خواب میبینن

یا خواب دیده یا ترسیده

اختمالا خواب دیده

سوال های مرتبط

مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
سلام
مامانا دیشب مادرشوهرم خونمون بود من و شوهرم دعوامون شد تقصیر شوهرمم بود. از دیشب خیلی گریه کردم . امروزم صبح ۶ پسرم با گریه بیدار شد. دل‌درد داشت بعد من بغلش@کرده بودم مادرشوهرم با صدای کلفت حرف می‌زد این خواب از سرش پرید و مادرشوهرم باهاش بازی کرد. بعد با صدای خیلی بلند جوری که من تو اتاق داشتم با استادم تلفنی حرف میزدم صداشو نمیشنیدم. بعد من پسرمو دعوا کردم که نمیخوابی از فردا دوباره خوابت بهم میریزه من باید تا صبح بیدار بمونم. به مادرشوهرم گفتم وقتی خواب و بیداره نباید باهاش بازی کنین که خوابش بپره. اونم میگفت میخواستم ساکت شه. من که پسرمو دعوا کردم پسرم ترسید رفت بغل مادرشوهرم اونم از خداخواسته میگف بیا بغلم خودم فلان. خیلی حرص خوردم‌ . دوس دارم بره خونش. بچم خوابید نذاشت بیارم رو تختش میگف همینجا بذار بخوابه . یه ساعت بعد پسرم بیدار شد اومد دنبالم دید هستم گفت شیر دادم بهش بعد گفت میرم پیش مادربزرگم. منم چیزی نگفتم بردمش گذاشتمش پیشش بخوابه. منم شب ۲ ساعت خوابیدم. از طرفی شوهرم از اینورما از دست مادرش حرص خوردم‌ . خیلی خونمون میاد میمونه اصلا حوصلشو ندارم‌ پسرم که دل‌درد داشت اون با بازی کردن ساکت کرد خوابش پرید بعد به من میگه کیف کردی چجوری ساکت کردم‌ عادت داره فقط از همه چی خودش@تعریف کنه تحملشو ندارم‌ . دوس دارم بره خونش. کم مونده از ریدن...هم تعریف کنه‌ . از دختراش از اینکه فلانی خودکشی کرد برا دخترم .... تا کم مونده موی اونجارو از اینکه عرقش بو نمیده... تعریف میکنه. واقعا تحملشو ندارم. .... به نظرتون تقصیر منه ؟
#پوشک فرزند نوزاد پوشک
مامان ثمین مامان ثمین ۲ سالگی
مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۲ سالگی